کد مطلب: ۲۲۲۳۲
تاریخ انتشار: دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹

خاطرات رئیس‌دانا از آل‌احمد، تختی، بهرنگی و فروغ

محسن آزموده

اعتماد: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ در میان بیداد موج اول کرونا خبر آمد فریبرز رییس‌دانا در اثر ابتلا به کووید۱۹ درگذشت. حدود یک هفته پیش از آن بستری شده بود و بسیار امید می‌رفت که از این مهلکه جان سالم به در ببرد که با اندوه و تاسف بسیار، چنین نشد. دکتر رییس‌دانا، اقتصاددان چپ‌گرا، نویسنده، شاعر، استاد پیشین دانشگاه و فعال و کنشگر سیاسی در طول ۷۵ سال زندگی پربار، فراز و نشیب‌های زیادی را طی کرد. او به علت اظهارنظرها و فعالیت‌هایش، بارها به زندان افتاد و تهدید شد و از دانشگاه اخراج اما هیچگاه از ابراز نظر و حضور فعالانه و جدی در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی باز نماند. بسیاری از راست‌گرایان سیاسی و اقتصادی و فعالان ملی- مذهبی یا اصلاح‌طلب، از پیر و جوان، با دیدگاه‌ها و رویکرد او مخالف بودند اما همه بر صداقت و شجاعت و حضور پرشور و هیجانش اذعان داشتند. اوایل اردیبهشت ماه سال گذشته به پیشنهاد و لطف محمد داوری که پیش‌تر با رییس‌دانا در زندان هم‌بند بود، به منزل او در گیشا رفتیم تا با او درباره کار و بار و زندگی‌اش گفت‌وگو کنیم. گفت‌وگو چنانکه می‌خوانید تا اوایل انقلال ۵۷ پیش رفت و بنا شد باقی به جلسات بعد موکول شود؛ وعده‌ای که متاسفانه و با کمال پوزش به دلیل کاهلی نگارنده و عدم پیگیری‌های او تحقق نیافت، یک علتش آن بود که شاید به مخیله‌ام هم خطور نمی‌کرد که دکتر رییس‌دانا از میان ما برود. مرگ برای دکتر رییس‌دانا به رغم مشکلات جسمانی با آن همه انرژی و شور و هیجان بسیار نابهنگام و باورناپذیر بود. رییس‌دانا یک فعال سیاسی چپ ملی‌گرا بود و مهم‌ترین نمود این دو رویکرد همزمان در دو تصویر مارکس و مصدق بود که بر دیوار خانه‌اش نقش بسته بود. در گفت‌وگوی حاضر با ریشه‌های این دو گرایش در او آشنا می‌شویم.

 

متاسفانه زندگینامه‌ای از شما در اینترنت و فضای مجازی نیست و عمده چیزی که در مورد شما می‌دانیم این است که متولد ۱۳۲۷ هستید، در مدرسه اقتصادی لندن درس خوانده‌اید و...

این مطالب شایع شده را کنار بگذار. وارد جنبه‌های دیگر بشو. از من بپرس که چگونه این آرمان و عقیده را پیدا کرده‌ای. البته پرداختن به جزییات زندگی بد نیست، اما بهتر است درباره حضور اجتماعی من بپرسی. از من بپرس که چقدر کتاب نوشته‌ای و چرا اینها را نوشته‌ای و... آخر برای چه من ۴۴ تا کتاب نوشته‌ام؟ از کی اجازه گرفته‌ام؟ بهتر است از بحث‌های خصوصی بگذریم. بهتر است از اینجا شروع کنی که در کودکی چه اتفاقی افتاد که به این مسیرها آمده‌ام.

اتفاقا جاناتان اشپربر در زندگینامه خواندنی «مارکس یک زندگی قرن نوزدهمی» (ترجمه احمد تدین) می‌کوشد از همین جزییات به ظاهر بی‌اهمیت راهی برای فهم مسیری که مارکس در زندگی سیاسی و اجتماعی طی کرد، بگشاید.

خب اجازه بده من خودم این جزییات را بگویم، چون اینکه بپرسی تو کی متولد شده‌ای و پدر و مادرت چه کسانی بوده‌اند، هنوز روتین و مکانیکی است. اجازه بدهید از اینجا شروع کنم که در کودکی چه می‌ک