کد مطلب: ۱۱۷۵۴
تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۶

شاعرِ حد فاصل

اطلاعات:  هفدهم دی روز بزرگداشت خواجوی کرمانی است و این روز از سال گذشته اعلام و در تقویم‌ها ثبت شده است. امیداست که با برگزاری برنامه‌های مختلف درکرمان و دیگر شهرها فرصتی برای بازخوانی و شناخت دقیق خواجو برای علاقه‌مندان به شعرفارسی وفرهنگ ایرانی فراهم شود.

کمال‌الدین ابوالعطاء محمودبن علی‌بن محمود مشهور به «خواجوی کرمانی»، در ۶۸۹ در کرمان متولد شد و در ۷۵۲ در تل تنگ الله‌اکبر شیراز به خاک سپرده شد. او را نخل‌بند شعرا، خلاق‌المعانی و ملک‌الفضلا نیز نامیده‌اند. وی در خاندانی سرشناس در کرمان بالید و دوران کودکی را در آن شهر سپری کرد. پس از آن سفرهایی دراز به حجاز، شام، بیت‌المقدس، عراق عجم، عراق عرب و مصر کرد و از این سفرها بسیار آموخت و توشه برگرفت.  

آثار او به غیر از مثنوی‌هایی که به پیروی از نظامی گنجوی سروده شامل قصاید و غزلیات است که در کلیات اشعار خواجوی کرمانی گنجانده شده است. خواجو شاعری است که تقلید از شاعران دیگر بسیار در آثار او دیده می‌شود. او مثنوی «روضه‌الانوار» را در وزن و اسلوب شعری «مخزن‌الاسرار»، «گل و نوروز» و «همای و همایون» را به پیروی از «خسرو و شیرین» و «اسکندرنامه» سروده است. برخی «کمال نامه» خواجو را تقلید از «سیرالعباد» سنایی می‌دانند. او چهار رساله به نثر مسجع و مصنوع نیز دارد که با نام‌های «سراجیه»، «شمس و سحاب»، «شمع و شمشیر» و «نمد و بوریا» در تاریخ ادبیات ایران ثبت و ضبط شده‌اند. خواجو در غزل، پیرو سعدی است تا جایی که گروهی با عداوت او را دزد سعدی می‌دانند. در حالی که به ندرت می‌توان مضمونی کاملا مشابه در دیوان این دو شاعر یافت. از دیگر سو حافظ که در اوج شهرت خواجو، به عنوان شاعری نوپا ظهور کرد، مضامین و تعابیر بسیاری را از خواجو وام گرفت و با توانایی و استعداد بی‌نظیرش آن‌ها را در سبک شعری خود به کار بست. جدای از اهمیت شعری و نثری خواجو، آن‌چه پرداختن به آثارش را الزام‌آور می‌کند قرار گرفتن او به عنوان حد فاصل سعدی و حافظ است. شناخت خواجو،  قطعا در شناخت شعر و اندیشه‌ی حافظ یاری‌رسان اهل تحقیق است.

با تمام این اوصاف، خواجو شاعری نبوده است که در زمانه‌ی ما چندان با اقبال و توجه مواجه باشد. همین امر سبب شد تا مرکز فرهنگی شهر کتاب، که پیش از این هم متولی برگزاری درس‌گفتارهایی برای شناخت دیگر شعرا و نویسندگان کلاسیک فارسی بوده، درس‌گفتارهایی با محوریت شناخت خواجوی کرمانی در دستور کار خود قرار دهد. طبق آماری که این مرکز منتشر کرده، از دی ماه ۱۳۹۵ تا مهر ۱۳۹۶، ۳۴ درس‌گفتار با حضور خواجوشناسان و خواجوپژوهان در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.

