گزارش نشست‌ها/گزارش تفسیر قرآن ملاصدرا
گزارش تفسیر قرآن ملاصدرا

گزارش تفسیر قرآن ملاصدرا

گزارش نشست‌ها  - این نشست با حضور اکبر ثبوت، سیدصدرالدین طاهری و حسن سیدعرب برگزار شد.

هادی مشهدی: نشست هفتگی شهرکتاب به نقد و بررسی تفسیر قرآن ملاصدرا اختصاص داشت که به تازگی بنیاد حکمت صدرا آن را تجدید چاپ کرده است. اکبر ثبوت، مشاور گروه فلسفه بنیاد دایره‌المعارف، سید صدرالدین طاهری، مدیر گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی و یکی از مصححان کتاب مذکور و حسین سید عرب در این نشست حضور داشتند.

عارف یا فیلسوف؟

حسین سید عرب، ضمن شرح سوابق چاپ و انتشار تفسیر ملاصدرا، در بیان ویژگی‌های این کتاب گفت: تصحیح و انتشار مجدد این اثر به همت بنیاد حکمت صدرا می‌تواند فتح بابی باشد، برای رویکردهای فلسفی و عرفانی جدید به قرآن. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این کتاب، کشف نوعی زبان در قرآن کریم است. ملاصدرا مطابق فلسفه‌اش در باب مفهوم وجود، به طور خاص وحدت وجود و به طور اخص وحدت شخصی وجود، معنایی فلسفی را در تفسیر قرآن به کار برده است، که آن، غلبه زبان گوینده قرآن بر مخاطب آن است، به این معنا که از نظر او در حین قرائت قرآن، زبان متن، بر قاری غلبه دارد. صدرا این مفهوم را به تفصیل در تفسیر فاتحه الکتاب شرح داده است، این مفهوم مطابق آرایی است که امروزه در مبانی نقد جدید طرح شده است. در رای صدرا گوینده و مخاطب وحدت می‌یابند.

سید عرب در پایان سخنانش، ضمن اشاره به رای برخی صاحبنظران مبنی بر غلبه رویکردهای عرفانی صدر المتالهین بر آرا فلسفی‌اش، این رویکرد‌ها را در تفسیر وی از قرآن بسیار موثر خواند.

دو روی یک سکه

موسوی طاهری، یکی از مصححین اثر مذکور، در ابتدای سخنانش، به شرح رویکرد ملاصدرا در تفسیر قرآن پرداخت. وی گفت: ملاصدرا در مجموع دو دوره برای تفسیر نویسی داشته، دوره اول زمانی بوده است که او با توجه به هدفی خاص برخی سوره‌ها و آیات را انتخاب و تفسیر کرده است. اولین سوره‌ای که در این دوره تفسیر شده سوره شریفه حدید است. صدرا، پس از این دوره، با هدف تفسیر تمام قرآن، کار خود را با تفسیر فاتحه الکتاب ادامه داده و تا پایان عمرش به این مهم اشتغال داشته است. در این دوره چون تصمیم داشته به طور جدی مفسر قرآن باشد، روشی منسجم‌تر و منظم‌تر پیش گرفته است.

وی ضمن استناد به مواردی از تفسیر سوره حمد، به رویکرد و روش ملاصدرا و نظم و انسجام وی در تفسیر اشاره کرد و افزود: مرحوم مظفر، در مقدمه اسفار، تفسیر ملاصدرا را در ادامه فلسفه او دانسته و اذعان دارد که صدرا در طول عمر خود کاری جز فلسفه ورزی نداشته است.

موسوی طاهری ادامه داد: به تعبیر برخی از صاحب نظران، صدر المتالهین، آنچه در فلسفه می‌جسته یافت نکرده، بنابراین به قرآن پناه برده است، او خود این معنا را در ابتدای تفسیر سوره حدید، تصریح کرده است. گواه این مدعا این است که وی تفسیر را در حدود چهل سالگی، آغاز کرده یعنی زمانی که بخش قابل توجهی از آرا فلسفی‌اش را صادر کرده و به عبارتی در پختگی فکری به سر می‌برده است.

