گزارش نشست‌ها/تبلور آرزویی دیرینه در سه جلد
تبلور آرزویی دیرینه در سه جلد

تبلور آرزویی دیرینه در سه جلد

گزارش نشست‌ها  - گزارش نشست بررسی «دانشنامه‌ی ایران»

هادی مشهدی: مراسم رونمایی جلد سوم کتاب «دانش‌نامه ایران»، سه شنبه هفدهم آبان در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. این کتاب را مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی گردآوری کرده است، بناست این کار سترگ در سی جلد به انجام برسد. در این نشست، سید محمد کاظم موسوی بجنوردی، رییس و بنیان گذار مر کز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، دکتر مجدالدین کیوانی، استاد زبان و ادبیات فارسی، دکتر مالک حسینی، استاد و مترجم فلسفه غرب، مهندس مازیار جمالی مهر، مدیر بخش ویرایش و مسئول بخش هنر و معماری دانش‌نامه ایران و کوروش کمالی سروستانی حضور داشتند.

سه دهه تلاش

کمالی‌سروستانی، زمینه و گستره تلاش‌های موسوی بجنوردی را شرح داد: سیدمحمد کاظم موسوی بجنوردی متولد اول خرداد سال ۱۳۲۱ است. او پس از سال‌ها تلاش‌ در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در سال ۱۳۶۲ مرکزی را ذیل عنوان «دایره‌المعارف بزرگ اسلامی» بنیاد نهاد که امروز پس از ۲۸ سال به یکی ازنمادهای برجسته فرهنگی ـ پژوهشی ایران تبدل شده است. یکی از دلایل و انگیزه‌های اولیه شکل‌گیری و سامان‌دهی این مرکز، تدوین «دایره‌المعارف تخصصی جهان اسلام» بوده است. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، امروز به نهادی تبدیل شده که اعتماد علمی ایرانیان و برخی از نهادهای بین‌المللی را به خودجلب کرده است.

وی افزود: همکاری بزرگان فرهنگ، اندیشه، تاریخ و ادب ایران زمین با این مرکز، اهدای کتابخانه‌های شخصی بزرگان فرهنگ، برگزاری مراسم‌های مختلفی در بزرگداشت میراث معنوی این سرزمین از جمله فردوسی و حافظ و اهداء جایزه «سعی مشکور» استاد محمدجواد مشکور و دریافت لوح تقدیر فارابی بخشی از جلوه‌های این اعتماد عمومی هستند. چاپ انگلیسی و عربی دایره‌المعارف، تأیید نهادهای مختلف ایران‌شناسی در جهان، درخواست همکاری از جانب دانشگاه‌های گوناگون از جمله گوتینگن آلمان، دریافت لوح تقدیر یونسکو و ایسسکو نیز نشان‌دهند‌ی اقبال نهادهای فرهنگی و برخی از فرهنگوران جهان به این مرکز است.

کمالی سروستانی در شرح جزئیات فعالیت‌های مرکز دایره‌المعارف اسلامی گفت: این مرکز از بدو تأسیس تاکنون موفق به تألیف، تدوین و چاپ هجده جلد از «دایره‌المعارف بزرگ اسلامی» به زبان فارسی و نیز هشت جلد ترجمه عربی و دو جلد ترجمه انگلیسی آن شده است. علاوه بر این تدوین «دانش‌نامه خلیج فارس» در هشت جلد، دانش‌نامه‌ی فرهنگ عامیانه مردم ایران در شش جلد، دانش‌نامه‌ی اقوام، ایلات و عشایر ایران در پنج جلد، دانش‌نامه شمیران در دو جلد و دانش‌نامه‌ی ایران در سی جلد در دستور کار مرکز قرار دارد. نشست امروز برای بررسی ویژگی‌های دانش‌نامه ایران و نگاهی دقیق به داشته‌ها و بایسته‌های این اثر ارزشمند به دلیل چاپ و انتشار سومین جلد آن است.

وی دیگر فعالیت‌های مرکز دایره‌المعارف را این گونه شرح داد: گفتنی است که در کنار تدوین دانش‌نامه‌های گوناگون از سوی مرکز تاکنون علاوه بر ساخت یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های فرهنگی ـ پژوهشی با ۲۸۰۰۰ متر مربع زیربنا و با کتابخانه‌ای غنی حاوی بیش از ۵۰۰ هزار جلد کتاب و نشریات به ویژه در عرصه اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی، مجموعه‌های ارزشمندی چون شاهنامه فردوسی به تصحیح خالقی مطلق در نه جلد، فهرست مقالات فارسی در زمینه تحقیقات ایران زیر نظر ایرج افشار، فهرستواره کتاب‌های فارسی در ۳۲ جلد که ده جلد آن منتشر شده و همچنین کتاب‌هایی ارزشمند، زیر مجموعه «پژوهش‌های ایران باستان» را منتشر کرده است. مجموعه «تاریخ جامعه ایران از آغاز تا پایان دوره قاجار» در دوازده جلد، جغرافیای جامعه ایران در پنج جلد، تاریخ فرهنگ کرد در شش جلد و تاریخ فرهنگ آذربایجان در دو جلد نیز در دست تألیف، تدوین و انتشار هستند.

کمالی سروستانی ویژگی‌های «دانش‌نامه‌ی ایران» را توضیح داد: این دانش‌نامه از نظر گستره و شمول مدخل‌ها، عمومی و از نظر گستره‌ی جغرافیایی، جهانی است. مقالات آن به شیوه‌های تألیف، تلخیص، ترجمه و تلفیق تدوین شده‌اند. مقاله‌های تألیفی دانش‌نامه در سه گروه سامان یافته‌اند، مقاله‌هایی که برای دانش‌نامه‌ی ایران به طور مستقل تألیف شده‌اند، مقاله‌هایی که در دایره‌المعارف بزرگ اسلامی (دبا) چاپ شده‌اند که به طور عمومی پس از تلخیص و روز آمد شدن در دانش‌نامه ایران به چاپ رسیده‌اند و برخی از مقالات «دانش‌نامه ایرانیکا».

وی در ادامه گفت: مقالاتی که به شیوه‌ی ترجمه و تلفیق سامان می‌یابند، بیشتر مربوط هستند به جهان علم و فن و دستاوردهای جهانی بشر و آنچه مربوط به خارج از دنیای اسلام و ایران است، که از منابع معتبر جهانی به ویژه دانش‌نامه‌های معتبری چون بریتانیکا، انکارتا، آمریکانا، بروکهاوس، لاروس و... بهره گرفته‌اند.

کمالی سروستانی در شرح برخی از ویژگی‌های جلد سوم دانش‌نامه ایران در قیاس با جلدهای پیشین، تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین تغییرهای انجام گرفته در جلد سوم دانش‌نامه ایران بازنگری در سامانه‌ی آوانگاری است. هدف از کاربرد این سامانه ارایه تلفظ درستِ فارسی مدخل‌ها براساس گویش معیار فارسی در ایران امروز است. ویژگی دیگر، ارجاع دهی و منبع‌دهی علمی‌تر و فراوان‌تر و دقیق‌تر از جلدهای قبلی است. ارائه‌ی نشانه اختصاری برای هشتاد مأخذ دست اول ایران‌شناسی به زبان‌های فارسی و عربی و نیز نود مأخذ معتبر ایران‌شناسی و دانش‌نامه‌ای به زبان‌های اروپایی را می‌توان دیگر ویژگی آن برشمرد. ارائه‌ی فهرست مفصل نشانه‌های اختصاری و نیز  ارائه‌ی فهرست مدخل‌ها به صورت دونمایه فارسی و لاتین، ویژگی‌های دیگر جلد سوم دانش‌نامه‌ی ایران هستند.

انعکاس بینش ایرانی

موسوی بجنوردی، دانش‌نامه‌ی ایران را تبلور آرزویی دیرینه مبنی بر داشتن دایره‌المعارفی ملی دانست و تاکید کرد: لاروس، دایره‌المعارفی جهانی و عمومی است، ولی بینش فرانسوی بر آن حاکم است و با فرهنگ و نام فرانسه عجین شده است،‌‌ همان طور که بینش آمریکایی و آنگولاساکسون بر بریتانیکا و آمریکانا حاکم است. ما هم می‌باید دایره‌المعارفی می‌داشتیم که بینش و فرهنگ ایرانیان را بازتاب دهد. طرح دایره‌المعارف ایران مراحل زیادی را طی کرد، در ابتدا دایره‌المعارف بزرگ فارسی نام گرفت، سپس دایره‌المعارف بزرگ ایران و بالاخره در شورای عالی علمی مرکز که متشکل از ۴۵ استاد است، دانش‌نامه‌ی ایران نامیده شد. البته برخی به حق این ایراد را می‌گرفتند که این عنوان تنها بر کشور ایران دلالت می‌کند، اما در ‌‌نهایت شورای عالی علمی این استدلال را نپذیرفت و نام‌‌ همان شد.

