یادداشت و مقاله
- سخنرانی سیدفرید قاسمی در نشست نقد و بررسی کتاب «شکرستان» نوشتهی رویا صدر.
سیدفرید قاسمی: برای اینکه به قدر و قیمت تلاشهای پژوهشگرانهی خانم رویا صدر بیشتر پی ببریم، یادآوری مقدمهای ضرورت دارد:
۱. طنز مطبوعاتی از چه زمانی شروع شد؟
۲. سرآغاز طنزپردازی بانوان کی بود؟
۳. زنان از چه تاریخی به عرصهی مطبوعات وارد شدند؟
۴. پیشینهی طنزپردازی بانوان در مطبوعات چیست؟
پس از پاسخ به پرسشهایی از این دست و بیان مقدمهای کوتاه، باید به «شکرستان» پرداخت تا به اهمیت کوششهای خانم صدر بیشتر وقوف یافت. هرگاه سخن از آغاز طنز و فکاههنویسی در مطبوعات ایران به میان آمده، پژوهشگران، نویسندگان و طنزپردازان از نخستین نشریههای طنز و فکاهی در ایران شروع کردهاند و انتشار این نشریهها را سرآغاز طنزنویسی در مطبوعات دانستهاند. در صورتی که طنزنویسی و آنچه در این قلمرو میگنجد در مطبوعات ایران پیشینهای دیرینهتر از انتشار مطبوعات طنز دارد. با تورق نشریههای سالهای آغازین روزنامهنگاری در ایران به این نتیجه رسیدهام که مقولهی طنز با چاپ زندگینامهی «شاعران بذلهگو» و چاپ نمونهی آثار آنان به مطبوعات ایران راه یافت و نخستین نوشتهها در این زمینه را میتوان در روزنامهی ملتی جستوجو کرد. شعرهایی که گروهی آن را بیمعنی، شماری دیگر احمدا و اخیرا معنی اندر معنی نهادهاند و حاشیههایی که بر این شعرها نوشتهاند نقطهی ورود مطبوعات به عرصهی طنز است.
شاید بسیاری از طنزشناسان امروز ایران پارهای از آن مطالب را طنز ندانند و آنچه در روزمانههای ملتی و ایران عهد ناصری منتشر شده، گونهی دیگری بپندارند. به این عزیزان عرض کنم که پس از انتشار «شرح احوال شاعران بذلهگو» ترجمهی آثار نویسندگان و طنزپردازان خارجی به مطبوعات راه یافت و دامنهی انتشار طنز و انواع آن در مطبوعات وسعت بیشتری گرفت. اولین نشریهای که در ایران آثار طنزپردازان فرنگی را ترجمه کرد و به چاپ رساند روزنامهی اطلاع بود. از چاپکردههای روزنامهی ملتی ۱۵۰ سال و ترجمههای روزنامهی اطلاع حدود ۱۳۰ سال قمری میگذرد.
روزی که تمام نشریههای ۷۰ سال اول روزنامهنگاری در ایران را به ترتیب تاریخی ورق میزدم و اولینها را یادداشت میکردم باز هم نخستین لطیفه را در نشریهی اطلاع پیدا کردم که در شمارهی ۲۹۸ این نشریه با تاریخ پنجشنبه ۱۹ رجب ۱۳۰۲ ق. در صفحهی چهارم چنین چاپ شده بود:
«دختری وجیهه، بزازی را گفت: این پارچه را ذرعی چند میدهی؟
گفت: ذرعی یک ماچ!
گفت: نقلی نیست، ده ذرع بده میگویم ننهام ماچت بدهد!»
در آن دوره طنزپردازان چون زمینهای برای فعالیت روزنامهنگارانهی خود ندیدند، به شبنامهنگاری روی آوردند و نخستین طنزنامههای ایران با چاپ ژلاتینی به طور مخفی و زیرزمینی و با عنوانهایی همچون اعلان ملتی به دست مردم میرسید و یا دیوارکوب میشد. طنزهای مطبوعاتی فارسی حدود پنج سال پیش از طنز در ایران شروع شد. طنز همان روزگار این بود که طنز مجال عرضه د رمطبوعات نداشت اما مطالبی همچون «خنده و اثر آن» در روزنامهها چاپ میشد.
علاقهمند بودم که بدانم روزی که طنزنویسان نمیتوانستند آثار خود را در مطبوعات ایران چاپ کنند، طنزنویسی مطبوعاتی در دنیا به چه شکل بود؟ جستوجوهایم نشان داد که در همان موقع ۱۳۹ نشریهی طنز و فکاهی در فرانسه، ۵۹ عنوان در اتریش و ۳۰ عنوان در ایتالیا چاپ میشد. در همین ترکیهی امروزی ۳ عنوان نشریهی طنز با نامهای لطیفه، خیال و چایلاق عرضه میشد که خیال هفتهای سهبار و دو نشریهی دیگر هم نیمهفتگی بودند و هفتهای دو بار چاپ میشدند.
دربارهی سرآغاز طنزپردازی بانوان هم باید عرض کنم که نسخههای خطی راهنمای ما در این زمینه است. آثار چاپی متاخر نیز که حالا مثلا از رابعه تا پروین و سایر کتابها بررسی میکنیم طنز منظوم زنان را در تذکرهها و در حاشیهی زندگینامه بسیاری از شاعران زن میبینیم. مثلا آثار مَهْسَتی یا به قول امروزیها مَهَسْتی را که میخواندیم طنز منظوم در سرودههایاش دیده میشود. پس بنابراین عمر طنزپردازی زنان فارسیگو بیش از پیشینهی مطبوعات ایران است.
اینکه زنان از چه تاریخی وارد مطبوعات شدند حقیقت ماجرا این است همه سراغ اولین نشریههای زنانه میروند و نقطه شروع فعالیتهای مطبوعاتی زنان را از نخستین نشریههای اختصاصی زنانه جستوجو میکنند. اولین نشریه دربارهی زنان و به وسیلهی زنان ۱۳۲۸ قمری منتشر شده در حالی که روزنامهنگاری زنان در ایران ۴۰ سال پیش از تاریخ یاد شده و در پس پرده شروع شده، اولین روزنامهنگار زن ایران را عزت ملکخانم دختر امامقلی میرزای عمادالدوله دولتشاهی که به اشرفالسلطنه ملقب شد میدانم. او در ۲۵ سال زندگی مشترک با محمدحسن اعتمادالسلطنه دستیار او در انتشار ۹ نشریه بود. این خانم نخستین زن عکاس ایران هم هست ولی آنطور که باید و شاید سهم و قدرش در تاریخ معاصر ایران شناخته شده نیست.
اعلام قاطع نقطهی شروع طنزنویسی زنانه در مطبوعات ایران بسیار دشوار است. چرا؟ به این دلیل که بسیاری از زنان در دورهی قاجار با نام مردانه مطلب مینوشتند. برخلاف نیمهی اول دههی ۱۳۲۰ در مطبوعات طنز و دو دههی اخیر که مردان رمان عاشقانه با نام زنانه مینویسند و معتقدند نام نویسندهی زن برای رمان عاشقانه تضمینکنندهی فروش است. درست هم میگویند چون بسیاری از این رمانها به چاپهای بیستم و سیام رسیده، در دورهی قاجار درست نقطهمقابل دو دههی اخیر، زنان با نامگزینی مردانه مینوشتند. اگر بخواهیم بگوییم نخستین آثار طنز زنانه از چه تاریخی به مطبوعات راه یافت، قدیمترین این گونه را متعلق به ۱۰۰ سال و ده ماه پیش میدانم که ستون مطایبات در دهم رمضان ۱۳۲۸ قمری که برابر با شهریور ۱۲۸۹ خورشیدی در نشریهی دانش به مدریت خانم کحال شروع شد.
دو نمونهی این گونه مطالب که حالا طنزند یا شبهطنز یا فکاهه و یا هر نام دیگری که بر آنها بگذاریم، میخوانم:
۱. جوانی به دکان سمساری یهودی رفت شلوار بخرد. سمسار چند توپ شلوار آورده که هر کدام را میخواهی بردار. جوان یکی از آنها را برداشته پوشیده، گفت حیف که کمرنگ است. سمسار گفت اینجا زیر سقف است از این است که به نظر این شلوار کمرنگ میآید. برو نزدیک روشنایی آنوقت نظر کن ببین تا چه اندازه پررنگ است. جوان نزدیک روشنایی رفته فرار کرد. سمسار بنای داد و فریاد را گذارده که آهای دزد را بگیرید پلیس خبر شده تفنگ برای جوان کشید. سمسار دست پلیس را گرفته که میترسم گلوله به پایش بخورد و شلوار من سوراخ شود.
۲. شخصی در رودخانه غرق شد. رفیقش خواست قسمی به عیال او خبر بدهد که هول نکند. کاغذی نوشت که خانم امشب شوهر شما به خانه نخواهد آمد برای اینکه لباسهایاش در رودخانه غرق شده و خودش نیز در میان آن لباسها بود.
از این نمونهها بسیار است بیشتر طنزهای یکصد سال پیش ممکن است با تعریفهای امروز طنز محسوب نشوند. فکاهه باشند یا نباشند. به هر صورت این شیوهی بیان ادبی طعنهآمیز که عیبهای فردی و اجتماعی را با هدف اصلاح رفتارهای بیشتری مورد تمسخر قرار میدهد به وسیلهی زنان گویا از نشریهی دانش شروع شده است. حالا این مطالب تولیدی بوده یا گردآوری، به وسیلهی خانم کحال نوشته شده یا فرد دیگری، مشخص نیست.
پس از یادآوری این پیشینهها باید عرض کنم شکرستان پژوهشی پایه در بررسی آثار زنان در نشریات طنز است. ارزش این کوشش زمانی بیشتر هویدا میشود که ما کتابهای دربارهی زنان و درخصوص طنزپردازان را بررسی کنیم و ببینیم سهم زنان طنزپرداز در این آثار تا چه حدی است.
مفصلترین کار دربارهی طنزپردازان کتاب سه جلدی طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب تالیف زندهیاد مرتضی فرجیان و محمدباقر نجفزاده را اگر تورق بفرمایید به خوبی خواهید دید که سهم زنان طنزپرداز در آن کتاب ارزنده تقریبا صفر است. با دیدن کتاب خانم صدر، به این باور میرسیم که باید آن کتاب، طنزسرایان مرد ایران نام میگرفت.
تا پیش از «شکرستان» کتاب مستقلی دربارهی زنان طنزپرداز وجود نداشت و در کتابهایی که به طور عام به طنز میپردازند کمتر نامی از زنان طنزنویس دیدهایم. حتا خانم صدر در کتاب «بیست سال با طنز» نگاهی کلی و فارغ از زنانهنگاری و مردانهنویسی به طنز داشته است. پس شکرستان در نوع خود اولین و کاری پایه است که امیدواریم با ویرایشهای بعدی و رفع کاستیها و افتادگیها پربارتر شود.
شکرستان با عنوان فرعی نگاهی به آثار زنان در نشریات طنز، در ۲۲۳ صفحهی رقعی تدوین شده، فیپای کتاب تاریخ ۱۳۸۹ و در صفحهی عنوان و شناسنامه تاریخ ۱۳۹۰ را میبینیم.
کتاب در صد سالگی طنزپردازی زنان در مطبوعات ایران و پنجاه سالگی مولف تحویل ناشر شده، ناشر کتاب هم خانم هستند. نشر گل آذین ناشری است که ۱۳ سال پیشینه دارد و تاکنون حدود ۱۵۰ عنوان کتاب منتشر کرده، مولف اثر سرکار خانم رویا صدر پس از سه دهه فعالیت مطبوعاتی، این اثر رامنتشر کرده است. در کارنامهی مولف از خبرنگاری مجله زن روز از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ و همکاری با گلآقا از ۱۳۷۲ به بعد را میبینیم. فقط ۴ سال از ۶۸ تا ۷۲ خانم صدر کمکار بوده، بقیهی سالها فعالانه حضوری موثر داشته، تا به حال شش کتاب از خانم صدر دیدهام: خبرنامهی محرمانه، بیست سال با طنز، ه مثل تفاهم، کتاب گل آقا: بررسی زندگی زندهیاد کیومرث صابری، برداشت آخر و شکرستان. خبر سه کتاب دیگر ایشان، فمینیسم، طنز وبلاگی و طنز داتکام، را شنیدهام که گویا در پیچهای هفتخوان نشر گیر کردهاند. نگارش برای دانشنامهها و مشارکت در پژوهشها از دیگر فعالیتهای قلمی مولف است. در ۱۲ سال اخیر مولف به طور متوسط هر ۱۵ ماه یک اثر پژوهشی تدوین کرده و آهسته و پیوسته به سراغ حوزههایی رفته که کمتر کسی در آن حیطه گام زده و یا فردی به آن وادی ورود نکرده، شکرستان با دیباچه آغاز میشود و پس از دو فصل با نمایه پایان میپذیرد.
دو فصل کتاب این عنوانها را دارد: فصل اول «زن در مقام نویسنده، و «به قلم مردان، به نام زنان».
در فصل اول ذیل نشریههای چلنگر، توفیق، کاریکاتور، نامهی آهنگر، فکاهیون(توفیقیون)، خورجین، گلآقا، طنز و کاریکاتور، طنز پارسی و ستون آزاد تنظیم شده، کتاب نظم سنوی دارد. دلیل تنظیم سنواتی را خانم صدر دستیابی به چگونگی سیر و حرکت این جریان از طنز دانسته.
ذیل چلنگر با اشاره به بانوانی که با این نشریه همکاری داشتهاند به تلاشهای مرحومه رباب تمدن(۱۳۰۷-۱۳۸۶) میپردازد. رباب تمدن، همسر مصطفی خلیفه سلطانی (۱۳۰۸-۱۳۶۰) مشهور به خلیل سامانی و متخلص به موج که با ۱۲ نام در مطبوعات ایران مطلب مینوشت. سبب حضور پررنگ این خانم در نشریهی چلنگر سال ۱۳۲۹ شاید این باشد که مدتی خانهی مسکونی او و همسرش دفتر چلنگر بوده، بعدها هم در آهنگر (بعد از انقلاب) مطالبی مینوشت. ذیل توفیق، خانم صفورا نیری، خانم پروین کرمانی و دیگران معرفی شدهاند. به طور کلی و بر اساس نمایه کتاب به ۶۵ زن در این کتاب اشاره شده، پیشنهادهایی برای ویرایشهای بعدی کتاب دارم:
۱. ما با شکرستان متوجه میشویم زنان طنزپرداز معدل سنی پایینی داشتهاند که این خود نشان از استعداد ذاتی دارد. مثلا رباب تمدن با ۲۲ سال، صفورا نیری با ۱۸ سال، پروین کرمانی با ۲۰ سال سه نمونهی آثارشان چاپ شده. به نظرم خوب است از این زاویه هم به مقولهی زنان طنزپرداز بپردازیم.
۲. به نظرم حیات طنزپردازانهی زنان در عرصهی مطبوعات باید به دو ردهی نویسندگی و گردانندگی تقسیم شود. ممکن است آغاز نویسندگیشان از سپیدهدم مطبوعات زنانه باشد اما گردانندگیشان به دو دورهی حاشیه و متن قابل تفکیک است.گردانندگی حاشیهای تا گلآقا استمرار دارد و سهم زنان در گردانندگی موسسهی گل آقا به نظرم نظیر ندارد.
۳. برای چاپهای بعدی به بعضی افتادگی نامها باید دقت داشت. مثلا ماه طلعت پسیان شده، طلعت پسیان.
۴. به مدیران نشریات زنانه که در مجوز و شناسنامهی نشریههایشان فکاهی، طنز و کاریکاتوری آمده و گهگاه نیز مطالبی داشتهاند، اشاره شود:
مثل نشریهی آزادی خلق (۱۳۲۳) خانم فخر عظمی ارغوان، زن امروز (۱۳۲۳) خانم بدرالملوک بامداد، ندای ایران (۱۳۲۶) خانم نصرتالملوک کشمیریزاده پارسی، کلثوم ننه(۱۳۲۸) خانم سکینه حاجی قربانخانی و دیگران.
۵. سال ورود خانمها به مطبوعات تا حدودی مشخص است. زندگینامهی مختصری از آنها ضرورت دارد. اگر امکانپذیر نیست حداقل سال تولد را بنویسید. موقعی که ما بدانیم که مثلا خانمها فرانک ظریفی و هاله فرجیان متولد ۱۳۴۵، خانم گیتی صفرزاده متولد ۱۳۵۰، پوپک صابری متولد ۱۳۵۲ و شیرین کاوه متولد ۱۳۵۲ هستند باز به معدل سنی پایین زنان طنزنویس میرسیم وانگهی چون مبنای مدخلگزینی و مقالهنگاری در دانشنامهها کارهای پایهای مثل شکرستان است، زندگینامهای ولو مختصر از هر یک از خانمهای طنزنویس ضرورت دارد.
۶. به عنوان یک خواننده توقع روشن شدن بعضی نکتهها را دارم مثلا محمد رفیعضیایی یکی از نامهای مستعارش در نشریات طنز، لاله بوده که گویا دختر ایشان است شما در کتاب به مطلبی از لاله ضیایی اشاره کردهاید. به سن لاله که نگاه میکنم متولد ۱۳۶۲ و مطلبی که شما نقل کردهاید ۲۰ ساله بوده که نوشته، نمیدانم دختر است یا پدر؟
۷. به فکر زنان کاریکاتوریست هم باشید. طنز تصویری زنان در این یک دهه و نیم با کارهای خانمها مهشید هاشمی، ژاله عفتی، مریم آبدار، نازلی ملکی، لاله ضیایی، مجاهده پورشمسیان و شماری دیگر که فعالاند، دورهی دیگری از حیات خود را آغاز کرده است.
۸. در صفحهی ۲۰۸ کتاب مولف محترم «نامهای زنانهی مردان طنزنویس» نشریات طنز را آورده که این فهرست باید تکمیل شود. نمونههایی که باید افزوده شود عرض میکنم:
عباس توفیق: خاله سوسکه
محمدخرمشاهی: خانم قندی، مادموازل ریشو، منیژه
حسین توفیق: گشنیز خانم
محمد حاجیحسینی: گلناز کوچولو، گلنار، آزاده
ناصر اشتری: ن. الف. مینا
سیدمحمد اجتهادی: آمنه، آمنه باشنگی، پریچهر دلاور، ماما جیمجیم
مجدالعلی بوستان: پونه
ابوتراب جلی: ندا
کیومرث صابری: عیال ممصادق، کمینه
محمد رفیع ضیایی: لاله، هما
و در طنز تصویری:
محمدرفیع پاکشیر: گلپری
احمد عبداللهینیا: آنابل، ایمان، زری، شهلا، مریم، مینا، نسرین
مرتضی فرجیان: گلپونه
حسین گلستانی: شهپر
محمدعلی گویا: طوطی گویا
ابراهیم نبوی: لیلا ابراهیمی، لیلا ارجمند
همچنین به نامهای مردانه زنان طنزپرداز که پروین کرمانی،کورش امضا میکرد باید اشاره شود.
نکتههایی که به عنوان پیشنهاد عرض کردم شاید بخشی سلیقهای باشد. معمار هر اثر پدیدهآورندهی اثر است و احاطهی او سبب تعیین ساختار کتاب میشود. همیشه معتقدم نظر پدیدآورندهای که چند سال با اثر میزیسته به مراتب صائبتر از دیگران است. در هر صورت کتاب «شکرستان» اثر ارزندهای است که باید قدرش را بدانیم. خانم صدر تلاش تحسینبرانگیزی داشته و دارد و انشاءالله خواهد داشت. در گذشته و امروز کسی در حوزهای که ایشان مشغول پژوهش هستند نداشتهایم. کار پرزحمتی انتخاب کردهاند امیدواریم خداوند به ایشان توفیق کارهای بیشتر عنایت فرماید.