گزارش نشستها
- گزارشی از نشست رونمایی و نقد ترجمهی انگلیسی «پلهپله تا ملاقات خدا»
آیدین فرنگی: «داستانگونه یا رمانگونه بودن، مستند بودن، ایجاز متن و ارائه همزمان تحلیلهایِ علمیِ تاریخی، مهمترین خصایص کتاب پلهپله تا ملاقات خدا است و همین ویژگیها باعث شده این اثر تاکنون در ایران نزدیک به سیصدهزار نسخه فروش داشته باشد.» دکتر اصغر دادبه، استاد دانشکدههای تاریخ و ادبیات فارسی که در نشست هفتگی مرکز فرهنگی شهر کتاب درباره کتاب پلهپله تا ملاقات خدا، نوشته عبدالحسین زرینکوب سخن میگفت، با بیان مطلب فوق اینطور شرح داد: «تمامی آثار نوشته شده دربارهی مولانا تاکنون صرفا جنبهی محققانه داشتهاند و هیچ رنگی از قصهگونگی یا رمانگونگی را در آنها نمیتوان سراغ گرفت. زندهیاد زرینکوب با انجام این کار تاثیر گستردهای بر قشر کتابخوان و علاقهمند به مولوی برجای گذاشته است؛ تاثیری که محققان دیگر بهرغم ارجمندی آثارشان از ایجاد آن بازماندهاند. او با توجه به اصل «چگونه گفتن یا چگونه نوشتن» و با بهرهگیری از شیوههای داستاننویسی اثری پدید آورده که خواننده را ناخودآگاه نسبت به مطالعه ادامه متن راغب میسازد. البته نویسنده در کنار این خصیصه به سندیت و اعتبار تاریخی آن هم توجه داشته و هیچ یک از بخشهای اثر او با واقعیتهای مستند تاریخی در تعارض نیست. امکان دارد رویدادی را که در کتاب زرینکوب میخوانیم عینا به همان شکل در گزارشهای قدیمی و دست اول وجود نداشته باشد، ولی اصل ماجرا همانی است که در آن منابع ذکر شده است. نویسنده به سبب آسان شدن مطالعهی اثر، از دادن پاورقی یا ارجاع در طول متن پرهیز کرده و منابع را در مقدمه کتاب آورده است. علاوه بر این او نشان میدهد هرچند منابع دست اول حاوی واقعیتهای مفیدی هستند، به سبب نگارش مریدانهشان، بسیاری از موارد مذکور در آنها ممکن است دور از واقعیت باشد. وی طبق آنچه در مقدمه مینویسد، کوشیده از گزارشهایی که شخص را فراانسان عاری از لغزش معرفی میکند، پرهیز کند و مولوی را به عنوان انسان، همانگونه که هست، ببیند. در واقع نویسنده، اثری رمانگونه نوشته و در عین حال نسبت به منابع معتبر تاریخی هم نگرشی علمی داشته است.»
مدیر گروه ادبیات دایرهالمعارف بزرگ اسلامی در ادامه سخنانش در تشریح ویژگیهای پلهپله تا ملاقات خدا افزود: «علاوه بر اختصار و ایجاز که از خصایص این کتاب در قیاس با دیگر آثار مولویشناسی است، توانایی مولف در ارائه تحلیلهای تاریخی در لابهلای اثر، خواننده را با کتابی دلپذیرتر روبهرو میکند. زرینکوب مخاطب را به دل تاریخ میبرد و چگونگی شکلگیری ماجراها به او بازمینمایاند.»
دکتر مجدالدین کیوانی به تازگی ترجمهی انگلیسی کتاب پلهپله تا ملاقات خدا را در نیویورک منتشر کرده است. کیوانی، استاد رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی و جزء معدود مترجمانی است که هم از انگلیسی به فارسی و هم از فارسی به انگلیسی ترجمه میکنند. وی در تشریح اثر عبدالحسین زرینکوب و ترجمهی خود از این کتاب گفت: «هرچند زرینکوب در حوزههای متعددی دست به مطالعات عمیق زده، در عرصهی تحقیق بیش از سایر حوزهها به مقولهی عرفان و تصوف اسلامی گرایش داشته است. او سه کتاب در موضوع مولویشناسی نوشته که عبارتاند از: سر نی، بحر در کوزه و پلهپله تا ملاقات خدا. وی در پلهپله تا ملاقات خدا کوشیده تا در پاسخ به خواسته بسیاری از علاقهمندانش اثری غیرفنی بنویسد و مخاطبان عامتر را مد نظر داشته باشد. البته در خصوص موفقیتش در انجام این کار، دیدگاههای مختلفی مطرح است و بنا به باور برخی این اثر آنگونه هم که باید همهفهم نیست. نویسنده به دلیل عشقش به واژگان زبان و ادبیات و کلاسیک فارسی، آنطور که خود میگوید نمیتواند از میراث ادبی گذشتگان جدا شود. البته به باور زرینکوب نثر وی در این کتاب واسطهی اتصال نسل امروز ایران با گذشتهی فرهنگی خود است. فخامت و ادیبانه بودن زبان او، در ترجمه باعث میشود که هر معادل معمولیای در زبان مقصد برای نوشتهی او مناسب نباشد.»
مؤلف و مترجم مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، در تشریح کتاب پلهپله تا ملاقات خدا یادآور شد: «نویسنده، شرح حال مولوی را با زبان داستانی و از همان بدو تولد تا مهاجرت به قونیه و نشستن بر مسند فقاهت و ارشاد دینی و سپس آشنایی با شمس تبریزی و باقی ماجراها به ترتیب زمانی آورده. از نظر سبک نگارش هم به باور بسیاری اگر نگوییم زرینکوب دشوارنویس بوده، دست کم خواهیم پذیرفت که سادهنویس هم نبوده است. او معمولا وقتی نوشتن اندیشهای را آغاز میکند، تا جایی که به آن اندیشه مربوط میشود، بدون انقطاع پیش میرود و گاه چنان غرق نوشته یا مجذوب صحنهای میشود که پنداری دیگر نمیخواهد انقطاعی در بیان آن رشته یا انفصالی در توصیف آن صحنه پدید بیاید؛ بنابراین فکردرفکر، صحنهدرصحنه، جملهدرجمله و توصیفدرتوصیف در سراسر پلهپله تا ملاقات خدا فراوان به چشم میخورد. بدیهی است چنین نثری کار خواندن و درک مطلب را مشکل میکند و از دیگر سو مترجم را هم در انتقال سبک نویسند با دشواریهای بسیاری روبرو میسازد.»
دربارهی ترجمه
کیوانی، استاد رشته آموزش زبانهای خارجی در بخشی از سخنان خود به بیان خصایص ترجمه پرداخت و تصریح کرد: «همانطور که نمیتوان نویسنده را از متنی که مینویسد جدا دانست، مترجم هم نمیتواند از دنیای فکری، احساسی و تجربی مولف صددرصد جدا باشد؛ البته مرادم نوشتهای است که در حوزههای غیرمرتبط با علوم محض نوشته شده باشد. در زمینه علوم انسانی و ادبیات شخصیت و خویشتن مترجم روی حاصل کار تاثیرگذار است و مترجم هر تلاشی هم که در بیتفاوت نشان دادن خود داشته باشد، باز متن اصلی چارهای جز عبور از دریچه ذهن مترجم در پیش ندارد. در واقع نتیجه کار مترجم تابعی است از درجه تسلط او به دو زبان مبداء و مقصد، آشنایی با موضوع مورد ترجمه و نیز داشتن زمینه احساسی نسبت به ٱن. ترجمههای سفارشی محض نمیتوانند موفقیت ترجمههایی را داشته باشند که یا مترجم خود به صرافت ترجمه آنها افتاده یا اگر سفارشی هم در کار بوده، مترجم نسبت به آن نویسنده یا آن موضوع مشخص به حد کافی تعلق خاطر داشته است.»
کیوانی پس از بیان نکته بالا دیگر خصوصیت ترجمه را به شرح زیر بیان نمود: «ترجمه، «نسخهبرگردان» متنی از یک زبان به زبان دیگر نیست و متن ترجمه شده را نمیتوان صددرصد عین همان متن اولیه دانست؛ چرا که صرف متفاوت بودن دو زبان مبداء و مقصد ایجاب میکند ترجمه با متن اولیه تفاوتهایی را داشته باشد. بنابراین بازآفرینی کامل سبک اصلی نویسنده در ترجمه، افسانهای بیش نیست. سبک متن اصلی ویژگیهای خود را خواهد داشت و متن ترجمه هم خواص خود را و این دو نمیتوانند صددرصد یکسان باشند. اساسا بین زبانها رابطه یکبهیک وجود ندارد.»
مترجم کتاب زبانشناسی جدید یادآور شد: «ترجمه نوعی سازش، تواضع و کنار آمدن است. کمال مطلقی در این کار قابل تصور نیست و در بسیاری از جاها و در قسمتهای زیادی از متن اولیه، باید در نهایت به کمال نسبی یا به نقطهای نزدیک به کمال مطلوب رضایت داد. نکته آخر اینکه اصل مهم در ترجمه فهمانیدن محتوی متن به خوانندگان زبان مقصد است و باید مراقب بود که متن در زبان مقصد از حالت ترجمه به وضعیت شرح و تفسیر دچار نشود. وظیفه مترجم است که در چارچوب کلی ساختار و محتوای متن اصلی حرکت کند. مترجم باید بکوشد به هر شیوه و شگردی که میتواند، دستکم متحوا را برای مخاطبان زبان مقصد قابل فهم کند و صدالبته باید در نظر گرفت که تمام متنها در همه موضوعات برای همگان نوشته نمیشوند و بر همین اساس ترجمه متن هم قرار نیست برای هر کس با هر سطح معلومات قابل درک باشد.»
زرینکوب در زندگینامهنویسی خط را به حجم تبدیل کرده
«دکتر زرینکوب به جای اینکه بعدی خطی را در زندگینامهنویسی دنبال کند، در مولویپژوهی و در دیگر آثارش با موضوع حافظ و غزالی، بر اساس اطلاعات گسترده تاریخیای که داشته، توانسته خط را به حجم تبدیل کند و به کارش بُعد بدهد.» دکتر مریم مشرف، استاد دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی به عنوان آخرین سخنران نشست، با بیان این مطلب، تصریح کرد: «زندهیاد زرینکوب تحولی اساسی را در مطالعات ایرانی و مولویشناسی به وجود آورد. پیش از ایشان درباره مولانا فقط شرح و تفسیرهای مثنوی نوشته شده بود که در قالب مثنویپژوهی جای میگیرند و نمیتوان نام مولویشناسی به آنها داد. دکترزرینکوب در شرایطی به مولویشناسی پرداخت که جز یک جزوه صد صفحهای از فروزانفر، اثر دیگری در این زمینه موجود نبود. ایشان توانستند حقیقت و افسانه را در زندگینامههای قدیمی مربوط به مولانا تفکیک کرده و با کمک اطلاعات وسیعی که درباره تاریخ ایران در اختیار داشتند، سیمای تاریخی عصر مولانا را ترسیم کرده و صفات مولانا را از راه تحلیلهای تاریخی و موشکافی در جزئیات شرایط اجتماعی وقت، استخراج کنند. کار دیگری که وی در پلهپله تا ملاقات خدا انجام داده، افزودن بُعد فرهنگی به اثر است. در واقع کسانی که این کتاب را بخوانند فقط شرح حال مولانا را نخواندهاند؛ بلکه دورهای از زندگی مردم ایران و تاریخ سرزمینمان را به تماشا نشستهاند.»
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی دربارهی نثر زرینکوب در کتاب مورد بحث یادآور شد: «او از انبوه مطالبی که ارتباطی به هم ندارند، توانسته یک طرح معنیدار را خلق کند. برقراری ارتباط بین وقایع، کار کسی جز یک قصهنویس نیست و زرینکوب با مهارت از عهده برقراری این رابطه برآمده و این نشانگر تسلط ایشان به شگردهای قصهنویسی است.»