اخبار شهر کتاب/گزارشی از دیدار سیامک گلشیری با مخاطبان‌اش
گزارشی از دیدار سیامک گلشیری با مخاطبان‌اش

گزارشی از دیدار سیامک گلشیری با مخاطبان‌اش

اخبار شهر کتاب  - نشست دیدار و گفت‌وگو با سیامک گلشیری روز گذشته (دوشنبه، ۱۴ شهریورماه) در فروشگاه مرکزی شهر کتاب برپا شد.

ایسنا: به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این نویسنده و مترجم که آثاری را در حوزه‌ی ادبیات نوجوان و ژانر وحشت منتشر کرده است، درباره دغدغه‌ و انگیزه‌اش از نوشتن کتاب در ژانر وحشت برای این قشر سنی، با اشاره به کتاب «تهران کوچه اشباح»، گفت: هر کتابی با یک تصویر آغاز می‌شود و تصویر من از این کتاب به دوران دبستان بازمی‌گردد. خانه‌ا‌ی در انتهای کوچه ما بود که هرچند مدرن بود؛ ولی کسی در آن زندگی نمی‌کرد. سال‌ها داستان این کتاب از آن خانه در ذهنم بود که می‌خواستم آن‌را به روی کاغذ بیاورم. همچنین مدتی به این موضوع که دو نوجوان در روز تولدشان با هلیکوپ‌تر به دنبال خانه خود می‌گردند و سرانجام از این خانه سر درمی‌آورند، نیز در ذهنم بود. این‌ها تصاویری بودند که می‌خواستم بنویسم.

او با بیان این نکته که به درام سوپر علاقه زیادی دارد، گفت: ‌ هرچند علاقه‌ای به اتفاقات داخل خانه نداشتم و حتا به آن فکر هم نمی‌کردم؛ ولی می‌خواستم آن‌را بنویسم.

او در پاسخ به این پرسش که چرا بیشتر داستا‌‌نهایتان از قول اول‌شخص است، اظهار کرد: داستان‌هایی هم دارم که سوم‌شخص عینی هستند؛ مانند رمان «خفاش شب»؛ ولی در برخی مواقع، شبیه دانای کل می‌شوم. اما درست است؛ بسیاری از رمان‌هایم اول‌شخص هستند.

شاید در اول‌شخص، راوی داستان می‌تواند وارد ذهن خود شود و بسیاری از چیز‌ها را از ذهنش بگیرد و حتا احساساتش را بیان کند. گاهی اوقات نیز می‌تواند درباره بقیه شخصیت‌ها حرف بزند و در کل، دستش در داستان باز است.

گلشیری همچنین در پاسخ به اظهارنظری مبنی بر ریتم کند داستان‌هایش و تعداد شخصیت‌های محدود داستان با وجود توصیف‌های دقیقی که از وضعیت و ذهنیت افراد در داستان‌هایش مطرح می‌شود، گفت: به جز رمان «نفرین‌شدگان»، در دیگر داستان‌هایم شخصیت‌های درگیر، محدود هستند؛ چون معمولا بازه زمانی بسیار کمی در داستان‌هایم وجود دارد و از آن‌جایی که در یک محدوده زمانی کم نمی‌توان شخصیت‌های زیادی وارد کرد، این اتفاق می‌افتد؛ هرچند برخی شخصیت‌های فرعی نیز حتا در رمان «تهران کوچه اشباح» وجود دارند.

این نویسنده در پاسخ به این پرسش که آیا سیامک گلشیری با توجه به ترجمه‌ها و تألیف‌هایی که انجام می‌دهد، یک مترجم است یا مؤلف؟ اظهار کرد: دغدغه من نوشتن است، ترجمه هم معمولا در طول دوران دانشگاه انجام می‌دادم. از نمایشنامه «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد» بسیار خوشم می‌آید. کارهایی که تا کنون ترجمه کرده‌ام، بسیار به کارهای خودم نزدیک بوده و حتا آثار نویسندگانی را که به آن‌ها علاقه دارم، ترجمه می‌کنم.

او سپس در پاسخ به این پرسش که در کارهای شما زبان زیاد به چشم نمی‌آید و یک نوع از قصه گفتن را می‌بینیم، آیا به چیزی در داستان مانند قصه، فرم و زبان اصالت می‌دهید؟ بیان کرد: من همه عناصر داستان را در خدمت زبان می‌بینم؛ مانند رمان «کابوس». چیزهایی که در داستان داریم، بر اساس دیالوگ است و آن‌ها بیشتر به داستان‌های می‌نی‌مال نزدیک می‌شوند. در این‌گونه داستان‌ها هیچ چیز بیان نمی‌شود و معمولا سعی می‌کنم ردپایی از نویسنده در داستان نباشد. این خود یک فرم است.

سیامک گلشیری درباره این نکته که برخی‌ می‌گویند وی از «کارور» و «چخوف» تقلید می‌کند، اظهار کرد: من خیلی چیز‌ها از بسیاری از نویسندگان یاد گرفتم؛ ولی تقلید کردن را به خاطر نمی‌آورم.

او در عین حال یادآور شد: کارور رمان ندارد.

نویسنده رمان «ملاقات با خون‌آشام» همچنین در باره رابطه کار‌هایش با سینما و این‌که به اعتقاد برخی، خواننده‌های گلشیری اگر یک فیلم را ندیده باشند، نمی‌توانند داستان مربوط به آن را بفه‌مند، در پاسخ به این پرسش که آیا گلشیری فیلم‌هایش را به صورت داستان می‌نویسد یا برعکس، اظهار کرد: آن به تصویر مربوط می‌شود، همه چیز بر اساس دیالوگ است، داستان‌ها مانند دوربین عمل می‌کنند و هیچ جا وارد ذهن خواننده نمی‌شوند؛ با این وجود، باید به این نکته توجه داشت که در روایت اول‌شخص، راوی داستان با نویسنده فرق می‌کند.

او همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا یک خواننده زمانی که رمان ترسناک خارجی می‌خواند، آن‌را مهیج‌تر از یک رمان ترسناک ایرانی می‌بیند، اظهار کرد: من همه کارهای ترسناک را نخوانده‌ام؛ ولی همیشه به فیلم‌های ترسناک علاقه داشتم.

گلشیری رمان «تهران کوچه اشباح» را جلد دوم رمان «ملاقات با خون‌آشام» خواند و اظهار کرد: جلد سوم این رمان را هم نوشته‌ام. این موضوع قرار بود سه‌گانه باشد؛ ولی این اتفاق نیفتاد و به نظر می‌رسد به بخش‌های چهار و پنج نیز برسد.

او همچنین درباره شخصیت دراکولا در رمان «تهران کوچه اشباح» و این‌که امکان خلق یک شخصیت مشابه ایرانی در این رمان به جای استفاده از یک کاراک‌تر غربی وجود داشت یا خیر؟ گفت: در هر داستانی، هر چیزی باید جا بیفتد، صرف‌ نظر از این قضیه، برخی چیز‌ها یک ژانر ایجاد می‌کند و سپس آن داستان اثری جهانی می‌شود. بعد از آمدن فیلم «بانی و کلاید» یک ژانر جهانی ایجاد شد. در واقع، یک‌سری چیز‌ها در این زمینه به وجود آمد و نمی‌توان آن را به یک کشور خاص مربوط دانست. درباره این رمان نیز چنین اتفاقی افتاد.

او تأکید کرد: رمان نوشتن یک پروسه است. نویسنده از پایان ماجرا خبر ندارد، با شخصیت‌ها جلو می‌رود و با آن‌ها داستان را می‌سازد. با نوشتن سومین بخش رمان قرار بود فکر کنم این شخصیت‌ها چگونه نابود می‌شوند. این رمان خود یک ادبیات است و این قضیه یک جنبه انسانی دارد.

نویسنده مجموعه‌های داستان «همسران» و «از عشق و مرگ»، نخستین کار در خلق یک داستان را لذت بخشیدن به جامعه دانست و اظهار کرد: در رمان «ملاقات با خون‌آشام» فقط بحث دراکولا مطرح نیست؛ قصه هم در این میان مطرح می‌شود. در ژانر وحشت یا پلیسی چیزی که اهمیت دارد، قصه داستان است؛ یعنی باید به آن از قبل فکر شود و پازل‌ها جای خود را در داستان داشته باشند.

نویسنده رمان‌های «کابوس» و «خفاش شب» در پاسخ به این پرسش که آیا با وجود نوشتن چنین رمان‌هایی در ژانر وحشت، شخص شجاعی است یا خیر؟ گفت: من همیشه رمان ترسناک نمی‌نویسم. با این وجود من همانند انسان‌های دیگر هستم.

گلشیری در پاسخ به پرسش یک نوجوان که اظهار کرد، شما داستان را می‌نویسید؛ ولی نمی‌توانید آن‌را تمام کنید، گفت: در همه کتاب‌هایم این‌گونه است. کاری که می‌کنم، می‌خواهم تحلیلی در پایان داشته باشم. داستان‌های سلینجر را می‌توان ادامه داد؛ چون با یک تردید تمام می‌شوند. با این وجود، داستان باید جایی تمام شود که در ذهن خواننده شروع می‌شود.

او ادامه داد: زمانی که یک اثر کلاسیک تمام می‌شود، همه چیز در آن به پایان می‌رسد؛ ولی در اثر مدرن، برخلاف اثر کلاسیک، همه چیز آغاز می‌شود.

گلشیری با بیان این نکته که همیشه در زمان نوشتن داستان، پایان آن را نمی‌داند، اظهار کرد: ‌گاهی برای نوشتن یک داستان کوتاه سه ماه آن را می‌نویسم. البته رمان با داستان کوتاه متفاوت است. در رمان از قبل به آن می‌اندیشم، در رمان «نفرین‌شدگان» یک یادداشت برایش می‌نوشتم و چند ماه طول می‌کشید که بتوانم آن‌را کامل کنم؛ ولی اکنون فکر می‌کنم من دوست دارم مانند خواننده باشم؛ هرچند در برخی مواقع یک نقطه ثقل در داستانم دارم؛ اما پایان نهایی را نمی‌دانم.

او در پاسخ به این پرسش که آیا تصویرسازی برای کتاب می‌تواند در خرید آن مؤثر باشد و این‌که در کتاب «تهران کوچه اشباح» تصویرسازی قوی و متفاوتی داشتید و اصلا وسواس و دغدغه خاصی در این زمینه دارید یا خیر؟ گفت: در این رمان به جز جنبه‌های ترسناک، یک جنبه انسانی نیز مطرح می‌شود؛ پس به نظرم، متخصصین باید به این کار جواب دهند؛ هرچند تا قبل از چاپ کتاب، من طرح روی جلد رمان را ندیده بودم.

به گزارش ایسنا در پایان این نشست اعلام شد، نشست بعدی نویسندگان در بخش نوجوانان در فروشگاه مرکزی شهر کتاب، ۲۸ شهریورماه با حضور آتوسا صالحی و فریبا کلهر برگزار می‌شود.

 

گزارش ایبنا را از این نشست اینجا بخوانید.

نظرات [1 ]
بدون نام شنبه 23 اردیبهشت 1391 - 15:29:49
این کتاب واقعیت دارد یا نه
ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

نظر شما  

حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید::

 = 5+4

کد مطلب:1223
تاریخ انتشار :سه شنبه 15 شهریور 1390 - 14:38:54