وی افزود: بنا بر این است که این مجموعه در سی جلد به انجام برسد، در سه جلدی که تا کنون چاپ شده، مقالاتی که مربوط به ایران و جهان است تالیفی است، برخی از آن‌ها از مقالاتی هستند که در گذشته در دایره‌المعارف بزرگ اسلامی چاپ شده، اما بقیه به طور اختصاصی برای دانش‌نامه ایران تالیف شده‌اند. مطابق سیاست‌گذاری‌های مرکز اولویت اصلی ایران است و توجه خاصی به فرهنگ ملی شده، به طور طبیعی ایران دوره اسلامی و تشیع هم مورد توجه هستند و مدخل‌های زیادی به این مقولات اختصاص داده شده است، ولی دانش‌نامه‌ی ایران همه جهان را پوشش می‌دهد، همه حوزه‌های فرهنگی و همه رشته‌ها را در بر می‌گیرد. البته این حرف بزرگی است و بیان آن قدری مشکل، ولی هدف ما این بوده که به تمام حوزه‌های فرهنگی بپردازیم. در این دانش‌نامه آنچه را که مربوط به خارج از جهان اسلام است، ترجمه، تلفیق و در مواردی نادر حتی تالیف شده است. در حوزه علوم کمتر می‌توان مقاله تالیفی کار کرد چراکه تحقیقات در این حوزه از آن ما نیست و به دست دیگران در گذشته صورت گرفته و ما تنها می‌توانیم از آن‌ها برای ترجمه و تلفیق استفاده کنیم.

موسوی بجنوردی در شرح جزئیات چگونگی کار مرکز گفت: در مرکز بخش‌های علمی وجود دارد، از آن جمله می‌توان بخش تاریخ، بخش عناوین جدید و عناوین ویژه و بخش هنر را نام برد، در راس آن‌ها یک شورای علمی وجود دارد که غیر از آن شورای عالی علمی است، چراکه پروژه‌های مختلفی در دست اجرا هستند و هر کدام از آن‌ها به طور مجزا برای خود یک شورای علمی دارند، شورای عالی علمی در راس همه آن هاست. بنابراین چارچوب علمی این تشکیلات تقریبا در هم پیچیده است، کسی به صورت مجرد کار نمی‌کند و همه با یکدیگر ارتباط دارند. ما در واقع سازمانی هستیم که تمام تحقیقات و منابعی را که در اختیار داریم با کمک یکدیگر مورد استفاده قرار می‌دهیم.

وی در انت‌ها شرح مختصری از مراحل کار و ویژگی‌های کتاب تاریخ جامع ایران که در دست تالیف است ارائه کرد و آن را مستعد جای گیری در زمره افتخارات ملی دانست.

کار نیکو کردن...!

مجدالدین کیوانی در ابتدای سخنان خود تعریفی از واژه دایره‌المعارف ارائه کرد: دایره‌المعارف و دانش‌نامه به ترتیب معادل‌های عربی و فارسی لفظ لاتینی اِنســیکلوپَــئدیا هستند که خود از اصل یونانی اِنکیــکلـیوس پئدیا (enkyklios paideia) گرفته شده است. به نظر می‌رسد که دو مؤلفه‌ی برجسته‌ی این لفظ عمومیت و جامعیت باشند، دو مؤلفه‌ای که از قدیم تا کنون کم و بیش مــّد نظر دایره‌المعارف‌نویس‌ها بوده و هست. عمومیت دو سو دارد، عمومیت موضوع و عمومیت مخاطب. مراد از عمومیت موضوع این است که تمامی موضوعاتی که وجود داشته و دارند می‌توانند داوطلب حضور در دایره‌المعارف باشند، مقصود از عمومیتِ مخاطب این است که دایره‌المعارف نه برای گروهی خاص که برای همگان است. و اما مولفه‌ی جامعیت بر شمول و استــقصای تمام عیار ِ هر آنچه در دایره‌المعارف می‌آید تأکیـد دارد. از لفظ انسـیکلوپدی و دایره‌المعارف هیچ معنایی که دو مؤلفه‌ی یاد شده را محدود کند برنمی آید. به بیان دیگر، اصطلاح دایره‌المعارف مطلق است و به نظر می‌تواند هم در برگیرنده‌ی آنچه بشود نامش را دانسته، دانستنی و دانش گذاشت، باشد، هم خطابش بدون استـثـنا همگان باشند. کمال مطلوب هم اقتضا می‌کند که دایره‌المعارف چنین باشد.

وی افزود: آنچه تا‌کنون در عرصه‌ی دایره‌المعارف‌نویسی رخ داده در این حد از کمال مطلوب نبوده و نمی‌توانسته باشد. عوامل محدودکننده‌ای در میان بوده که تعدیل‌هایی را ایجاب کرده است. این عوامل محدود کننده یا بهتر بگوییم، ملاحظات عملی و کاربرد‌شناختی، دایره‌المعارف‌نویسی را رو در روی چند پرسش گذاشته که پاسخ به آن‌ها مندرجات، روش کار، گستردگی موضوعی، و حجم و اندازه‌ی  دایره‌المعارف را تعیین می‌کنند. پرسش‌هایی از قبیل، که و چه؟ برای که؟ چگونه؟ چه اندازه؟

کیوانی نخستین پرسش را این گونه طرح کرد: معارفی که قرار است در این دایره قرار گیرند چیستند؟ بدیهی است که این معارف یا دانش‌ها مربوط می‌شوند به اشخاص، اشیاء، رویداد‌ها، سرزمین‌ها و مفاهیم؛ ولی این‌هایی که بر شمردیم بی‌شمار، و در درجات متفاوتی از اهمیت‌اند، و لذا گنجاندن همه‌ی آن‌ها در یک مجموعه به تقریب غیر عملی است. پس باید اولویت سنجی کرد. این کاری سخت و دشوار است که از آن گریزی نیست. کار گزینش شاید تا حد معینی چندان دشوار نباشد، ولی به جایی می‌رسیم که غربال کردن مشکل و مشکل‌تر می‌شود. به رغم ملاک و معیارهایی که برای این گزینش پیشنهاد و تعیین شده‌اند، همیشه اختلاف نظرهایی بر سر آن وجود داشته است. هرکس و هر گروه برای غربال کردن افراد و اشیاء و مفاهیم و گنجاندن و یا نگنجاندن آن‌ها در  دایره‌المعارف‌ها ملاک‌هایی پیشنهاد می‌کنند که در لزوم، همه در یک جهت نیستند، به ویژه اینکه اغراض و امیال شخصی، وابستگی‌های اعتقادی، قومی، سیاسی، خانوادگی وغیره نمی‌تواند در کار گزینش بی‌تأثیر باشد. شأنیت موضوع هر مقاله از نظر افراد مختلف همیشه یکسان نیست.

کیوانی ادامه داد: ملاکی که کار پاسخ دادن به پرسش اول، یعنی که و چه، را آسان‌ترمی کند نوع مخاطبان دایره‌المعارف است. دایره‌المعارف‌نویس قشر خاصی از افراد جامعه را که نیاز‌ها و علایق ویژه‌ای دارند، در نظر می‌گیرد و بنا به داوری و تجربه‌ی خود، موضوعات را بر می‌گزیند. این البته مشکل دایره‌المعارف‌های تخصصی را، از جهاتی، حل می‌کند، ولی مشکل دایره‌المعارف‌های عمومی هم چنان به حال خود باقی می‌ماند. به علاوه، جماعتی که دایره‌المعارف‌های تخصصی برای آن‌ها نگارش می‌شود، به لحاظ گستردگی معلومات و عمق علمی در یک حد نیستند. همه‌ی کسانی که، به عنوان مثال، از فیزیک یا علم فقه سر در می‌آورند، به ضرورت، همه‌ی کتاب‌های فیزیک یا کتب فقه را به یک اندازه فهم نمی‌کنند، و از دایره‌المعارف‌های مخصوص رشته‌ی خود هم به یک اندازه بهره نمی‌گیرند. پس چه باید کرد؟

به زعم وی این پرسش دایره‌المعارف‌نویس را با پرسش سوم، یعنی «چگونه؟» مواجه می‌کند، از این رو سخنان خود را این گونه ادامه داد: مقالات دایره‌المعارف، چه تخصصی چه عمومی، باید چگونه نوشته شود که مخاطبانش را راضی کند؟ چگونه نویسی دایره‌المعارف در نفس خود مشکلی چندگانه است. باید ملاحظاتی در این کار رعایت شود که بعضی همسو نیستند. از آنجا که مخاطبان به تقریب نامحدود و نامشخص‌اند، تعیین شیوه و سبک نگارش آسان نیست. خوانندگان هر دایره‌المعارف، چه عمومی چه تخصصی، نه سطح سواد یکسان دارند و نه با هر سبک نگارش راحت‌اند. از طرف دیگر، دایره‌المعارف‌ها به اقتضای ماهیت و اهداف و محدویت‌هایشان ناگزیر از رعایت ضوابط و دستورالعمل‌های خاصی هستند که به طور غالب نثر مقالات را از سبک متعارف و مأنوس خواننده بیرون می‌برد؛ از جمله فشرده‌نویسی، درج ارجاعات مکرر در داخل متن هر مقاله و اِعمال مقداری اختصارات و علامات قراردادی که رعایت یکسان و مداوم آن‌ها برای دایره‌المعارف‌های معتبر اجتناب‌ناپذیر است. این محدویت‌های دست و پا گیر که افراط در کاربرد آن‌ها اغلب از جذابیت و روانی نثر دایره‌المعارف‌ها می‌کاهد، وقتی وخیم‌تر می‌شود که نویسندگان پاره‌ای از مقالات نتوانسته باشند به جای آکندن مقاله از اصطلاحات و تعبیرات خاص مربوط به موضوع مقاله از زبان و بیانی مانوس‌تر استفاده کنند. اگر کار به اینجا بکشد، دایره‌المعارف بسیاری از خوانندگان محتمل خود را از دست خواهد داد، چون آن‌ها احساس می‌کنند مخاطب واقعی آن دایره‌المعارف نیستند.

وی در شرح و بررسی پرسش چهارم گفت: این پرسش ناظر است به حجم مطالبی که در هر مقاله‌ی دایره‌المعارف می‌آید. به طور غالب بر سر ِ این پرسش در میان مسئولان، ویراستاران و نویسندگان مقالات اختلاف نظر وجود دارد. هر کس بنا به دلایل خاص خود اندازه‌ای برای فلان مقاله پیشنهاد می‌کند. درجه‌ی اطلاعات هر تصمیم گیرنده از موضوع یک مقاله، تمایلات فکری، عقیدتی و طرز نگاهش به نقش دایره‌المعارف در اطلاع رسانی، و دغدغه‌ی امکانات علمی و فنی ِ موجود همه و همه می‌تواند در تعیین حدود آن مقاله تأثیر بگذارد. از این رو، تصمیم‌گیرندگان بنا را بر اِجماعی نسبی می‌گذارند و بر پایه‌ی بعضی استدلال‌ها و شأنیت موضوع یا فردی که باید درباره‌ی او مقاله نوشته شود، تعیین می‌کنند که این یا آن مقاله به عنوان مثال در هفتصد یا هزار یا ۲۵۰۰ کلمه نوشته شود. تازه باید نویسنده‌ی مقاله را متقاعد کرد که از این مقدار کلمه فرا‌تر نرود. در بسیاری از موارد، بعضی از مؤلفان، به دلائلی که برای خود دارند از مرز مشخص شده تجاوز می‌کنند و اسباب مقداری تنش را فراهم می‌کنند، به خصوص اگر مؤلف مقاله فردی بنام باشد و نظر خود را صائب‌تر از دیگران بداند و زیر بار ضوابط نرود.

کیوانی تاکید کرد: به این مشکلات و دردسر‌ها اضافه کنید امور ویراستاری صد‌ها و هزار‌ها مقاله و حصول یقین نسبت به صحت مطالب هر مقاله و انطباق آن با ضوابط علمی و فنی دایره‌المعارف را. پیداست که ابعاد و تنوع این مشکلات در نگارش دایره‌المعارف‌های عمومی بسیار زیاد‌تر از مشکلات دایره‌المعارف‌های تخصصی است.

 وی شرح این مقدمات را جهت ارائه تصویری هرچند کلیّ، از آنچه در تدوین دانش‌نامه‌ی ایران بر مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی گذشته است، ضروری دانست و تصریح کرد: من از‌‌ همان روزهایی که فکر تدوین چنین دانش‌نامه‌ای از سوی رئیس مرکز دایره‌المعارف مطرح شد تا کنون به طور مستقیم و غیر مستقیم با فراز و نشیب‌های این پروژه‌ی عظیم در ارتباط بوده‌ام. مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در اساس به قصد تألیف دایره‌المعارفی درباره‌ی دنیای اسلام تأسیس شد لیکن پس از ده- دوازده سالی از آغاز به این کار، مرکز به فکر تألیف دایره‌المعارفی عمومی افتاد. تا آن زمان، البته، مقداری تجربه‌ی دایره‌المعارف نویسی فراهم شده و آزمایش و خطای زیاد، مرکز را به ملاک‌ها و معیارهایی رهنمون شده بود؛ منتها این مقدار تجربه خط مشی و شیوه‌ی کار را برای دایره‌المعارفی تخصصی، که اساسش تألیف بود، پیش رو می‌گذاشت، در صورتی که دانش‌نامه‌ی ایران در ابتدا قرار بود برگردانی باشد از دایره‌المعارف بریتانیکا. اینجا دو بُـعد بسیار مهم دیگر بر ابعادِ پیشین دایره‌المعارف بزرگ اسلامی (دبا) اضافه گردید، گونه گونی و تنوع بسیار زیاد‌تر و ترجمه. از طرفی، تنوع موضوع مخاطبان بیشتر و عام‌تر را به سوی این دانش‌نامه جلب می‌کرد، و از طرف دیگر، نبود یا کمبود مطالبی به فارسی که بتواند در دایره‌المعارفی عمومی جای گیرد، مرکز را وادار می‌کرد که به ترجمه روی آورد. نیاز به ترجمه نیاز به مترجم را از پی داشت. تنوع موضوعی دایره‌المعارفی عمومی مستلزم مترجمانی با تخصص‌های گوناگون بود. یافتن افرادی که هم مترجمی شایسته باشند هم در موضوع شماری از مقالات ورود داشته باشند، کار آسانی نبوده و نیست.

وی در ادامه دیگر مشکلات مرکز دایره‌المعارف اسلامی در تالیف دانش‌نامه را شرح داد: در سال‌های آغازین که مرکز در این عرصه تجربه‌ی کافی نداشت به هرکس که اعلام آمادگی می‌کرد مقاله‌ای را برای ترجمه می‌سپرد، بدون احراز یقین نسبت به قابلیت او. این رویّه گرچه تجربه‌های سودمند و راه گشایی به بار آورد، در کل ناموفق بود. زحمت ویراستاری ِ اکثر ترجمه‌ها به مراتب بیش از ترجمه‌ی مجدد آن‌ها بود. از سوی دیگر، دانش‌نامه، متولیان مستقل و مشخصی نداشت، زیر نظر و با مسئولیت دو سه نفری کار افتان و خیزان پیش می‌رفت. زمانی تدوین دانش‌نامه شکل جدی‌تر، ثابت‌تر و هدفمند‌تر پیدا کرد که مقالاتش میان گروه‌های علمی مرکز دایره‌المعارف تقسیم شد و هر رشته برای خود مسئول و متولی مشخصی پیدا کرد.

کیوانی افزود: خوشبختی دانش‌نامه این بود که از پشتوانه‌ی قوی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی برخوردار بود. تجربه‌ی دست کم پانزده سال دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در اختیار دانش‌نامه قرار گرفت. اکثر نیروهایی که برای اولی کار کرده بودند به خدمت دومی نیز در آمدند. به علاوه، دانش‌نامه موفق شد انبوه مترجمان خود را غربال کند و از میان آن‌ها شایسته‌ترین را برگزیند، هم چنین مترجمان جدیدی را با تخصص‌هایی مناسبِ مدخل‌های گوناگون دانش‌نامه به همکاری بخواند. با این همه، دسترسی به مترجمانِ اهل اصطلاح، اگرنه متخصص، پیوسته مشکل دانش‌نامه بوده است، به ویژه در عرصه‌های علوم وفـنّ آوری. مشکل مربوط به ترجمه سه گانه است، یا مترجم وارد به موضوع مقالات علمی نیست، یا آشنا به موضوعات علمی اهل ترجمه نیست، وجه سوّم مترجم متخصصی است که حاضر نیست وقتش را صرف ترجمه برای دانش‌نامه کند. این قبیل افراد آن قدر مشغله دارند که سفارش جدید نمی‌پذیرند. به هر حال، ترجمه‌ی مقالات به طور عموم، و مقالات علمی از چالش‌های بسیار بزرگ دانش‌نامه است. آنچه بر وخامت مسأله‌ی ترجمه می‌افزاید این است که دانش‌نامه برای تکمیل مقالات خود به بریتانیکا اکتفا نمی‌کند. مقالاتی را که فکر می‌کند مستند‌تر و اصیل ترش در دیگر دایره‌المعارف‌ها، مانند دایره‌المعارف شوروی و دایره‌المعارف‌های ترکی، پیدا می‌شود، از‌‌ همان منابع ترجمه می‌کند. به علاوه، دانش‌نامه به قدر وسع خود کوشیده تا ویرایش مقالات علمی را به دست افرادی بسپارد که به موضوعات علمی ورود دارند. ویراستاری مقالات دانش‌نامه و یکدست سازی نسبی، شیوه‌ی نگارش و قابل خواندن کردن آن‌ها از چالش‌های بسیار سنگین مسئولان دانش‌نامه بوده است.

وی ضمن تاکید بر اینکه در اساس دانش‌نامه مبتنی بر ترجمه است، خاطر نشان کرد که مقالاتی هم تالیفی هستند و افزود: آنچه مربوط به اسلام و ایران است به صورت مقالاتی تألیف و در دانش‌نامه درج شده‌اند. مقداری از این دست مقالات در واقع تلخیصی است از مقالات مفصل دبا، و بقیه را که اکثر آن‌ها به ایران پیش از اسلام مربوط می‌شوند، متخصصان این حوزه نوشته‌اند.

کیوانی در انتها گفت: اصحاب دانش‌نامه و مدیریت دبا آنچه در توان دارند به کار می‌بندند تا این مرجع کم نظیر را هرچه بهتر و دقیق‌تر به جامعه‌ی فارسی زبان عرضه کنند. بی‌گمان در این سه جلد که تا کنون منتشر شده نارسایی‌ها و عیب و نقص‌هایی راه یافته است. هر کاری، به ویژه که مسبوق به سوابق و الگوهای جاافتاده‌ای نباشد، در مراحل آغازین خواه و ناخواه کم و کسرهایی پیدا می‌کند. تألیف دانش‌نامه اول بار که از سوی رئیس مرکز مطرح شد، به نظر بسیاری از صاحب نظران ناممکن و غیر عملی به نظر می‌رسید. اما، عشق و اهتمام ایشان و همکاری جمعی از دلسوزان آموزش و پرورش و فرهنگ و تاریخ این کشور در تحقق بخشیدن به این آرزوی بزرگ ثمری امیدوار کننده به بار آورد که جزئی از آن در سه جلد امشب به شما حاضران ارجمند معرفی می‌شود.

گام اول، تخصص

جمالی مهر توضیحاتی در باب شیوه‌های عملی و اجرا در طرح دانش‌نامه ایران ارائه کرد: ما در این دانش‌نامه بیست و پنج بخش علمی داریم که وظایف بین آن‌ها تقسیم شده است، البته برخی از این بخش‌ها ممکن است دارای مسئول واحدی باشند، ولی در همین حدود کدهای علمی داریم. هنگامی که مدخل‌ها گزینش می‌شوند، به هر مدخلی یک کد اختصاص داده می‌شود برای آنکه مسئول علمی آن مقاله مشخص شود. مقاله‌هایی که در حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی، از دایره‌المعارف بزرگ اسلامی گرفته می‌شوند، در گذشته در شورای عالی علمی و دبا کار‌شناسی شده‌اند، اما در شورای گزینش مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرند تا مدخل‌هایی که به شکل خاص مربوط به بحث تخصصی اسلام‌شناسی نیستند، در حیطه کار دانش‌نامه که یک دانشنامه عمومی است بگنجند، این در واقع تلخیصی است از مدخل‌هایی که در گذشته برای دایره‌المعارف بزرگ اسلامی گزینش شده‌اند.

وی در رابطه با چگونگی گزینش مدخل‌های مربوط به تاریخ معاصر ایران و ایران باستان گفت: مدخل‌هایی مربوط به این حوزه که در دایره‌المعارف بزرگ اسلامی موجود نیستند، بخش‌های متولی آن‌ها یعنی بخش ایران‌شناسی و بخش مفاهیم جدید و عناوین ویژه، پیشنهاد می‌کنند، این مدخل‌ها در شورای گزینش مورد تصمیم گیری واقع می‌شوند.

جمالی مهر مکانیزم انتخاب بقیه مطالب و مدخل‌ها که طبق تعریف، در حوزه ترجمه و تلفیق قرار می‌گیرند را ین گونه شرح داد: این مدخل‌ها از بین چندین دانش‌نامه عمومی معتبر و طراز اول گزینش می‌شوند، باید دست کم در سه دانش‌نامه آمده باشند، این به این خاطر است که در گزینش تنها از یک منبع دانش‌نامه‌ای تبعیت مطلق نشود و کار جنبه مستقل خود را داشته باشد. بعد از اینکه مدخل‌ها گزینش می‌شوند در بخش گزینش عناوین، کد مخصوص هر بخش به آن‌ها داده شده سپس متولی آن مشخص می‌شود و بخش مربوطه کار تدوین، تالیف، ترجمه یا تلخیص را آغاز می‌کند. برای مقاله‌های تالیفی بخش پرونده علمی داریم، در آنجا ابتدا پرونده علمی تشکیل و در اختیار مولف قرار می‌گیرد. بعد از فراهم آمدن مقاله، بخش علمی مربوطه آن‌ها را ویرایش علمی می‌کند سپس مقاله‌ها را به بخش ویرایش و چاپ ارجاع می‌دهند. در آنجا نثر آن‌ها یک دست می‌شود، اصطلاحات هماهنگ می‌شوند و شیوه‌های کتاب‌شناسی و ارجاع نیز اعمال می‌شوند

وی برخی از مشکلات در نگارش دانش‌نامه را توضیح داد: آوردن نام‌های خاص در دانش‌نامه یکی از مشکلات ماست، غالب مقالات را متخصصان ترجمه و بخش‌های علمی ویرایش علمی می‌کنند، بنابراین از نظر اصطلاحات مشکلی وجود ندارد، از آنجا که برخی از مدخل‌ها و مطالب مربوط به حوزه‌های تمدنی و فرهنگی غیر از ایران و اسلام هستند، بسیاری از نام‌های خاص که در آن‌ها مطرح شده برای اولین بار است که به فارسی برگردانده می‌شوند، به کارگیری این اسامی خاص در دانش‌نامه‌های لاتین مشکل به نظر نمی‌رسد، چراکه در آنجا عین کلمه آورده می‌شود چون خط یکی است اما برگردان صحیح آن‌ها به فارسی می‌تواند امری خطیر باشد. برای اولین بار در دایره‌المعارف مصاحب این امر محقق شده است، در آنجا تلفظ صحیح کلمات درج شده‌اند، اما به هر حال یافتن منابع موثق برای این تلفظ‌ها یکی از چالش‌های عمده کار دانش‌نامه بوده است که ما در بخش ویرایش و چاپ به دنبال یافتن راه حلی برای آن بوده‌ایم و امیدواریم تا حد امکان و با توجه به منابع موجود توانسته باشیم به درستی آن‌ها را از زبان مرجع به زبان فارسی انتقال دهیم.

جزئیات معیار

مالک حسینی تعدادی از آسیب‌های دانش‌نامه را شرح داد وی هم چنین پیشنهاداتی در جهت بهبود این کتاب مرجع ارائه کرد: اگر در مورد دایره‌المعارف‌های تخصصی و نیمه تخصصی دوره‌ی زمانی سی ساله و یا بیشتر پذیرفته باشد، درباره دانش‌نامه‌های عمومی شبیه دانش‌نامه ایران چنین ارقامی پذیرفته نیست، دلیلی که می‌توان در تایید این مدعا ذکر کرد، این است که به هر حال دانش‌نامه عمومی بعداز پانزده سال نیاز به ویرایشی جدید پیدا می‌کند باید مدخل‌های جدیدی به آن افزود، از این رو باید بعد از این پانزده سال ویراست جدیدی از آن عرضه شود، چراکه اهمیت به روز بودن دانش‌نامه عمومی به مراتب بیشتر از به روز بودن انواع دیگر دانش‌نامه هاست، بنابراین باید عامل زمان را جزء مهم‌ترین عوامل در تصمیم گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها در چاپ و انتشار این دست دانش‌نامه‌ها قلمداد کرد، یعنی باید زمان اتمام کار را تعیین کرد و متناسب با آن تعداد مجدلات، اندازه مقالات و هم‌چنین عوامل موثر دیگر در سرعت کار را بدون اینکه از دقت و کیفیت آن بکاهد پیش بینی کرد. برای چنین دانش‌نامه‌ای من سقف پانزده سال را پیشنهاد می‌کنم و برای مجلدات آن در این قطع و اندازه حداکثر بیست جلد را.

وی در ادامه چند نکته را در باب ساختار دانش‌نامه عمومی متذکر شد: نکته اول متوجه اندازه مقاله هاست و تناسبی که باید بین مقاله‌های هم طراز وجود داشته باشد، من گمان می‌کنم که می‌شود در این زمینه مقداری دانش‌نامه ایران را بهبود بخشید، به عنوان نمونه، به مقاله اساس‌الاقتباس نیم ستون اختصاص داده شده است این در حالیست که مدخل برخی کتاب‌ها حتی به چهار ستون می‌رسد. به نظر من آن روش که درباره اساس القتباس پیش گرفته شده درست است چراکه در دانش‌نامه‌ای عمومی توضیحاتی در این حد مفصل نیاز نیست.

حسینی نکته دوم را یادآور شد: این نکته به منابع پایانی مقالات اختصاص دارد، اینکه در دانش‌نامه عمومی نیازی برای درج منبع پایانی در مقالات هست یا خیر، محل بحث است، به اعتقاد من نیازی نیست چراکه فرض بر این است که نویسندگان با صلاحیتی آن مقالات را نگاشته‌اند، مسئولیت محتوای مقاله با سر ویراستار و مدیران نیست، با نویسنده است که به فرض با صلاحیت بوده است. دست کم می‌شود گفت منبع فراوان دادن در این نوع دانش‌نامه‌ها پذیرفته نیست.

وی افزود: نکته دیگر اینکه در این دانش‌نامه منبع مقالات ترجمه‌ای و تلخیصی ذکر نشده، تنها ماخذ ذکر شده است به اعتقاد من شایسته است که چنین کاری درباره مقالاتی هم که از دایره امعارف بزرگ اسلامی گرفته می‌شوند اعمال شود. نکته دیگر درباره مقاله‌های ترجمه‌ای و تلخیصی است، در جلد اول و دوم ماخذ ذکر نشده و لی در جلد سه ذکر شده است. به اعتقاد من اقتباس از چند منبع کاریست خطیر، ممکن است این کار به نحو احسن انجام شود و یا برعکس، این کار به زحمتش نمی‌ارزد، بهتر است هر گروه چند ماخذ اصلی داشته باشد، از بین چند مقاله یکی را انتخاب و‌‌ همان را ترجمه کند، ورود به مقولات دشواری آفرین، کار را کند می‌کند و به کیفیت آن نمی‌افزاید.

به زعم حسینی نکته دیگر متوجه مقالاتی است که از دایره‌المعارف بزرگ اسلامی برگزیده شده‌اند، او معتقد است که آن‌ها در معرض این خطر قرار دارند که بیشتر از حد معمول به درازا بیانجامند، و این آسیب می‌تواند منطق دانش‌نامه ایران را تحت تناثیر قرا دارد چرا که آن‌ها مقالاتی آماده هستند.

وی در پایان به چند مشکل جزئی دیگر اشاره کرد: ادغام آ و الف یکی از آن هاست، اگر چه زنده یاد مصاحب هم این کار را کرده است، ولی به اعتقاد من ذوق و عادت ما، خیلی با ادقام این دو حرف سازگار نیست، در جلد اول و دوم در فهرست‌های ابتدایی این دو به ظرافت طبع جدا آمده‌اند ولی در جلد سوم به شیوه قبل آ و الف ادغام شده‌اند. مطلب دیگر اینکه برای من روشن نیست که چرا در عنوان مدخل‌ها حرکت‌گذاری و آوانگاری توامان اعمال شده است، همچنین در جاهایی زیرنویس وجود دارد. به اعتقاد من به ترکیب حرکت‌گذاری و آوا نگاری نیازی نیست، چون مسئله درست خواندن است و یکی از این موارد کفایت می‌کند.

نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

نظر شما  

حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید::

 = 5-4

کد مطلب:1389
تاریخ انتشار :یکشنبه 22 آبان 1390 - 10:07:31