کد مطلب: ۱۸۰۳۱
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸

مروری بر درس‌گفتارهایی درباره‌ی فردوسی (درس‌گفتار پنجم تا هفتم)

درس‌گفتار پنجم

  رستم و سهراب

  سخنران:  دکتر میرجلال‌الدین کزازی

جلسه‌ی دوازدهم، سیزدهم، چهاردهم، پانزدهم

زمان: ۸۷/۲/۴، ۸۷/۲/۱۱، ۸۷/۲/۲۵، ۸۷/۳/۱

  

دکتر میرجلال‌الدین کزازی که در پنجمین مجموعه درس گفتارهای فردوسی در شهر کتاب مرکزی سخن می‌گفت به شاهنامه فردوسی اشاره کرد و افزود: شاهنامه شاهکاری است بسیار فریبنده، فریب آن هم در این است که خواننده زمانی که بیت‌های آن را می‌خواند می‌انگارد با متنی روشن، روان، ساده، بی‌پیرایه و عاری از هر پیچشی و تنگنایی روبروست اما به راستی چنین نیست. درست است که پیکره چنین است اما در پس این پوسته مغزی است سخت و ستبر که به آسانی سخته و کاویده نمی‌تواند شد. برای سنجیدن آن مغز و به آیین‌تر و سفتن آن مغز ما به دیدگاه و دانش‌هایی نیاز داریم که اگر با آن آشنا نباشیم همچنان در رویه و پیکره خواهیم ماند و راهی به مغز و جان و ژرفای شاهنامه نخواهیم برد. آن دانش‌ها، دانش‌هایی است از گونه اسطوره‌شناسی، باورشناسی باستانی و نمادشناسی ایرانی است. شاهنامه دری است زیبا و نگارین که به روی ما گشوده نخواهد شد اگر به ژرفای آن دست نیابیم. هر دری روزگاری باید گشوده شود و گرنه چه سود از آن در. ویژگی در، بسته شدن نیست بلکه گشودن آن نیز است. باید در را گشود و بدان سوی راه برد. در را باید با کلید گشود مگر آنکه درهم بشکنیم. شکستن پاره‌ای از درها کاری خرد و آسان نیست. در شاهنامه یکی از آنهاست و به ناچار باید کلیدی یافت بر گشودن آن، جهان شاهنامه در آن سوی در است. کسی می‌تواند راه به آن سوی داشته باشد که از آن در بگذرد، شناخت شاهنامه با آن همه درونمایه‌ها کالبدی کاری آسان نیست. هر متنی نمادین اسطوره‌ای رازآلود است و ما می‌خواهیم بکوشیم که یکی از آن درها را بگشاییم. در هر بیتی از شاهنامه نکته‌های بسیار از گونه‌های گوناگون نهفته است. اگر ما بخواهیم درختی مانند شاهنامه یا هر متنی دیگر که ارجی دارد و شاهکار ادبی شمرده می‌شود نکته‌ای بیابیم فراوان می‌توانیم یافت. یکی از نکته‌های ناب ناگزیر و بنیادین در شناخت داستان رستم و سهراب است که در پی آن جهان شاهنامه رویارویی، هماوردی، ستیز و کشاکش است. هر جای حماسه با این ستیز و کشاکش روبرو می‌شوید. آنچه حماسه و اسطوره را از هم جدا می‌کند همین است که این ویژگی ستیز ناسازها در می‌گسترد و می‌پرورد و زمین را برای پیدایی فرهنگ حماسی و ادب حماسی فراهم می‌آورد. حماسه اسطوره‌ای است که گیتی و اینسری و فروسویی شده و اسطوره حماسه‌ای است که مینوی و آنسری و فراسویی است. ویژگی ساختاری و بینامتنی گیتی ناسازی و یگانگی است. مینو جهان نهان است جهان من و اندیشه است. گیتی جهان آشکار و جهان پیکرینه و استومند و جهان دیداری است. ویژگی گیتی دوگانگی و ناسازی است. هر پدیدار را بنگرید ناسازی و هماوردی در برابر خود دارد. همین ناسازی و کشاکش و دوگانگی که انگیزه و تلاش و تکاپو است در مینو آرامشی ژرف و سایه گستر است زیرا آن جهان جانی است یکسویه و سخت و همگون، اما ستیزه و کشاکش به تنهایی حماسه آفرین نیست هنگامی ستیزه و کشاکش و دوگانگی مایه‌ای می‌شود برای پیدایی حماسه که در میانه آن دو ناساز هماورد آمیختگی و پویندی در کار باشد. ساختار حماسه ساختاری است ناسازوارانه و آن‌چنان که فرنگیان به آن پارادوکسیکال می‌گویند. دو هماورد با هم می‌ستیزند ولی به