مصحح کتاب مذکور، در شرح و بسط اندیشه صدرا، خاطرنشان کرد: کنکاش در اندیشه ملاصدرا، دال بر این معنا است، که وی هماهنگی عقل و نقل را به طور کامل قبول داشته و از افراط و تفریط در هر کدام از آن‌ها پرهیز کرده، معتقد است که برخی مطالب را نمی‌توان به تنهایی با فلسفه محقق ساخت و باید به قرآن و احادیث رجوع کرد.

وی با اشاره به رای ملاصدرا، «حال سعی کن یکی از این دو نفر باشی، یا مومن به ظواهر آنچه در کتاب و حدیث وارد شده، بدون هیچ تصرف تاویلی، یا عارفی راسخ در تحقیق حقایق معانی، که جانب صورت ظاهر را نیز کاملا رعایت کند»، تصریح کرد: قیود وی بسیار قابل توجه است، به عوام نگاه ویژه‌ای دارد، تقلید آن‌ها را از کسانی که متخصص هستند لازم دانسته، اما برای کسانی که می‌توانند به عمق و بطن آیات و روایات آگاه شوند، شروطی مبنی بر اینکه به ظاهر آیات لطمه نزنند، تعریف کرده است، بعد تاکید می‌کند، «هرگز سومی نباش که شریعت حق و آنچه را که در آن وارد شده است، یک جا انکار کنی و نه چهارمین نفر، که انکار آن‌ها نمی‌کنی ولیکن با هوشیاری نارسا و بینش لوچ خود، آن الفاظ را به معانی فلسفی و عقلی و مفهوماتی کلی و عام تاویل کنی.»

موسوی‌طاهری افزود: این اشاره به کسانی دارد، که خود را متخصص و اهل معنا می‌دانند ولی در واقع این گونه نیستند. در مجموع اگر بین فلسفه او و تفسیرش مقایسه کنیم، در می‌یابیم که در حقیقت این دو، دو روی یک سکه هستند. قابل توجه است که ملاصدرا در نه جلد اسفار، که کتابی فلسفی است، ۱۰۳۳ استناد قرآنی دارد، از این روی شاید بتوان دریافت، که وی با چه دیدگاهی به تفسیر قرآن پرداخته و از آن، چه معنایی را جست‌وجو کرده است.

موسوی‌طاهری در ادامه به شرح روش ملاصدرا در تفسیر پرداخت، و اشاره کرد: او ابتدا در حد متوسط، وارد مباحث لفظی شده و سپس در همین حد به قرائت‌ها پرداخته است. در مجموع از جهات ادبی، تفسیر وی، متوسط است، که البته می‌توان گفت، در این امر تعمد داشته، چراکه در کتاب مفاتیح‌الغیب، مفسر را به زبده‌گویی سفارش کرده، و خود نیز این توصیه را عملی ساخته است. صدرا در تفسیر خود از یک آیه سعی دارد، آیات دیگر را به کار گیرد به عبارتی، تفسیر قرآن به قرآن کرده که البته نمی‌توان گفت به اندازه‌ی المیزان در این زمینه تلاش کرده است. این نوع، مبنای کار علامه در المیزان است که در تفسیر صدرا این گونه نیست.

وی در شرح و بررسی برخی ضعف‌ها در کار صدرالمتالهین، خاطرنشان کرد: او از آنجا که تسلط به آیات داشته به آن‌ها مراجعه نمی‌کرده و مطابق ذهنیاتش می‌نوشته است، لذا، ‌گاه اشتباهاتی در کارش وجود دارد، وی همچنین در تفسیرش از روایات فراوانی استفاده کرده است که اکثر آن‌ها از منابع اهل سنت گرفته شده و یا سند و مصدر آن‌ها ارائه نشده است.

موسوی طاهری در شرح دیگر خصوصیات کتاب مورد بحث، تصریح کرد: صدرا، اصرار دارد، مطالب را به نام خودش تمام نکند، این هم نوعی تقوی علمی است و هم به نوعی از تیزهوشی و ذکاوت او ناشی می‌شود، از این رو که با استناد به رای دیگری مطلب مورد نظر نفوذ بیشتری در مخاطب خواهد داشت. در اندیشه و فلسفه‌ی صدرا سه گرایش وجود دارد، گرایش مشائی، که در ابتدای فلسفه‌ورزی او مشهود است، گرایش فلسفی که او را به طرح تشکیک در مساله‌ی وجود وامی‌دارد و گرایش عرفانی، که این گرایش از جانب او به صراحت عنوان نمی‌شود، چگونگی به کارگیری این گرایش در این قول او به خوبی مشهود است، «در آغاز و نیمه راه هر مبحثی، ما نیز همچون دیگران پیش می‌رویم تا خواننده در آغاز با مطالبی که از پیش با آن‌ها آشنایی دارد برخورد کند و از‌‌ همان ابتدا در برابر ما جبهه نگیرد، ولی در پایان، راه خود را می‌رویم و سخن ویژه خود را آشکار می‌کنیم.»

مصحح تفسیر ملاصدرا با استناد بر همین قول وی و رای آیت‌الله جوادی‌عاملی تاکید کرد: به طور قطع، ملاصدرا، معتقد به وحدت وجود است، و هیچ موجودی را جز خداوند صاحب موجودیت نمی‌داند، و این بینش وی در تفسیرش هم موثر است، و در واقع هدفی تربیتی را دنبال می‌کند.

موسوی‌طاهری در ادامه به ذکر نمونه‌هایی از کارکردهای اندیشه‌ی فلسفی صدرا در تفسیر وی از قرآن اشاره و عنوان کرد: صدرا در تفسیر سوره‌ی یاسین به مساله معاد جسمانی پرداخته است، او در تفسیر این سوره ده مقدمه، بر گرفته از مفاهیم فلسفی خودش آورده است، که به عنوان مثال می‌توان به تشکیک وجود، اصالت وجود، حرکت جوهری، و یا تجرد خیال و مفاهیمی از این دست اشاره کرد که به لحاظ تربیتی بسیار موثرند. تاویل وی از واژه‌ی سماء در سوره طارق، نفس ناطقه انسانی، محل واردات غیبی، است. او در سوره سجده، شش روز خلقت را به کل دوره وجود موجودات طبیعی، تلقی کرده است، به این معنی که زمان حال نیز بخشی از آن شش روز است، چراکه، خلق موجوداتی که در حرکت هستند خلق مدام است، این گونه نیست که یک بار خلق شوند و بعد‌‌ رها شوند، در واقع تفسیر وی بر شش یا چند روز، تاکید ندارد.

خروج از ورطه‌ی تقلید

اکبر ثبوت، صدرای‌شیرازی را یکی از فلاسفه‌ی تراز اول در تاریخ فلسفه اسلامی ارزیابی کرد و اذعان داشت: صدرا در دین‌شناسی و عرفان‌شناسی نیز جایگاهی بلند دارد و در کنار همه این‌ها او یک منتقد بصیر و شجاع است، منتقد شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه و نیز منتقد صاحبان قدرت و عالم نمایان وابسته به آن‌ها. همه این ابعاد را می‌توان کم و بیش در کتاب‌های او مشاهده کرد، چنان که آثار تفسیری او هم روشنگر قرآن و ماثورات دینی، بر بنیاد حکمت و ضوابط علم کلی است و هم آثاری است، در امتداد فلسفه او، در چهره‌ای دیگر، و این امر با دیدگاه خاص او در مقام حقیقت‌شناسی به طور کامل منطبق است، زیرا او حقیقت را امری یگانه می‌داند که به اعتبار تعدد صورت‌های آن و اختلاف در راه‌های وصول به آن، دگرگونی در ذات آن راه نمی‌یابد، بنابراین حرکت از هر نقطه‌ای که آغاز شود به حقیقت ختم می‌شود؛ از این جهت است که به عنوان مثال کتاب مفاتیح الغیب وی از یک سو مشتمل است بر یک بررسی تحقیقی، تفسیری و فلسفی از قرآن، و از سویی در بخش اعظم آن، بزرگ‌ترین مسائل مربوط به هستی مورد بحث قرار می‌گیرد، از این رو اختصاص کتاب به بررسی‌های قرآنی با هدف پاسخ‌گویی به امهات پرسش‌های مربوط به وجود، تناقضی ندارد. در نظر صدرا، فلسفه، امتداد تفسیر قرآن است و تفسیر قرآن، امتداد فلسفه وجود، چون قرآن نسخه و رونوشتی است از وجود، با‌‌ همان نظام کلی الهی آن، و وجود، تمثیل عینی قرآن است و مفاتیح و کلیدهایی که به یاری آن ابواب غیب و نهان هستی با همه عظمت آن گشوده می‌شود.

وی افزود: پس کتاب مفاتیح‌الغیب نیز مشتمل است بر مفاتیح و کلیدهای غیب قرآن و کلید‌ها در این هر دو جا با یکدیگر جدایی و ناسازگاری ندارند. صدرا علاوه بر کتاب‌هایی که به تفسیر و مباحث قرآنی اختصاص داده در دیگر آثار فلسفی و عرفانی خود نیز بار‌ها به تفسیر و تاویل آیات قرآنی پرداخته و برای اثبات نظریات حکمی خود از آن‌ها کمک گرفته است که از آن جمله می‌توان به صفحه ۱۱۰ جلد سوم «اسفار»، صفحه ۶۴ «مشاعر» و صفحه ۲۱۲ «حدوث‌العالم» اشاره کرد.

ثبوت با تاکید بر رای صدرا، در صفحه ۳۰۴ کتاب مفاتیح‌الغیب، به بررسی شیوه‌های وی درتفسیر قرآن پرداخت و تصریح کرد: صدرای شیرازی، قرآن را همچون مائده‌ای می‌داند که از آسمان عالم عقول، به زمین جان‌ها فرود آمده و خوراک‌های رنگارنگ در آن است و برای هر گروهی از گروه‌های خلق روزی‌ای معین و بهره‌ای مقسوم در آن است. حکمت و برهان برای قومی و اندرز و خطابه برای گروهی. و برای غیر این دو دسته نیز خوراک‌هایی متناسب با مرام و جایگاه‌شان هست که به لحاظ نرمی و درشتی، در میانه خوراک‌های دو گروه پیشین قرار دارد تا به خوراک‌هایی رسد که در پستی و کم ارزشی به پوسته و نخاله می‌ماند و برای کسانی است که مرتبه آنان، مرتبه چهارپایان و انعام است.

ثبوت، قول دیگری از صدرا، برگرفته از صفحه ۵۶، جلد ششم تفسیر، را بیان کرد: بیشتر واژه‌های وارده در کتاب الهی، همچون دیگر الفاظی که برای حقایق کلیه وضع شده، مجمل است؛ گاهی بر پدیده‌های آشکار و محسوس اطلاق می‌شود و گاهی بر سرّ و حقیقت و باطن آن پدیده‌ها، و گاهی بر سرّ سرّ و حقیقت سرّ و باطن باطن آن و این از آن جهت است که اصول عوالم و نشات، سه است، دنیا و آخرت و عالم الوهیت و همه با یکدیگر تطابق دارد و هرچه در یکی از این سه عالم وجود دارد در آن دوی دیگر نیز هست، به گونه‌ای که مناسب هر موجودی برای آنچه در عالم خاص اوست باشد.

وی ادامه داد: با همین مقدمات است که صدرا، در مقام گفتگو، از کسانی که به معارف قرآنی می‌پردازند، از دو گروه یاد می‌کند، اهل القول و العباره، اهل الکشف و الاشاره. او، گروه اول را پرستندگان و بندگان مذهب‌ها و رای‌ها و خواهندگان نفس و هوا می‌خواند و گروه دوم را اهل الله و اهل قرآن و پرستندگان و بندگان حقیقی خداوند رحمان می‌داند، و خود بر آن است که مانند گروه دوم به شناخت رازهای قرآن عظیم نائل گردد و با راه رفتن به پس و پشت کلمات آن، بر لطایف حکمی و عرفانی آن پرتو افکند و در ژرفای دریاهای معانی آن غوطه خورد و از حقیقت رموز و اشارات آنکه نسبت به ساختار برونی آن مانند روح در برابر بدن انسان و لب و مغز در برابر قشر و پوست است آگاه گردد.

اکبر ثبوت در شرح دیگر ویژگی‌های صدرالمتالهین در تفسیر یادآور شد: وی از کسانی که قرآن‌شناسی را در محدوده بحث‌های لغوی و ادبی و گفتگو از چگونگی قرائت و کتابت قرآن و نقل روایت‌ها محصور کرده‌اند انتقاد کرده و جدایی راه خود را از آنان اعلام می‌دارد. با این همه نباید پنداشت که صدرا بحث از ظواهر الفاظ و عبارات قرآن را به یکباره بیهوده انگاشته و دانش‌ها و کتاب‌هایی را که به این بحث‌ها می‌پردازند، در خور اعتنا نمی‌شمارد، بلکه او توجه کافی به تمام فنون و آثاری را که عهده دار این پژوهش‌ها هستند لازم دانسته و اذعان دارد که «هرکه می‌خواهد در دریای ژرف قرآن شناور شود، باید نخست به سراغ دیگر تفسیر‌ها برود و با عقاید پیروان دیگر فرقه‌ها و گروه‌های مختلف از باطنیان و ظاهریان و فیلسوفان و متکلمان و صوفیان و زندیقان آشنا شود، و از اسرار مکتب و آیین همگان آگاه شود، و پیوسته چنان تشنه‌ی درک حقایق باشد و به کوشش در این راه معتاد شود که گویی این امر از لوازمات فطرت و سرشت اوست و نه به اختیار و اراده وی و در این طریق چندان برود تا گردنش از بند تقلید آزاد شود و حجاب معتقداتی که از روزگار کودکی از پدران و استادان به او ارث رسیده از برابر دیدگانش به یک سو شوند و ببیند که اطفال مسیحی جز با آیین مسیحیان و کودکان یهود جز با آیین یهودیان و کودکان مسلمان جز با کیش اسلام پرورش نمی‌یابند. آری از طریق آشنایی با آیین‌ها و مکتب‌های گوناگون و توجه به چگونگی رسوخ ادیان مختلف در دل پیروان آن‌ها و با رهایی از بند اعتقادات موروث و خروج از ورطه تقلید است، که آدمی می‌تواند میان اهل حق و اهل باطل و اهل دین و اهل بدعت تمیز بدهد.»

وی در ادامه تاکید کرد: با این مقدمات، واضح است که صدرا استفاده از آثار مولفانی را که مذاق او با آن‌ها یکی نیست، از جمله در تفسیر قرآن، ضروری می‌داند و ارزش و اهمیت دیدگاه‌ها و پژوهش‌های آنان را ولو در جمله، انکار نمی‌کند. او کار قرآن پژوهی را در دو مرحله دنبال می‌کند، در مرحله نخست پس از ذکر آیات به شیوه عامه مفسران به بحث‌های صرفی و نحوی، لغوی و بلاغی و روایی، اختلافات قرائت‌ها و معانی مفردات و کلمات آیه و اقوال صحابه و تابعین در این موارد و نقل روایات و احادیث شیعیان و اهل تسنن و متصوفان و تفسیرهای گوناگون و شاید نقد آن‌ها پرداخته و در این مرحله از همان، به گفته خودش تفاسیر مشهوره، سود جسته است.

اکبر ثبوت در ادامه، نظرات فلسفی و عرفانی صدرا، در آثاری که در تفسیر قرآن و تشریح معارف کتاب خدا نگاشته و با استناد به آیات کتاب حکیم بر صحت آن‌ها استدلال کرده را به تفصیل، در چند بخش، بیان داشت، از جمله این نظرات، می‌توان به دعوت وی از مفسران به استقلال فکری، پیروی از دلیل، اتکا به دانش، عظمت افراد را ملاک درستی آرا ایشان ندانستن، تخطئه تقلید و نکوهش کسانی که به عنوان پیشوایان دین و عالمان عقیده‌شناس، معتقدات خود را بر پایه تقلید از این و آن و سخنان مشایخ پیش استوار نموده‌اند، اشاره کرد.

وی، دیگر ویژگی را متناسب با رای ملاصدرا این‌گونه عنوان کرد: ترجیح جانب خرد بر معجزات و تخطئه کسانی که عقاید دینی را با استناد به معجزه و سخنان این و آن ثابت می‌کنند.

ثبوت درباب شناخت خدا از دید ملاصدرا گفت: شناخت هر موجودی از حقیقت مطلق، خدا، متناسب است با ویژگی‌هایی که بر آفرینش آن موجود غلبه دارد و هرکس در هر مرتبه‌ای باشد، بخشی از حقیقت را شناخته و حتی بت‌پرستان، گوشه‌هایی از عرصه بی‌کران حقیقت را دریافته‌اند، بنابراین از یک نظر خداپرستند، زیرا بتان را به عنوان خدا می‌پرستند.

ثبوت، در شرح اصالت و وحدت وجود، تحت عنوان یکی از مفاهیم فلسفی صدرا و موثر در تفسیر وی از قرآن، تصریح کرد: در صحنه هستی هیچ نیست، مگر ذات و صفات حق و نیز افعال وی که صورت‌های نام‌ها و مظاهر صفات اویند.

وی حرکت جوهری را نیز با استناد به جلدهای دوم و اول تفسیر، این گونه بیان داشت: به عقیده صدرا تمام جوهرهای مادی از آسمانی و زمینی به طور ذاتی در سیلان‌اند و قابلیت دگرگونی در گوهر آن‌ها هست و همواره نو می‌شوند، صدرا حرکت ذاتی و جوهری را با استناد به آیات قرآن برای کلیه جوهرهای زمینی و آسمانی و برای انسان اثبات کرده و اظهار می‌دارد که در این حرکت، مسافت، به لحاظ حقیقت وجود، عین متحرک است، بر خلاف حرکت در اعراض که در آن‌ها مسافت امری جدا از متحرک است. به عقیده صدرا آدمی از آغاز پیدایش تا هنگامی که به بر‌ترین مرتبه کمال رسد، در ذات او دگرگونی‌هایی و در گوهر او تحولاتی روی می‌دهد، نخست خاک است، سپس نطفه، سپس صورتی از گوشت و استخوان پس از آن صورتی از حیوان در چهره انسان و سپس...

دائمی بودن حرکت، دیگر مفهومی است که ملاصدرا از فلسفه‌اش در تفسیر قرآن وام گرفته است، ثبوت در شرح این مفهوم اظهار داشت: حرکت از حیث حدوث آن دلالت دارد بر و جود حرکتی دائمی که آن را نهایتی نیست.

ثبوت ضمن اشاره به صفحه ۱۰۲ جلد اول تفسیر، قوس صعود و نزول و مقام انسان را تشریح کرد: انسان حقیقی و نه صوری، غایت مقصود اصلی از خلقت همه آفریدگان و پدیده‌هاست و آنچه تکوین یافته برای او خلق شده است و منازل سیر و صعود او به سوی خدا بر نیمه صعودی دایره امکان جای گرفته، برعکس مراتب نزول او در این دایره، و این از آن جهت است که مبدا و معاد و آغاز و انجام او خداست، و از اول امر تا پایان عهد و پیمان توجه و عنایت به او بوده است.

ثبوت، در شرح مفهوم دیگری از فلسفه صدرا، با اشاره به صفحه ۱۴۲ از کتاب اسرارالایات، گفت: نفس انسانی آخرین صورت‌های جسمانی و بر‌ترین آن‌ها و نخستین معانی روحانی و فرو‌ترین آنهاست، چرا که نفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاست و حدوث آن به سبب استعداد بدن برای تحول به مرتبه روحانی و بقای آن به سبب ملکات نفسانی راسخ در آن است.

وی به صفحه ۷۴ از جلد ششم تفسیر استناد کرد و افزود: همه انسان‌ها با بدن محشور نمی‌شوند. لازم نیست که در روز رستاخیز تمامی افراد انسان با بدنی از بدن‌ها محشور شوند، بلکه کسانی که در دانش‌ها به کمال رسیده‌اند، هنگام برانگیخته شدن برای حضور در محکمه حق، موجوداتی به کل غیر جسمانی و جدا از ماده هستند.

ثبوت، نظرات صدرالمتالهین، در باب همیشگی نبودن عذاب دوزخ را تشریح کرد: صدرا در این باب، دلایل معتقدان به همیشگی بودن عذاب را به تفصیل، و پاسخ مخالفان ایشان را تنها در دو سه سطر و نظر ابن عربی و قونوی و دیگر شارحان فصوص را نیز، در مخلد نبودن هیچ یک از دوزخیان در عذاب با لحنی تاییدآمیز نقل کرده است. او در این باب، مطالب زیادی از فتوحات و فصوص و شرح قیصری آورده و درآخر نیز حدیثی از رسول (ص) و کلامی از ابن مسعود را نیز در تایید نظر آنان ذکر کرده است، چنانچه در پاره‌ای آثار دیگر خود، نیز صحت این نظریه را تایید کرده و البته لازم به ذکر است که در برخی آثار دیگر خود نیز عقیده‌ای بر خلاف آن را اظهار داشته است.

صدرا، در صفحه ۱۲۴ از جلد دوم تفسیر، مفاهیم بندگی و آزادگی را تشریح کرده است: کمال عبودیت و بندگی حق، بهره کسی است که از کمال حریت و آزادی برخوردار باشد.

اکبر ثبوت، انتقاد صدرا از کسانی که نام عالم و واعظ بر خود نهاده بودند و اعتراض وی به شرایط اجتماعی و فرهنگی آن عصر را برگرفته از کتاب تفسیر، این‌گونه بیان کرد: من به خدا پناه می‌برم از آن بد کرداری که دانش او فقط بر سر زبان وی است. هیچ فتنه‌ای در دین و خللی در عقاید مسلمین نیست، مگر منشا آن مخالطت عالمان ناکامل است با حکومتگران و سلطه‌گران. دو رویان کوشش خود را صرف یادگیری صرف و نحو و اشعار و از بر کردن قالب‌های احادیث و اخبار کرده‌اند تا با استفاده از آن‌ها متاع این جهان را به دست آورند و به سلطه‌گران و بدکنشان تقرب جویند و خداوند حال ایشان را تشبیه کرده است به حال کسانی که آتشی برافروزند که چون پیرامون خود را روشن کنند خدا روشنایی را از ایشان بگیرد.

ثبوت دیگر قول انتقادی صدرای شیرازی را برگرفته از صفحه ۱۴۲، جلد پنجم تفسیر، این‌گونه عنوان کرد: بزرگ‌ترین آفتی که میان آدمی و آگاهی از رازهای دین و مشاهده انوار یقین، حجاب می‌شود و موجب روگردانی مردم از شنیدن آیات خدا و حکمت‌ها می‌‌شود، آن است که پندارند اهل ظاهر و علمای دنیا، که در طلب لذات و خوشی‌های باطل و زودگذر می‌شتابند، راهنمایان خلق و پیشوایان مذهب و از جمله مجتهدانی هستند که در جست‌وجوی سعادت اخروی می‌کوشند و این بزرگ‌ترین فتنه در دین و سخت‌ترین حجاب و مانع است در راه مومنان، زیرا که اینان راهزنان طریق حقیقت و یقین‌اند و پیروی از ایشان جز بر گمراهی و سقوط در زباله دانی‌های نادانان نمی‌افزاید و آیا این جز به آن می‌ماند که بیمار نادان را پزشک حاذق گمان برند و دزد مفلس را امین درستکار شمارند؟

نظرات [1 ]
ستاره سادات . پيغمبري پنجشنبه 3 شهریور 1390 - 11:39:40
سپاس از درج مطلب
ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

نظر شما  

حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید::

 = 9+2

کد مطلب:1184
تاریخ انتشار :پنجشنبه 3 شهریور 1390 - 07:41:39