کد مطلب: ۱۴۷۵۳
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷

نویسنده باید معاصر باشد

علی‌رضا کیوانی‌نژاد

ایران: سبیلو بود و بگی‌نگی اخمو؛ اما اینقدر چرب‌دست بود و واژه‌ها را خوب می‌شست که اصلاً به ذهن کسی خطور نمی‌کرد او را نویسنده‌ای خام‌دست قلمداد کند. برخی‌ها هم که مجیزگو بودند، وقتی می‌دیدند گراس اهل این خاله‌زنک‌بازی‌ها نیست، خودشان را می‌زدند به آن راه و تروخشک را به هم پیوند می‌دادند بلکه به این نتیجه برسند که او فقط یک نویسنده معمولی است که از این و آن ایراد می‌گیرد و اگر تنباکوی پیپش خوب نباشد، دیگر واویلا. گراس اما فراتر از این حرف‌ها بود، نویسنده‌ای که به گواه آثارش توانسته بود به چنان جایگاهی دست یابد که پیشتر فقط توماس‌مان به آن نائل شده بود، جایگاهی که اعتباری جهانی را برای او در پی داشت و سبب شده بود که آثارش به زبان‌های متعدد ترجمه شوند و ناشران خارجی برای گرفتن حقوق مادی و معنوی آثارش، سرودست بشکنند. در روزگاری که رمان به مفهوم واقعی کلمه کارکردش را از دست داده بود و هر متن سخیفی برچسب رمان می‌خورد و راهی بازار نشر می‌شد «طبل حلبی» کارکردی فراتر از یک رمان داشت. گراس در ۱۹۵۹ با رمان طبل حلبی به شهرتی ناگهانی رسید. او در این رمان شگفت‌انگیز با ترسیم فضاهای متنوع و چهره‌های گوناگون، زندگی خود را چون طوماری با طرح و نگارهای رنگین در برابر خواننده باز کرد. رمانی در گستره تاریخ چند نسل و به وسعت جغرافیای وسیعی که از شرق تا غرب تداوم داشت. اسکار- قهرمان همیشه‌بچه رمان- که در دانسیگ با فرهنگ لهستانی - آلمانی بار می‌آید و بعد به دوسلدورف می‌رود و به کارها و پیشه‌های گوناگونی دست می‌زند، بی‌گمان رگه‌هایی از زندگی خالق خود را یدک می‌کشد. گونتر گراس همیشه به موقعیت اجتماعی خود آگاه بود و می‌گفت: «نویسنده کسی است که به رویدادهای اطرافش آگاه است و واکنش درستی نشان می‌دهد. هر نویسنده‌ای باید در لحظه بنویسد، یعنی باید جوری ذهنش را تربیت کرده باشد که به مقتضیات زمان خودش بپردازد، مخلص کلام اینکه نویسنده باید معاصر باشد. اینکه می‌گویند نویسنده باید سوژه را انتخاب کند از نظر من درست نیست چون در مورد خودم هم چنین  نبوده است و همیشه سوژه، خودش را به من تحمیل کرده است.» زبان و نثر طنزآلود گراس همیشه برای خواننده جذاب است. او البته دوست داشت از ابزار طنز برای واکاوی پدیده‌هایی استفاده کند که دیگر نویسنده‌ها چندان به آن توجه نداشتند. سویه طنز کارهای گراس یکی از نقاط قوت آثارش به شمار می‌رود که مختص طبل حلبی نیست و در موش و گربه و سال‌های سگی هم دیده می‌شود. گراس ۱۰سال عضو حزب سوسیال دموکرات آلمان بود. هرگز خودش را نویسنده‌ای قلمداد نکرد که در چارچوب روایت داستان حرکت می‌کند و کاری به سیاست ندارد. حتی وقتی شعر می‌گفت باز هم سیاست را مد نظر قرار می‌داد و واهمه‌ای از بیان نظراتش نداشت. این روزها امثال گراس کم هستند، امثال او که دانش سیاسی داشت و بجا صحبت می‌کرد و هرگز از دایره ادب هم خارج نمی‌شد. گونتراس گراس، هم سواد ادبی داشت هم بینش سیاسی و نگاه تاریخی و مخرج مشترک این‌ها می‌شود یک رمان‌نویس چیره‌دستِ کاربلد. شاید بد نباشد این جمله درخشان «هانس انسنس‌برگر» را از کتاب «در ستایش بی‌سوادی» دوباره و دوباره مرور کنیم: «سواد یک استثنا است نه قاعده.» و به همین دلیل گراس هم یک استثنا بود.

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST