کد مطلب: ۲۱۸۱۵
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹

با خودش یکی بود

شیما بهره‌مند

شرق: ویراستاری یا به ‌قول منوچهر انور و هم‌نسلان او ادیتوری، شاید نخستین دروازه ورود نجف دریابندری به صحنه کارِ حرفه‌ای باشد که از موسسه انتشارات فرانکلین آغاز شد و به مدت ۱۷ سال، تا میانه‌های دهه پنجاه ادامه داشت. منوچهر انور، از چهره‌های شاخصِ فرانکلین با نجف دریابندری در همین انتشارات آشنا شد. مؤسسه‌ای که تا هنوز هم سهم بزرگی در ترجمه و انتشار آثار مهم ادبی و فلسفی به زبان فارسی دارد و جز این، از پایه‌گذاران پدیده «ویرایش» در ایران است، تا حدی که به‌ گفته انور، تا زمانِ برپاییِ فرانکلین، واژه «ویراستار» هنوز سکه نخورده بود و از این‌رو ویرایشِ کتاب به لفظِ وارداتیِ ادیتوری خوانده می‌شد. با این اوصاف نجف دریابندری ازجمله نسل نخست ویراستارانِ ایران نیز هست که به‌طور حرفه‌ای و جدی این حرفه را دنبال کرد، و نیز او از نسل مترجمانی است که هریک در ترجمه‌ خود سبکی داشتند و به ضرورتِ زمانه دست به ترجمه اثری می‌زدند. مواد و مصالحی که نجف برای ساختن زبان و صدای راوی و شخصیت‌ها خاصه در ترجمه‌هایش از آثار ادبی پیدا می‌کرد، هریک به فراخورِ اثر و نوع روایتِ نویسنده بود نَه برگردانی صرف از داستانی به زبانِ فارسی. برای نمونه او در یکی از شاخص‌ترین ترجمه‌هایش از «بازماندۀ روزِ» ایشی گورو، صدای راوی را از «سفرنامه‌ها و خاطرات و مکاتبات دوره قاجار» می‌شنود و به‌نقل از خودش در مقدمه کتاب، همین که صدا پیدا شد دید که زبان عادی امروز هم سرشار است از اصطلاحات و کلیشه‌های مستعمل و مکرر که ازقضا در ترجمه او از «بازماندۀ روز» به کار می‌آمد. همین خرت‌وپرت‌های زبان و خرده‌ریزهای فرسوده که به‌گمان بسیاری باید دور ریخته شوند، یکی از بهترین ترجمه‌های دریابندری را ساختند، چراکه «مترجم» برای این مصالح کهنه «مصرف‌های تازه‌ای» پیدا کرده و به‌ صورت «مصالح نو» در ساختمان داستان به کار گرفته بود. از این‌رو است که استفاده از حدِ اعلای امکانات زبان فارسی را ازجمله مهم‌ترین خصایصِ کارهای نجف دریابندری خوانده‌اند. منوچهر انور، نویسنده، ویراستار، مترجمِ ایرانی، سرویراستارِ انتشارات فرانکلین بوده است و از پایه‌گذارانِ حرفه ویراستاری در ایران و از دوستان قدیمِ نجف دریابندری. با او گفت‌وگوی مکتوبی درباره نجف دریابندری انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید. 

  آقای انور گویا شما نجف دریابندری را از طریقِ همایون صنعتی‌زاده شناخته‌اید و اولین مواجهه شما با ایشان در انتشارات فرانکلین بوده که ایشان به‌عنوانِ ویراستار با شما همکاری کرده است. از این دوران بگویید.
پیش از آمدن زنده‌یاد نجف دریابندری به موسسه انتشارات فرانکلین، نه زنده‌یاد همایون صنعتی‌ شناختی از او داشت، نه من. دکتر عبدالرحیم احمدی بود که مرا با نجف آشنا کرد و من دستش را توی دستِ صنعتی گذاشتم. دکتر احمدی در فرانکلین مسئول رتق و فتق امور مربوط به تأسیس دانشگاه آزاد (یکی از پروژ‌ه‌های اساسی همایون صنعتی) بود، که یک روز آمد به اتاق من که «شنیده‌ام باز داری دنبال ادیتور می‌گردی.» درست می‌گفت. همایون صنعتی کار حساسِ «ادیتور یابی» را به عهدۀ من گذاشته بود. چند ماه پیش از آن، دکتر فتح‌الله مجتبایی را، به همین عنوان، دعوت به همکاری کرده بودم. بله، نجف دریابندری، به‌عنوان سومین «ادیتور»، وارد موسسه انتشارات فرانکلین شد - واژه «ویراستار» هنوز سکه نخورده بود. مثلثی که با