یادداشت و مقاله
- پرویز مشکاتیان، نوازنده و آهنگساز ایرانی در گذشت.
محمد نجفی: خبر کوتاه بود و هیچ کم نداشت: پرویز مشکاتیان، نوازنده و آهنگساز ایرانی در گذشت. خبری کوتاه که در روزهای در پیش بال و پر بسیار خواهد گرفت و حرفهای بسیار گفته خواهد شد و ناگفتههای بسیاری دربارهی آن بر زبان خواهد آمد. گفتهها و ناگفتههایی درباره یکی از برتربن نوازندگان و آهنگسازان برجسته موسیقی سنتی ایرانی که نه فقط خوب ساز مینواخت که به گفتهی حسین علیزاده، موسیقی ایرانی را نیز خوب میشناخت. کسی که در روز دوشنبه، 30 شهریور، بر اثر ایست قلبی در خانهاش در تهران درگذشت به باور بسیاری از دوستداران موسیقی سنتی ایرانی یکی از چند قلهی بلند این موسیقی بود. وی که در اردیبهشت 1334 در نیشابور به دنیا آمده بود، مثل بسیاری از دیگر اهالی این موسیقی کارش را از کودکی نزد پدرش، حسن مشکاتیان آغاز کرد و به راهی گام نهاد که تا پایان عمر مردانه بر آن پای فشرد و در نهایت نامش را بر ذهن و ضمیر ایرانیان حک کرد.
قصد من در اینجا مرور زندگی این هنرمند فقید نیست و خیال هم ندارم از اهمیت وی در تاریخ موسیقی سنتی ایران چیزی بگویم. بسی شایستهتر از من هستند تا از اینگونه سخنها بگویند که خواهند گفت.
اما حسین علیزاده چیزی گفته است که بیشک از اهمیتی بی چون و چرا برخوردار است. وی چند ساعتی پس از انتشار خبر مرگ مشکاتیان از اعلام عزای عمومی میگوید. امری که شاید بیشتر ما چشم به دهان متولیان امر میدوزیم تا اعلام کنند. علیزاده درست می گوید. باید اعلام عزای عمومی شود. اما گیرم که به هر دلیلی، چه از سر عناد، جهل، کوتاهی یا هر چیز دیگر، متولیان امر چنین نکنند. ما چه باید کنیم؟ اصلاً چه اهمیتی دارد که آنها چه میکنند؟ اگر ما باور داریم که یکی از غولهای موسیقی سنتی ایران را دیگر در میانمان نخواهیم دید، میتوانیم به سادگی خودمان اعلام عزای عمومی کنیم، سیاه بپوشیم و یادش را زنده نگاه داریم و کارهایش را بیشتر از پیش گوش دهیم و دربارهاش سخن بگوییم و به افتخارش کلاه از سر برداریم. مثل خیلیهای دیگر که در زمان خودشان از سوی متولیان امر نادیده گرفته شدند یا آنقدرها که شایستهشان بود مورد توجه قرار نگرفتند اما باز ماندگار شدند. باز یکایک آنهایی که قدر آن بزرگان را میدانستند به هر نحو ممکن کاری کردند تا نامشان از صفحه روزگار پاک نشود و حتا پررنگتر از پیش به چشم آید. مشکاتیان هم یکی از همانهاست. بنابراین بیشتر از آنکه مهم باشد که متولیان امر چه میکنند مهم است که ما، یکایک ما، که جایگاه مشکاتیان را در موسیقی سنتی ایرانی میدانیم چه میکنیم. خزان مشکاتیان سر رسیده است اما در پس هر خزانی و هر زمستانی باز جوانههای امید و رویش و تازگی فرامیرسد. و این تازه آغاز راه مشکاتیان و زندگی هنری اوست، حتا اگر ما سه روز عزای عمومی اعلام کرده باشیم.