کد مطلب: ۲۱۸۲۶
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

پیر و مرید

فردوس اعظم

 


پگاه (۲۰.۰۵.۲۰۲۰ میلادی) زادروز دو اسطورهٔ ادبیات معاصر تاجیکستان، پیر و مرید، استاد و شاگرد، دو ابرمرد بی‌همتا، دو شاعر دردآشنا، دو پایه‌های استوار شعر تاجیک، استادان روانشاد مؤمن_قناعت و لایق_شیرعلی است. هر دو در یک روز و یک ماه به دنیا سلام گفتند-استاد مؤمن قناعت ۲۰ می سال ۱۹۳۲ و استاد لایق شیرعلی ۲۰ می سال ۱۹۴۱. امّا پروازشان فرق می‌کرد. لایق در سن ۵۹ سالگی چشم از جهان بربست و اگر عمر وفا می‌کرد، استاد مؤمن قناعت امروز در حلقهٔ پیوندان ۸۸-سالگیش را جشن می‌گرفت، که شوربختانه زادمرگش را به سوگ می‌نشینیم. استاد قناعت از شاعران غیرتمند و جسور، آزاداندیش، دانشمند، سیاستمدار و یکی از پاسداران شعر و ادب تاجیک بود و خواهد ماند. اسطوره‌هایی چون لایق و بازار و گلرخسار شاگردان وفادار اویند. آثار ارزشمند او به عنوان سرمایه‌های فناناپذیر ادبیات ما ماندگار خواهند بود. داستان‌های حماسی او زمینه مکتب جدیدی را در ادبیات ما شکل داده‌اند. شعر لایق مانند شعر بازار و مؤمن قناعت شعر محتواگرا و لبریز از عشق به وطن و دردهای تاریخی ملّت است. شعرش خالی از اندیشه‌های فلسفی، فرهنگ و تاریخ و هویّت نیست. شعرهایی سرود، که نمونه‌اش در ادبیات ما بدون شک نظیر ندارد. تاریخ گواه است، که لایق در غزل و دیگر انواع شعر چیره‌دست و زبردست است، طوری که شاعران همقرنش به اندازه او موفق نبوده‌اند. لایق مثل استادش قناعت در زنده نگه داشتن فرهنگ و زبان پارسی تلاشهای خستگی‌ناپذیر کرد و موفق هم شد. استاد قناعت همزاد آیینه بود. یکرو! پاک. روشن. اهل تعریف و تمجید بی‌پایه نبود. واژهٔ تملّق و چاپلوسی در فرهنگش وجود نداشت. شاعر اندیشه‌مند بود. درست مثل لایق. یا به عبارهٔ دیگر لایق این خصلتها را از استادش به ارث برده بود. با سوء استفاده از شعر کسی را تحقیر نکرد. کاری که بعضیها می‌کنند. جسارت کرد و شعر انقلابی و بیداری سرود. چیزی که دیگرها نمی‌گویند. صاحب‌نظر بود. دیدگاهش را بدون ترس و فشار و دور از چهارچوبه و تنگناها مردانه و شاعرانه می‌گفت. مرد بود! نظام معارف و حکومت را تنقید می‌کرد، ایرادها و کمبودیها را یادرس می‌شد. چون دوستدار وطن بود. تاجیکستان-اسمش بود.اسم استاد قناعت و آیندهٔ این اسم برایش مهم بود. همین رسالت را لایق با اشعار شورانگیز و کوبنده‌اش پیش برد. هر دو شعر تاجیک را وارد قالب و مرحله و دنیای جدید کردند. هر دو از گفتن سخن پراکنده پرهیزیدند و دقیق‌گو بودند. هر دو برگ تازه‌ای از ادبیات را ورق زدند. هر دو با زبان زندهٔ ملّت برای ملّت نوشتند. هر دو از چهره‌های برجستهٔ ادبیات ما هستند و در رشد و تکامل ادبیات نوین نقش بسبار بارز دارند. هر دو نظربلند بودند و دریادل و مثل هر خس و خاشاکی که امروز فتوای ادبی می‌دهند و به جای وحدت آفرینی و اتّحاد دلها تخم نفاق بر زمین کشور می‌کارند، نبودند، بلکه سربلند و یکرو و یکمرام و یکسو زیستند و دار فانی را وداع گفتند. هر دو قلّه‌های آسمان‌بوس کوه ادبیات ما بودند و از ان بالاها بر بالا می‌نگریستند، نه بر قعر دره! نگاهشان جهانی بود و جهان آنان را می‌شناخت. امروز واقعاً جای تأسّف است که کسی در جایگاه آنها نیست و ان بار و رسالت را نمی‌تواند بر دوش بگیرد. هیچ گوسفندی جای شیر را نگیرد! امروز جسم هر دو شاعر نامدار تاجیک، در گورستان لوچاب - مقبرهٔ شاعران و فرهنگیان نامور تاجیک زیر سقف خاک به خواب ابد رفته، ولی یاد و روح شعر عالم‌گیر این دو ابرشاعر همیشه با ماست.

مؤمن_قناعت:
از خلیج فارس می‌آید نسیم فارسی
ابر از شیراز می‌آید چو سیم فارسی
دُر از این دریا نمی‌جویم چو دور افتاده است
از تگ دریا ته چشم یتیم پارسی می‌رسد از کشتی بشکسته شعر بی شکست
شعر هم بشکست با بند قدیم پارسی
شیخ را سرمست دیدم یک شبی از بوی نفت
رفت با عطر کفن عطر و شمیم فارسی

لایق_شیرعلی:
کُشید این زمانه را که می‌کشد ترانه را
درون چشم می‌کُشد نگاه شاعرانه را

زمانهٔ هرینه‌ای چو کفش سیر پینه‌ای
به پینه‌ای نمی‌خرد نبوغ جاودانه را

 

 

 

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST