کد مطلب: ۱۸۱۲۹
تاریخ انتشار: سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸

آثاری که برای خوانندگان‌شان ثروت می‌سازد

ایسنا: فرح نیازکار می‌گوید: کلام‌ شاعران و نویسندگان کلاسیک چنان در مردمان تاثیر گذاشته که پس از گذر قرن­‌ها می­‌توان این تأثیرگذاری را در نزد فرهنگ عامه و در عرصه­‌های گوناگون بازیافت.

این مدرس دانشگاه و پژوهشگر در گفت‌وگو با ایسنا، درباره میزان نمود و تاثیر ادبیات کهن در آثار ادبی معاصر اظهار کرد: اگر بپذیریم که آثار کلاسیک کتاب‌هایی هستند که تأثیر خاصی بر جای می‌گذارند و همچنان که به عنوان امری فراموش‌نشدنی بر جای می‌مانند، در یاد و ناخودآگاه جمعی یا فردی پنهان می‌شوند، آثار کلاسیک را نه به عنوان وظیفه و از روی احترام، بلکه تنها از سر عشق می‌خوانیم؛ آثاری که برای خوانندگان و دوستداران‌شان ثروت می‌سازد. در این صورت بی‌تردید این مفاهیم و مصادیق در ناخودآگاه ذهن ما وجود دارند و در پدیداری هر اثری به نوعی خود را نشان می‌دهند. با رجوع به آثار گوناگونی که در دوران معاصر پرداخته و ارائه شده، می­‌توان به شاخص­‌هایی در مورد میزان توجه به آثار کلاسیک در دوران معاصر دست یافت؛ شاخص­‌هایی از قبیل تعداد ارجاعاتی که در زبان فارسی و زبان‌های خارجی به این آثار شده، تعداد کتاب­‌ها، مقالات، شرح و تفسیر، تصحیح و حاشیه‌نویسی­‌هایی که بر روی این آثار نگاشته شده، میزان تأثیری که نویسندگان از شیوه نگارش این آثار پذیرفته‌اند، میزان تاثیرپذیری جامعه و فرهنگ عامه از این آثار در قالب ضرب‌­المثل، ارسال­‌المثل و تمثیل‌­ها، گستره جغرافیایی انتشار این آثار و ... همه نشان‌دهنده تاثیرپذیری آثار دوران معاصر از آثار کلاسیک است.

او با اشاره به این‌که در یک نگاه کلی می‌­توان تجلی و حضور آثار کلاسیک را به دو گروه عمده «جامعه علمی و پژوهشی (جامعه خاص)» و «جامعه عام» تقسیم کرد، گفت: در جامعه علمی و پژوهشی که دربرگیرنده کلیه پژوهش‌­ها و تحقیق­‌هایی است که به گونه علمی و مستند بر روی آثار کلاسیک، اندیشه، فکر، زبان ، هنر و نیز شخصیت آن‌ها صورت می­‌گیرد، روند پژوهشی «بیشتر آگاهانه و کمتر ناخودآگاه» است. یعنی محققان و نویسندگان در این عرصه با اراده خویش و با استناد به مدارک و شواهد علمی در جهت تبیین، شناخت و معرفی دقیق­‌تر از آثار کلاسیک بدان می­‌پردازند و با تکیه بر این آثار در مقوله‌­های فرم و ساختار، به نقد و بررسی می­‌پردازند و بدین ترتیب می‌توان حضور آثار کلاسیک را در میان معاصران محقق بازیافت. بازتاب این امر را می­‌توان در مواردی از جمله تقلید از شیوه نگارش آثار کلاسیک در متون نظم و نثر در داستان‌­نویسی، تاریخ­‌نگاری، نمایشنامه­‌نویسی، طنز، خاطره‌نویسی، روزنامه‌نگاری، ترجمه و ... مشاهده کرد.

نیازکار افزود: برای مثال با نگاهی به آثار نثرنویسان دوران معاصر و بررسی سبک و سیاق نوشتاری آنان به شیوه و یا تقلید از نگارش نثرنویسی سعدی، گرایش محققان، اندیشمندان و سعدی­‌پژوهان به آثار سعدی و نیز همزیستی سعدی با ما در دوران معاصر آشکار می‌شود. این تأثیر در داستان­‌نویسی معاصر ما در آثار نویسندگانی چون محمدعلی جمالزاده، محمد حجازی و رسول پرویزی با توجه بیشتری به نثرنویسی و حکایت‌نویسی «گلستان» جلوه‌گر است.

این سعدی‌پژوه با بیان این‌که نویسندگان سنت­‌گرایی چون جمالزاده و محمد حجازی که مضمون­‌گرا بودند، بیشتر از جنبه مضمونی و ساختار پندآموز حکایات سعدی متأثر شده‌اند، گفت: ویژ