یادداشت و مقاله/هنرنمایی بوناونتورا
هنرنمایی بوناونتورا

هنرنمایی بوناونتورا

یادداشت و مقاله  - ایجاد سنتزها و ترکیب‌های متعدد در زمینه‌های مختلف از هنرنمایی‌های بوناونتوراست.

اکبر حبیب‌اللهی*: ایجاد سنتزها و ترکیب‌های متعدد در زمینه‌های مختلف همچون معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی، خداشناسی و انسان‌شناسی از هنرنمایی‌های بوناونتوراست. بنده در اوایل کتاب «فلسفه بوناونتورا» اشاره کرده‌ام که بوناونتورا دست به ترکیب آگاهانه‌ی فلسفه (در معنای ارسطویی، افلاطونی، آگوستینوسی، دیونوسیوسی،...)، کلام (ایمان مسیحی) و سرانجام عرفان (جذبه و خلسه و سرانجام ورود به تاریکی الهی) می‌زند. این ترکیب در واقع هنر بوناونتوراست. این مسأله به ساختار و نگاه تثلیثی در اندیشه بوناونتورا برمی‌گردد. این ساختار تثلیثی و این نگاه تثلیثی، موضوعی است که می‌توان آن را در مباحث مختلف بوناونتورا دید.
در بحث معرفت‌شناسی، شناخت ماحصل ترکیب فلسفه، کلام و سرانجام عرفان است. در بحث خداشناسی، پدر، پسر و روح‌القدس مطرح می‌شوند. در نظام فکری وی شاهد تشابه و یا آنالوژی (analogy) بین سه شخص تثلیث با نفس انسان (نفس انسان با سه قوه‌ی عقل، حافظه، و اراده و یا عشق)، کتاب مقدس و کتاب آفرینش هستیم. تشابه بین خدا (پدر، پسر و روح القدس)، انسان، کتاب مقدس و هستی از جمله مباحثی است که از قرن دوازدهم در قرون وسطی مطرح می شود. نتیجه این نگاه تشابهی در نظام فکری بوناونتورا در بحث هستی‌شناسی منجر به تشابه خالق با مخلوق و تشابه مخلوق با خالق می شود. تشابه روگرفت یا کپی به الگو و یا مدلش که تقلید نامیده می‌شود و شباهت مخلوق به خالق از این نوع است. تشابه مدل و یا الگو به کپی که مثال نامیده می‌شود و شباهت خالق به مخلوق از این نوع است. در بحث هستی‌شناسی، این تشابه مخلوق به خالق این‌گونه مشخص می‌شود:
Umbra : به معنای سایه، موجودات مادی سایه خداوندند؛
vestigium: به معنای اثر، نشانه و یا ردپا: موجودات جاندار، اثر یا نشانه‌ی خداوندند؛
Imago: به معنای تصویر، موجودات معقول (انسان‌ها) تصویر خداوندند؛
Similitudo: به معنای شباهت، موجودات معقول که توسط لطف الهی شباهت خالص‌تر و ناب‌تری با خداوند پیدا کرده‌اند.
نتیجه‌ی تشابه در بحث هستی‌شناسی این است که با وجود این‌که ربط و وصل عالم با خداوند روشن می‌شود اما بر این نکته اساسی نیز تأکید دارد که همواره تمایز میان جوهر خالق با جوهر مخلوق وجود دارد. مخلوق هیچ‌گاه خالق نمی‌شود. به همین دلیل است که در عرفان رسمی کلیسا در منتها درجه‌ی بحث عرفان و ورود به جذبه و خلسه‌ی الهی، صحبت از Deiform می‌شود که به معنای خداگونه‌شدن است نه خدا شدن. این نگاه ترکیبی در انسان‌شناسی هم وجود دارد به گونه‌ای که نظریه‌ی ترکیب ماده و صورت (hylemorphique) نزد بوناونتورا جمع بین نظر افلاطون و ارسطو (البته تأثیرات فلسفه مسیحی و بویژه اگوستینوس را نیز نباید نادیده گرفت) در این خصوص است.
نکته‌ی جالب دیگر که از جمله نوآوریها و ظرایف بوناونتورا است رابطه نفس با قوایش (عقل، حافظه، اراده و یا عشق) است. یهودیان و مسیحیان معتقدند که نفس انسان تصویر خداست. بوناونتورا نیز معتقد است که نفس انسان تصویر خداست. حال سؤال این است اگر نفس تصویر خداست آیا رابطه‌ی نفس با قوایش همچون رابطه‌ی اشخاص تثلیث است؟ در خصوص تثلیث براساس شورای نیقیه اعلام شد که پدر، پسر و روح القدس هم جوهر (cosubstantial) و سه در شخص‌اند. حال رابطه‌ی نفس و قوایش چگونه است؟ اگر گفته شود که همچون تثلیث است، تمایز جوهری بین جوهر خالق با جوهر مخلوق از بین می‌رود و این آن چیزی نیست که مسیحیت با آن موافق باشد. در این‌جا است که بنده با توجه به مطالعاتی که در خصوص بوناونتورا داشته‌ام با اصطلاح Reductionem برخورد کردم و به یاد دارم که نوشته بودند؛ گویا اولین کسی که از این اصطلاح استفاده کرده؛ بوناونتورا بوده است. این همان چیزی است که بعداً در فلسفه‌ی هوسرل از آن به تقلیل، تحویل یا فروکاستن (Reduction) یاد می‌شود. بوناونتورا این کلمه را در بحث نفس و ارتباط نفس با سه قوه‌ی خودش به کار می‌برد. در واقع بوناونتورا از Reductionem به عنوان روش و متدی برای فروکاستن یا تقلیل قوای نفس به نفس استفاده می‌کند.
سرانجام این‌که حداقل در غرب، مطالعه‌ی تاریخ اندیشه، مطالعه‌ی خود اندیشه است. از این رو توجه به اندیشمندان گذشته نه تنها اتلاف وقت نیست بلکه توجه به مبانی و مبادی اساسی شکل‌گیری نظام‌های فکری است. و این مسأله دقیقاً همان چیزی است که متفکران و اندیشمندان معاصر غربی آن‌ را به خوبی دریافته‌اند. هایدگر، هایدگر می‌شود از آن رو که تاریخ اندیشه و تفکر را در غرب به‌خوبی مطالعه می‌کند. نباید از نظر دور داشت که رساله‌ی دکتری وی در مورد دانس اسکاتوس (فیلسوف و اندیشمند مسیحی قرن چهاردهم میلای) است و استاد وی برایگ، از جمله اساتید کلام و الهیات مسیحی است. گادامر نیز با غور و تعمق در فلسفه‌ی افلاطون و در واقع با خوانش و باز خوانش نظام فکری افلاطون گادامر می‌شود.

* نویسنده کتاب «فلسفه بوناونتورا»

نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

نظر شما  

حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید::

 = 8+3

کد مطلب:160
تاریخ انتشار :سه شنبه 10 آذر 1388 - 18:05:03