این درس‌گفتارها با نشستی با عنوان «خواجوی کرمانی کیست؟» آغاز شد و با بررسی «رباعیات خواجو و جریان رباعی‌سرایی فارسی در قرن هشتم» به پایان رسید. در این درس‌گفتارها، استادانی چون سیدمحمود دعایی، محمود عابدی، اصغر دادبه، میرجلال‌الدین کزازی، احمد تمیم‌داری، حسن بلخاری، مریم حسینی، عبدالرضا مدرس‌زاده، مهدی محبتی، ایرج شهبازی، فاطمه کهن، حسن ذوالفقاری، علی‌اصغر ارجی، بهرام پروین‌گنابادی، کوروش کمالی‌سروستانی، سیدعلی میرافضلی، سیدمحمدعلی گلابزاده، منوچهر سادات‌افسری، سهیلا صلاحی‌مقدم، محمدرضا موحدی، فرح نیازکار، محمدجواد اعتمادی، بهادر باقری، کلارا کرونا و علی‌رضا مظفری حضور داشتند و هر یک به صورت مجزا به بخشی از آثار و آراء خواجوی کرمانی پرداختند. در این میان مثنوی‌های خواجو چون «همای و همایون»، «گل و نوروز»، «سام‌نامه»، «روضه‌الانوار» و آثار منثور او مورد سنجش زیبایی‌شناسی و بررسی قرار گرفتند. از سوی دیگر به مقایسه‌ی آثار او با شاعرانی چون نظامی، فردوسی و حافظ نیز پرداخته شد. جایگاه غزلیات او در تاریخ ادبیات قرن هشتم و نیز نقد و تحلیل ساختاری غزلیاتش از دیگر مباحث مورد بحث در این درس‌گفتارها بود.

از میان مجموع سخنرانی‌هایی که درباره‌ی خواجو صورت گرفت، نتایجی به دست آمد که بازگو کردن‌اش برای کسانی که می‌خواهند اجمالا شناختی از خواجو به دست آورند خالی از لطف نیست:

 خواجو به هنرهایی واقف است و آگاهی دارد که کمتر شاعری به آن هنرها نزدیک شده‌اند. خواجو در آثارش از اصطلاحات نقاشی، رنگ‌های نقاشان در کتیبه‌ها و بناها سخن گفته است. او بیش از هر شاعر دیگر با موسیقی ارتباط دارد و کتابش پر از واژه‌های موسیقی است و غزلیاتش سرشار از موسیقی است. او دومین شاعر پس از مولاناست که تا این حد اوزان غزل‌های‌اش متعدد است.

خواجو نقش بسیاری در پاسداری از ادبیات کهن داشته است و در دوران‌هایی حضور داشته که ایران سرشار از گرفتاری بوده است. افرادی همچون فردوسی، مولوی، سعدی و خواجو مانند کوه‌هایی استوار هستند که موجب دوام فرهنگی ملت ما شدند و این بزرگان مانع از ریزش و زیر و زبر شدن فرهنگ و هویت کهنسال ایران شدند و در چهارراه حوادث قرار گرفتند و پناهگاه مردم مظلومی بودند که هر روز در تاخت و تاز قرار داشتند.

رسالت دیگر خواجو انتقال میراث فرهنگی و هنری و زبانی و ادب قبل به بعد است. کم اتفاق می‌افتد که سه شاعر مثل سعدی، خواجو و حافظ پشت سر هم در یک منطقه باشند. خواجو کسی است که برای اولین بار به اسم و رسم  و به نشان از چهارده معصوم از پیامبر اسلام تا امام عصر به شعر یاد کرده و وصف آن کرده است. خواجو از این فرصت مناسب به نیکی در تبیین معارف اسلامی و نجات دادن شعر از آنچه که باعث لوث شدن شعر می‌شود، استفاده کرده است.

وقتی اشعار خواجو و حافظ را می‌خوانیم نمی‌توانیم تشخیص بدهیم کدام شاعر است زیرا بسیار شبیه هم هستند و بیشترین وام را گرفته‌اند. خواجو فرزند زمان خودش است؛ زمانه‌ای که چندگانه است و فساد درآن است؛ زمانه‌ای که زبان را ساده نمی‌تواند به کار بگیرد و نیا ز دارد برای زیستن بهتر از عرفان استفاده کند و گاه برای اینکه دستخوش فرهنگ مغول نشود به فرهنگ ایران باستان روی بیاورد و فساد آن را با طنز نشان دهد.

