کد مطلب: ۷۲۹۹
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴

جای پژوهش‌های تطبیقی بین ادبیات فارسی و روسی خالی است

آیدین فرنگی

«جای پژوهش‌های تطبیقی بین دو ادبیات فارسی و روسی خالی است و به‌رغم زمینه‌های بسیار، کار مهمی در این حوزه انجام نشده است.» نکته‌ی فوق دیدگاه مشترکی بود که سخنرانان ایرانی و روسی‌ای که در نشست ویژه‌ی مرکز فرهنگی شهر کتاب سخن می‌گفتند، بر آن تأکید داشتند. در این نشست جمعی از دانشجویان و مدرسان رشته‌ی ایران‌شناسی و زبان فارسی در دانشگاه‌های روسیه که برای شرکت در دوره‌ی دانش‌‌افزایی به ایران آمده‌اند و دو تن از استادان زبان و ادبیات روسی دانشگاه‌های ایران سخن گفته و به تبادل نظر پرداختند.

آبتین گلکار، مترجم و استاد رشته‌ی زبان و ادب روسی در دانشگاه تربیت مدرس، با تصریح بر اینکه «انجام کارهای تطبیقی بدون ترجمه‌ی آثار ادبی میسر نیست» گفت: اگر از آثار کلاسیک روسی بگذریم، از بین آثاری که پس از فروپاشی شوروی در روسیه نوشته‌ شده‌اند، بیش از ده کتاب به فارسی برگردانده نشده است. از طرف دیگر ما در ادبیات روسی شاعرانی را داریم که به‌نوعی به ادبیات فارسی علاقه داشتند؛ اما ایرانی‌ها کار پژوهشی مهمی در این موارد انجام نداده‌اند. شاعری به نام سرگئی یسنین را در روسیه همه می‌شناسند و خیلی‌ها شعرهایی را از او از حفظ می‌خوانند. وی به‌واسطه‌ی ترجمه‌هایی که از شعرهای فارسی به روسی انجام گرفته بود، در اوایل قرن بیستم با شعر ایرانی آشنا شد و چنان تحت تأثیر قرار گرفت که کتاب شعری با نام «در ‌مایه‌های ایرانی» نوشت. تا چند سال پیش ما اطلاعی از وجود این کتاب نداشتیم، تا اینکه حمیدرضا آتش‌‌برآب آن را ترجمه کرد. شاعر روس دیگری که از شعر فارسی اثر پذیرفت، نیکلای گمیلوف است. او شعر ایرانی را به خوبی می‌شناخت و برای اولین بار در شعر روسی ردیف را به کار برد. ردیف شاخصه‌ی شعر فارسی است و حتی در شعر عربی هم ردیف وجود ندارد. گمیلوف متأثر از شعر ایران در سروده‌های روسی‌اش ردیف ساخت و ما باز هیچ شناختی از وی نداریم.

گلکار به بی‌اطلاعی ایرانیان از بسیاری از آثار پژوهشی ایران‌شناسان روس هم اشاره کرد و افزود: یکی از بزرگ‌ترین ایران‌شناسان روس، کریمسکی است که چیزی از او به فارسی ترجمه نشده است. یکی از کارهای کریمسکی ترجمه‌ی حدود ۱۱ هزار بیت از شاهنامه‌ی فردوسی به زبان اوکراینی است. دیگر شرق‌شناس معروف روس که ما نمی‌شناسیم‌اش تاپاروف است که پژوهش‌های زیادی بر روی زبان‌های باستانی ایران، اسطوره‌های ایرانی و شباهت آنها به اساطیر روسی انجام داده است که باز ما خبری در موردشان نداریم.

گلکار در انتها پیشنهاد ترجمه‌ی حماسه‌های روسی را که با نام بیلینا شناخته می‌شوند، مطرح کرد و انجام این ترجمه‌ها را برای پژوهش تطبیقی