کد مطلب: ۱۳۱۰۳
تاریخ انتشار: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷

گزارشی از آثار جدیدِ «پانوراما» در انتشارات ققنوس

 هنرآنلاین: «پانوراما» نامی است که انتشارات ققنوس برای سری کتاب‌های کوچک و کم حجمی اختیار کرده است که می‌توانیم در موقعیت‌های مختلف روزانه بخوانیم‌شان. این کتاب‌ها متقارن با زندگی پرشتابِ این روزهای ما تدارک دیده شده است. در این سری کتاب‌ها که قرار است جهان نمایی وسیع در دسترس عموم مخاطبان بگذارد، پاره‌ای از شاهکارها یا آثار مهم نویسندگان بنام منتشر شده است که خوانندگان را با وجهی از آثار پراهمیت نویسندگان بزرگ آشنا می‌کند.

اولین شماره از سری آثار «پانوراما»ی انتشارات ققنوس - آثاری که به شکلی موجز نویسنده‌ای بزرگ و اثری از آن را معرفی می‌کند- به اورهان پاموک، نوبلیست سال ۲۰۰۶ اختصاص دارد. کتابی کوچک برای کسانی که فکر می‌کنند چندان وقتی برای مطالعه ندارند. کتابی دربرگیرنده سه اثر با نام‌های «پدرم»، «از پشت پنجره» و «چمدان پدرم» که متن سخنرانی آقای نویسنده در مراسم نوبل است.
اورهان پاموک، نویسنده‌ی شاهکار «نام من سرخ» که مخاطبان ایرانی خیلی خوب آثارش را می‌شناسند، داستان نویسی با شهرت جهانی است که اکنون آثارش به ۴۰ زبان دنیا برگردانده شده‌اند.

در سومین اثرِ این کتاب متن سخنرانی پاموک در دسامبر ۲۰۰۶ درج شده است. پاموک می‌نویسد: «به نظر من نویسنده بودن، کشف انسان دیگر نهفته در هر فرد و سال‌ها صبر و تلاش، شناخت جهانی است که آن انسان دیگر را به وجود آورده. وقتی صحبت از یک متن به میان می‌آید، آنچه در وهله‌ی اول در برابر چشم‌هایم ظاهر می‌شود، نه نه رمان، شعر و سنت ادبی که کسی است که به تنهایی اتاقش پناه می‌برد، پشت میز می‌نشنید، به درون خود رجوع می‌کند و با کلمات جهان جدیدی می‌آفریند.»
کتاب کوچک «پدرم» را بهاره فریس آبادی ترجمه و انتشارات ققنوس در اولین روزهای سال جاری منتشر کرده است.
دیگر کتاب، کتاب «سرزمین غریب» از ارنست همینگوی است که رامتین ابراهیمی ترجمه کرده است.
«سرزمین غریب» داستان سفر دو مرد و زن با نام‌های راجر و هلناست که به سرزمینی غریب می‌روند. تمام داستان با گفت‌وگوهای همین دو نفر پیش می‌رود. ذره ذره و لایه لایه از شخصیت‌های راجر و هلنا در طول دیالوگ‌ها برای ما عریان می‌شود و تا نیمه‌ی داستان مخاطب شناخت درستی از کاراکترها پیدا می‌کند. هلنا که نامش به عمد تا چند صفحه‌ی نخست داستان فاش نمی‌شود، دختری است که دیگر نمی‌خواهد پیش شوهرش برگردد و هر چند جمله یک‌بار به راجر اظهار محبت می‌کند. او می‌گوید شوهرش هموسکچوال بوده، مادرش هم خبر داشته، اما از آنجا که شایسته نمی‌دانسته در انتخاب دخترش دخالت کند، به او نگفته. مادر هلنا، فکر می‌کرده دخترش می‌داند و آگاهانه دست به این انتخاب زده است. هلنا، دختری که کمی رفتار لوس دارد، در طول سفر دائم از راجر می‌خواهد که بگوید دوستش دارد یا نه و راجر هم دست کم در نیمه‌ی اول داستان به صورت شفاف از ضمیرش به دختر خبر نمی‌دهد.
اثر دیگر «خواندن در توالت» اثر هنری میلر که محمدرضا شکاری ترجمه کرده است و شامل دو کار کوتاه می‌شود: «آن‌ها زنده بودند و با من حرف‌می‌زدند» و «خواندن در توالت» که هر دو درباره کتابخوانی و مطالعه است.
هنری میلر در «آن‌ها زنده بودند و با من حرف‌می‌زدند»، اولین نوشته‌ی این کتاب کوچک، این کتاب‌ها را به واسطه‌ی همان ستاره‌هایی که به نشانه‌ی ضاله بودن‌شان بر جلدها حک شده، کتاب‌هایی توصیف می‌کند که مخاطب را به سوی خودشان می‌کشانند. او در این نوشته از کتاب‌های دلخواهش حرف می‌زند، از کتاب‌های تحمیلی یا آن‌‍‌ها که هرگز خودش به عنوان مخاطب آن‌ها را انتخاب نکرده است و یا کتاب‌هایی که معروفند به کتاب‌های کلاسیک. اگر دوست دارید بدانید هنری میلر چطور مخاطبی بوده یا عاشق چه نویسنده‌ها و چه کتاب‌هایی بوده است، در همین کار میلر حسابی از خودش و علائقش حرف زده است. او توضیح داده که چطور تحت تاثیر کتاب‌ها قرار گرفته و چگونه شیفته‌ی آن‌ها مانده است.
«رستوران نقاشی» کار دیگری در سری آثار پانوراماست که نویسنده آن مارسل امه است. مارسل امه در سال ۱۹۰۲ به دنیا آمد و ۶۵ سال عمر کرد. رمان «برولبرا»، «میزی برای مردگان» و «مادیان سبز» از آثار مشهور او هستند. در کارنامه‌ی کاری او مجموعه داستان، نمایش‌نامه، فیلمنامه و دیالوگ نویسی هم دیده می‌شود. پانورامای شماره‌ی ۲ انتشارات ققنوس به کاری از مارسل امه با عنوان «رستوران نقاشی» اختصاص دارد.
«رستوران نقاشی» روایتگر زندگی نقاشی به نام لافلور در خیابان سن و نسان است که نقاشی‌هایش نه غذای روح که غذای تن است. هر کسی که مخاطب نقاشی‌های لافلور قرار بگیرد سیر می‌شود. خودِ نقاش به واسطه‌ی کار بسیار و تماشای نقاشی‌هایش مدت‌هاست که میلی به غذا خوردن ندارد. او اشتهایش کور شده و فکر می‌کند لابد بیمار شده است که نمی‌تواند لب به غذا بزند. این راز عجیب زمانی فاش می‌شود که کارتن خوابی گرسنه که از فرط سردرد چشم‌هایش همه چیز را تار می‌بیند در برابر یکی از نقاشی‌های لافلور قرار می‌گیرد و معجزه‌ی کار این نقاش را با پوست و استخوانش درک می‌کند.

این آثار همگی در انتشارات ققنوس و در بهار سال جاری منتشر شده است.

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST