کد مطلب: ۲۲۱۴۲
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹

در حوزه عمومی، با حوزه عمومی و برای حوزه عمومی

محسن آزموده

اعتماد: مساله نام‌گذاری(Naming) یکی از دشوارترین و پیچیده‌ترین مسائل فلسفی است، منظور نام‌گذاری روی یک شیء یا فعالیت است. صورت‌مساله به شکل خیلی ساده و سرراست این است: چه ویژگی‌هایی به ما اجازه می‌دهد که یک شیء را مثلا میز بنامیم؟ در نگاه نخست پاسخ گفتن به این سوال ساده است. مثلا در لغت‌نامه دهخدا در کنار تعریف‌های متعدد برای میز یکی هم این است:«کرسی را گویند که بر بالای آن طعام گذارند و بر کرسی دیگر نشسته آن طعام را بخورند.» بخش اول این تعریف یعنی «کرسی» نوعی همان گویی است یعنی می‌توان پرسید که خود کرسی یعنی چه؟ و بخش دوم هم تن‌ها به یکی از کارکردهای میز اشاره دارد، زیرا میزهای بسیاری هستند که اصلا برای غذا خوردن مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. به عبارت دیگر یافتن یک تعریف جامع و مانع برای یک شیء دم‌دستی مثل میز به نظر کار محالی می‌آید. این آزمایش را در مورد نام هر موجود و فعالیت دیگری هم می‌توان به کار برد. مثلا لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف اتریشی نشان داد که هیچ تعریف مشخصی برای مفهوم «بازی» نمی‌توان ارایه کرد و هر تعریفی با هر تعداد ویژگی ارایه شود، باز می‌توان مثال یا نمونه‌هایی از «بازی» ارایه کرد که آن ویژگی را ندارد. 
وقتی نام‌گذاری اشیا و فعالیت‌هایی دم‌دستی و به نظر آشنا مثل میز و بازی این‌قدر دشوار و سخت است، تکلیف مفاهیم و مضامینی پیچیده و انتزاعی مثل روشنفکر پیشاپیش آشکار است. به راستی چه کسی می‌تواند برای روشنفکر یک تعریف جامع و مانع ارایه دهد که شامل فهرستی از ویژگی‌های مشخص باشد تا براساس آن بتوان گفت که هر کس این ویژگی‌ها را داشت، روشنفکر است. البته همچنان در مورد میز و بازی، تعاریف بسیاری ارایه شده و بسیاری از صاحب‌نظران و محققان، ویژگی‌ها و مختصاتی را برای روشنفکری برشمرده‌اند. برای نمونه گفته شده، مفهوم روشنفکر یک مفهوم جدید یعنی متعلق به روزگار متجدد است و بر کسانی اطلاق می‌شود که اهل اندیشه و فکر هستند، عموما در محل تلاقی 3 مرز دولت، جامعه و دانشگاه قرار می‌گیرند، آنچه را حقیقت می‌دانند با مردم و دولت در میان می‌گذارند، با کسی تعارف ندارند و حرف و اندیشه‌شان را در حوزه عمومی مطرح می‌کنند و در نتیجه مخاطبان ایشان همگان هستند، هم ارباب قدرت رسمی، هم جامعه و هم دانشگاهیان. 
تا اینجا به ویژگی‌های عمومی جایگاه روشنفکر اشاره شد اما می‌توان پرسید آیا هر کس چنان باشد که آمد، روشنفکر است یا روشنفکر موظف است دغدغه‌های خاصی هم داشته باشد؟ برای مثال آیا کسی که متخصص زیست‌شناسی است و مباحث زیست‌شناختی را در فضای عمومی مطرح کند یک روشنفکر است؟ چنین فردی دانشوری است که به زبان عموم می‌گوید و می‌نویسد و کارش تا جایی که به ساده‌سازی بی‌حد و اندازه مطالب علمی نکشیده و بدل به شارلاتان‌بازی نشده، ارزشمند و قابل تقدیر است اما قطعا از دید همگان روشنفکر خوانده نمی‌شود. بنابراین شاید ضروری است که تبصره‌ای بر تعریف فوق زد و افزو