خواجو تلنگری به ذهن ما می‌زند که ما را به یاد حافظ بیندازد. شاعران تجربه‌ی زیسته‌ای از عرفان دارند و مبانی و مفاهیم عرفانی را در اشعارشان تجربه کرده‌اند. شاعران در شعرهایشان از نمادهای عرفانی هم استفاده می‌کنند. خواجو بینابین این مسیر حرکت می‌کند، جهان‌بینی کلی که در اشعار خواجو وجود دارد، تضاد عشق و عقل است و وطن را جایی می‌داند که نامی ندارد. عشق را سرسری نمی‌داند و معشوق را در جایگاه بسیار والایی می‌بیند اما در بخش عرفان، تقسیم‌بندی در ادبیات عرفانی شاعران وجود دارد که با قدم خوف حرکت می‌کنند و یا از سر ترس به ادبیات عارفانه روی می‌آورند و در انزاوا و خلوت می‌نشینند. خواجوی کرمانی نوع نگاهش به عرفان از این دسته است که به ترک دنیا می‌انجامد و ترس از گناه و عقوبت است. تفاوتی که در اشعار سعدی با خواجو می‌بینیم عرفانی است که از سر رحمت و امیدواری است، حافظ نیز قدم بینابینی دارد. خواجو گاهی وقت‌ها در غزلیات عرفانی منتقد است و تلاش می‌کند مخاطب را به سمت سویی هدایت کند که ماوراء است و حقیقت در آن نهفته است.

اوضاع پریشان و روزگار دیگرگونه‌ی خواجو و تضعیف روحیه‌ی مردم نسبت به عصر نظامی باعث گرایش به عرفان شده بود که در چنین اوضاع و احوالی مثنوی‌های عاشقانه زیاد مورد توجه قرار نمی‌گیرد. شیوه داستان‌سرایی خواجو نمونه نازلی از داستان‌های نظامی و عمدتا نظم روایت‌های شفاهی است. خواجو برای پرهیز از تشابه، منظومه‌ی داستانی عاشقانه را در وزن حماسی می‌سراید که مقبول نیست. شاید خود یا دیگران سام‌نامه را جایگزین همای همایون کردند. هنر خواجو در غزل‌پردازی است تا منظومه‌سرایی؛ چنانکه مورد تقلید حافظ است و خود مقلد نازل آثار نظامی.

اگر به مجموعه‌ی کسانی که از نظامی تقلید کرده‌اند، توجه کنیم، متوجه می‌شویم تعدادی از این شاعران، حتی نام کتاب‌ها و روال و اشخاص داستان‌ها، تقلید از نظامی است، اما خواجوی کرمانی انصافاً این کار را نکرده و برای خود شأنی قائل بوده است که در عین حالی که می‌خواسته نظیره برای آثار نظامی بگوید، استقلال خود را نیز کنار نگذاشته است.  

خواجو بین دو قله بزرگ شعر فارسی و دو شاعر شیرازی قرار دارد. او چهل سال بعد از مرگ سعدی و شصت سال قبل از فوت حافظ در شیراز می‌زیسته و به عنوان شاعر بزرگ و سرآمد و صاحب‌سبک و صاحب‌گفتار، مطرح است. خواجو غزل‌های زیبایی دارد، اما گناه خواجو این است که تعداد غزل‌های زیبایش کم است. او استاد بهره‌گیری از سبک عراقی و معلم بزرگی است که توانسته آموزه‌های مهم سبک عراقی را به دوره مکتب تلفیق منتقل کند و بیشترین بهره را از این اتفاق حافظ شیرازی برده است.

آن‌چه در درس‌گفتارهای شهر کتاب مطرح شد،  کوشش برای روشن شدن بخش‌های مختلف زندگی و آثار خواجو بود تا علاقه‌مندان به ادب کلاسیک بار دیگر با بازخوانی آثار و آراء خواجوی کرمانی، بپردازند و فراموش نکنند میان حضور و ظهور قله‌های شعر و ادب فارسی، شاعران و ادیبانی زندگی می‌کردند که فقدان‌شان زنجیره‌ی در هم تنیده‌ی ادب فارسی را از هم می‌گسلاند.  

 

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST