کد مطلب: ۲۲۳۴۶
تاریخ انتشار: شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹

پیشینه‌ی نگاهِ داریوشِ آشوری به شعرِ حافظ، در قواعدالعرفاء

احمدرضا بهرام‌پور عمران

سالِ ۱۳۷۷ اثرِ مهمی در حیطه‌ی حافظ‌پژوهی منتشر شد. نامِ اثر «هستی‌شناسیِ حافظ» بود  (ویراست‌ِ بعدی: عرفان و رندی در شعرِ حافظ) و نویسنده‌ی آن داریوشِ آشوری. آشوری که درکنارِ فلسفه و مباحثِ اجتماعی، درباره‌ی زبان و ادبیاتِ فارسی نیز قلم‌می‌زند، در این اثر، با نگاهی نو و از منظری هرمنوتیکی به‌سراغِ شعرِ حافظ رفته‌است. وی با استناد به تأثیرپذیری‌های پررنگِ خواجه از کشف‌الأسرار و مرصادالعباد (به‌خصوص در ماجرای آفرینش)، و با جستجو در فرهنگ‌واژه‌هایی هم‌چون «دوش»، «روزِ ازل»، «رند»، «رقیب»، «بارِ امانت»، «زاهد» و ... معتقد است: از منظری بینامتنی می‌توان این مضامین و نمادها را به ماجرای آفرینش و کشمکشِ «فرشتگان» با «آدم» و به‌ویژه «غیرتِ ابلیس»، مرتبط دانست. آشوری معتقد است، «منِ» شعرِ حافظ، یا راویِ غزل‌های او، گاه همان آدمِ ابوالبشرِ هبوط‌کرده یا همان انسانِ تخته‌بندِ تن است؛ همان‌گونه که «رقیب»، «صوفی» و «زاهد» نیز گاه فرشتگانی هستند که «عشق»‌ نمی‌دانند (به‌ویژه ابلیس) و ازهمین‌رو، از روزِ ازل، با اشرفِ مخلوقات در کشمکش‌اند. آشوری در «بخشِ یکم» کتابِ «عرفان و رندی در شعرِ حافظ» به تمهید و طرحِ هرمنوتیکی رویکردِ خویش و نیز تأثیرپذیری‌های حافظ از کشف‌الأسرار و مرصاد می‌پردازد، و لبِّ لُباب نظریّه‌ی خویش را در «بخشِ چهارمِ» کتاب، بیان‌می‌کند؛ به‌ویژه در این مدخل‌ها: «طرحِ ساختارِ سرنمونی، در دیوانِ حافظ»، «رویاروییِ ازلی» (آدم دربرابرِ مَلَک)، «یگانگیِ ازلی» (آدم و حافظ). آشوری از این منظر، دیوانِ حافظ را «بازتابِ گزارشِ درامِ سرنوشت و سرگذشتِ روح در شعرِ حافظ» خوانده‌است (عرفان و رندی در شعرِ حافظ، نشرِ مرکز، ۱۳۷۹، ص ۲۲۳). 

این اثر آن‌قدر تازه و تأثیرگذار بوده که سالِ ۱۳۸۰، خانمِ پری صابری، گویا متأثّر از آن، نمایشِ درخشانِ «رندِ پرده‌نشین» را در تالارِ وحدت اجراکردند و متنِ آن نیز همان‌سال منتشر شد.*

غرض از این یادداشت اشاره به پیشینه‌ی اشاراتی به این باور و برداشت، در متنی تألیف‌شده در چند سده‌ی قبل است. البته برداشت‌ها و بارقه‌های گاه درخشانِ قدما، متناسب‌با شیوه‌ی شهودی و دریافت‌های ذوقی‌ِ‌شان ، اغلب به همان اشاره یا اشاراتی محدود می‌شود و چنان‌که بایدوشاید بسط نمی‌یابد. نظیرِ این عباراتِ شگفت‌آورِ عین‌القضاة: «جوان‌مردا! شعر را چون آینه دان ...». امروز اما به‌قولِ اقبالِ لاهوری: «از خَلِش کرشمه‌ای کار نمی‌شود تمام!»؛ و هر سخنِ تازه‌ای الزاماً باید در قالبِ نظریه و با مبادی و تمهیداتی ارائه‌شود.

قواعدُالعرفا و آدابُ‌الشّعراء، فرهنگی از اصطلاحاتِ عارفان و شاعران است که نظام‌الدین تِرینیِ قندهاریِ پوشنجی، سالِ ۱۱۲۱ ه‍‌. ق تألیف‌کرده‌است. این اثر با تصحیحِ استاد احمدِ مجاهد منتشرشده‌است. کتاب در سه بخش (اصطلاحاتِ «سالکان»، «عارفان» و «عاشقان» [شاعران]) تدوین‌شده و نویسنده در مقدمه یادآورشده: «چون اکثرِ مردم نظر بر ظواهرِ الفاظ می‌کنند و از بواطنِ آن محروم می‌مانند، پس واجب و لازم بود معانیِ آن الفاظ را به‌طریقِ تفصیل شرح‌دادن ...» (انتشارتِ سروش، ۱۳۷۴، ص ۲۳).

در این اثر البته گاه و تنها در مدخل‌هایی نادر، به همان نکاتی در شعرِ حافظ اشاره‌شده که در اثرِ داریوشِ آشوری مطرح‌شده‌است: در مدخلِ «راز» با اشاره به بیتِ:

 

رازِ درونِ پرده ز رندانِ مست پرس

که‌این حال نیست زاهدِ عالی‌مقام را

می‌خوانیم: «رندانِ مست و حریفانِ خراباتی و امثالِ ذالک، اشارت‌بر خاکیان است که خرقه‌ی وجودشان می‌آلوده‌ی معصیت است [...] و صوفیِ عالی‌مقام  و شیخِ پاک‌دامن و زاهدِ پاکیزه‌سرشت و امثالِ ذالک، اکثرِ اوقات اشارت بر ملکوتان است که معصومانِ لطف و عنایت و پاک‌دامنانِ کرم و رحمت‌اند ...» (همان، ص ۱۱۱).

 

نیز در مدخلِ «شیخ»، بااشاره‌به این بیتِ حافظ:

 

حافظ به خود نپوشید این خرقه‌ی می‌آلود

ای شیخِ پاک‌دامن معذوردار ما را!

 

آمده: «اکثرِ اوقات، اشارت از شیخِ پاک‌دامن و شیخِ ارجمند، بر ملکوتیان است که معصومانِ لطف و عنایت و پاک‌دامنانِ کرم و رحمت‌اند؛ و مراد از رندان، خاکیان است که خرقه‌ی وجودِ ایشان گردآلوده‌ی میِ معصیت است که آن  مظهرِ محبت است» (همان، ص ۱۲۸).

 

* جایی دیگر به این نکته پرداخته‌ام: مدخلِ «رندِ خلوت‌نشین» در : «دانش‌نامه‌ی حافظ و حافظ‌پژوهی»، به سرویراستاریِ استاد خرمشاهی، نخستانِ پارسی، ۱۳۹۷، ج ۲، صص ۴_۱۱۹۳).

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST