گزارش نشستها
- گزارشی از نقد کتاب «درآمدی به فلسفهی ذهن».
آیدین فرنگی: «ما در بسیاری از حوزههای علوم انسانی و بهخصوص در فلسفه، کتابهای درسی مناسب اندکی در اختیار داریم.» جمله فوق نقطه مشترک دیدگاههای سه تن از مدرسان و پژوهشگران عرص فلسفه بود که در مرکز فرهنگی شهر کتاب با هدف معرفی و بررسی اثر «درآمدی به فلسفهی ذهن» به سخنرانی پرداختند.
«درآمدی به فلسفهی ذهن» کتاب آموزشیای است نوشتهی «کیت مککوئین»(کیت مسلین) که با ترجمهی «مهدی ذاکری» و از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به چاپ رسیده. ذهن چیست و حالتهای ذهنی چه تفاوتهایی با حالتهای فیزیکی دارند و چه ارتباطی بین ذهن و اشیاء فیزیکی برقرار است؟ اینها نمونههایی از مسائل فلسفه ذهن هستند که کتاب یاد شده به آنها پرداخته است.
«متاسفانه ما نه فقط در حوزههای جدید که در حوزههای تاریخ اندیشه ایرانی ـ اسلامی، مثلا درباره ابنسینا هم کتاب درسی مناسبی در اختیار نداریم.» محمد سعیدیمهر، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس با بیان دیدگاه فوق افزود:در غرب کتابهای درسی تنوع فراوانی دارند و در آنجا شاخصههای دقیقی برای تالیف کتابهای درسی در نظر گرفته شده است. مدتهاست ما فکر میکنیم نویسنده یک کتاب درسی بایستی نفر اول علمی در آن حوزه باشد؛ اما در واقع چنین معیاری را نمیتوان راهگشا دانست؛ چرا که ممکن است فردی نویسندهخوب کتابهای درسی باشد، اما در ردیف دانشمندان تراز اول آن رشته قرار نگیرد. تالیف و ترجمه کتابهایدرسی خوب جزء نیازهای مبرم ما در رشته فلسفه است.»
این پژوهشگر فلسفهی تحلیلی در ادامهی سخنانش گفت: «مباحث فلسفی آنگونه که شایسته است در جامعهی ما مورد توجه قرار نمیگیرد؛ شاید بخشی از این مساله از ماهیت دشوار مباحث فلسفی نشات گرفته باشد، اما نباید از کوتاهی اهل فلسفه و رسانههای مرتبط نیز چشمپوشی کرد. ترجمهی متون آموزشی فلسفی با زبان شیوا را میتوان کمک مهمی در مسیر برقراری ارتباط بین جامعهی فرهنگی و فرهیختهی ایرانی با مباحث فلسفی تلقی کرد.»
عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به آنچه درجا زدن بخشی از مباحث فلسفی جاری در ایران در بخشهای سنتی فلسفه میدانست، یادآور شد: «اگرچه مابعدالطبیعه بخش بنیادی و مهم فلسفه به حساب میآید، در عین حال مخاطبانی خاص برای خود دارد. متافیزیک که قرنها تمرکز اصلی فلسفه به حساب میآمد، در تفکرات چند دهه اخیر فلسفه غرب از جایگاه سابق خود تنزل پیدا کرده است. فلسفه، بهخصوص از نیمهی دوم قرن بیستم دچار تکثیر شده و در نتیجه حوزههای جدیدی مثل فلسفه ذهن از فلسفه سنتی جدا شدهاند. اکنون پیرامون مباحث نوینی چون فلسفه ذهن، فلسفه هنر، فلسفه تاریخ، فلسفه علم، فلسفه ورزش و... تالیفات بسیاری عرضه شده و مباحث عمیقی مطرح میشود. امروزه در غرب فلاسفه با مسائل روزمره زندگی انسانها درگیر شدهاند و فلسفه را به اعماق زندگی انسانها کشاندهاند، اما ما در ایران تا رسیدن به آن نقطه راهی طولانی در پیش داریم.»
سعیدیمهر با معرفی فلسفه ذهن به عنوان زیرمجموعه فلسفه تحلیلی با استقبال از ترجمه کتاب «درآمدی به فلسفهی ذهن» و مناسب دانستن نثر کتاب گفت: «فلسفه تحلیلی در کشورهای انگلیسیزبان، نظیر آمریکا، کانادا، استرالیا و خود انگلستان از قدرت بسیاری برخوردار است، اما در چند دهه اخیر در ایران نسبت به این شاخه فکر فلسفی بیاعتناییهایی صورت گرفته است.»
نگرش تاریخی و جامعیت کتاب کمنظیر است
«نوع نگرش تاریخی و جامعیت موجود در کتاب درآمدی به فلسفهی ذهن در قیاس با آثار مشابه در این رشته، کم نظیر است.» مهدی ذاکری، مترجم اثر، با بیان مطلب فوق اذعان داشت: «با هدف انتخاب کتاب برای ترجمه، بیش از ده کتاب که به مباحث مقدماتی و کلیات فلسفه ذهن پرداخته بود را مورد مطالعه قرار دادم. اگرچه سایر کتابها هم ارزشهای غیرقابل انکاری داشتند، کتاب حاضر را به دلیل داشتن نگاه تاریخی و جامعیت کمنظیرش برای ترجمه انتخاب کردم.»
عضو هیات علمی پژوهشکدهی فلسفه و کلام اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: «آموزش فلسفه در ایران معمولا سبک وسیاق تاریخی دارد و برای این کار حتما به تاریخ فلسفه توجه زیادی میشود. در کتاب حاضر هم مساله ذهن و بدن ابتدا به صورت تاریخی مطرح شده و سپس مباحثی که در قرن بیستم، نظیر رفتارگرایی، نظریه اینهمانی، کارکردگرایی و... مطرح بوده مورد بررسی قرار میگیرد. دوگانهانگاری دکارتی و منشا افلاطونی آن و دیدگاههای ارسطو هم از دید مؤلف مغفول نمانده است. این وضعیت مخاطب را آماده میکند تا وارد مباحث دوره معاصر فلسفه ذهن شود. مزیت دیگر کتاب این است که دیدگاههای اصلی فیلسوفان درباره ذهن را در خود جای داده و از این لحاظ دارای جامعیتی کمنظیر شده است. فیلسوفان ذهن در دورههای اخیر معمولا فیزیکالیست هستند و بنابراین دوگانهانگاری جوهری را از همان ابتدا مردود در فرض میکنند، اما برای پژوهشگران ایرانی این مقوله دارای اهمیت بسیاری است؛ چون بدون اطلاع از دیدگاه دوگانهانگاری جوهری نمیتوان به تحلیل نگرش حکمای مسلمان درباب فلسفه ذهن پرداخت و کتاب حاضر به خوبی از عهده عرضه اطلاعات لازم برای پژوهشگران سنتهای اسلامی فلسفه برمیآید.»
مترجم کتاب درآمدی به فلسفهی ذهن در خصوص ماهیت آموزشی کتاب گفت: «در ابتدای هر فصل اهداف آن فصل معرفی میشود، سپس استدلالهای فلاسفه به صورت واضح و در قالب مقدماتی که فهم آنها را آسانتر کند قرار میگیرد. در ضمن، کتاب دارای خودآزماییها یا تمرینهایی است که آن را با اهداف آموزشی کاملا سازگار میسازد. در پایان هر فصل منابع بیشتری برای مطالعه معرفی شده و در سراسر کتاب نیز به منابع کلاسیک ارجاع داده شده و این نشان میدهد مولف از بیان دیدگاههای شخصی پرهیز داشته است.»
چرا فلسفه ذهن؟
مدرس دروس تخصصی فلسفه در دانشگاههای تهران و قم در پاسخ به این پرسش که دلیل توجه او به مقوله فلسفه ذهن چه بوده، تصریح کرد: «بحث نفس از دیرباز به عنوان یکی از عناصر مهم انسانشناسی مورد توجه متکلمان و حکمای مسلمان بوده است. ما اگر کتابهای فیلسوفان مسلمان را مطالعه کنیم خواهیم دید معمولا بخشی را تحت عنوان علمالنفس به نگارش درآوردهاند. متکلمان هم به واسطه علائق کلامیشان به نفس توجه کردهاند. بنابراین در سنت فکری ما بحث نفس جایگاه و اهمیت خودش را داشته و معمولا حکمای مسلمان به آن پرداختهاند. از دیگرسو ما در وضعیت فکری امروز جهان غرب، شاهد افزایش توجه به فلسفه تحلیلی هستیم. اگر در اواسط قرن بیستم معرفتشناسی و فلسفه زبان مورد توجه فلاسفه تحلیلی بود، از اواخر قرن بیستم ذهن در کانون توجه آنها قرار گرفته است. گویا آنها به دنبال این هستند که برخی مباحث فلسفه زبان و معرفتشناسی را در فلسفه ذهن حل کنند. در واقع فلاسفه تحلیلی متوجه شدهاند که باید مسائل مطرح را در جایی عمیقتر یعنی در ذهن حل کرد. هدف ما در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی این است که بحثهای سنت اسلامی درباره نفس را روزآمد کرده و به روش تحلیلی، در قالب مورد پسند یک ذهن فلسفی امروزی و به صورت یک نظام فلسفی منسجم ارائه دهیم. برای رسیدن به هدف فوق ترجمه متن آموزشی دقیق و مناسب درباره فلسفه ذهن دارای اهمیت بیسیاری بود. وقتی سال 83 ترجمه این اثر شروع شد در عرصه فلسفه ذهن، منبع قابل اتکایی در ایران وجود نداشت و ما از این لحاظ بسیار فقیر بودیم. در ترجمه چنین مبحث جدیدی هم بیشک در پیدا کردن معادلها مترجم با مشکلات فراوانی مواجه میشود. من از یک سو نمیتوانستم از اصطلاحات فلسفی موجود در حکمت اسلامی استفاده کنم؛ چون ممکن بود بار فلسفی آنها خواننده را دچار سوءتفاهم کند و از طرف دیگر استفاده از واژگان در معنای غیرمصطلح هم میتوانست رهزن معنی باشد. بنابراین پیدا کردن معادلها، یکی از دشواریهای اصلی ترجمه این اثر به حساب میآمد.»
حسین شیخرضایی، عضو هیات علمی انجمن حکمت و فلسفه نیز به عنوان یکی از سخنرانان نشست گفت: «خوشبختانه تعداد کتابهای فلسفه ذهن در زبان فارسی رو به افزایش گذاشته و میتوان گفت که اکنون کمابیش به اندازه انگشتان یک دست کتابهای خوب آموزشی در این حوزه منتشر شده است؛ هرچند این زمینه درسی هنوز به عنوان درس اجباری در گروههای فلسفه دانشگاهها تدریس نمیشود.»
مترجم کتاب «فلسفه ذهن، یک راهنمای مقدماتی» افزود: «کتابهای درسی در حوزه فلسفه ذهن به دو قسمت قابل تقسیم میشوند. گروه اول کتابهایی هستند که در آنها غلبه با دیدگاههای متافیزیکی درباره ذهن است، یعنی بحثهای سنتیتر فلسفه ذهن. باید توجه داشت که فلسفه ذهن پیوند خیلی نزدیکی با مساله مغز و مطالعات تجربیای دارد که روی مغز انجام میگیرد. امروزه کسی نمیتواند بدون اینکه دستاوردهای علم تجربی را نادیده بگیرد درباره ذهن اظهار نظر کند. بنابراین به خاطر همین همسایگی، دسته دیگر کتابهای درسی بیشتر بار مطالعات تجربی ـ شناختی راجع به ذهن پیدا کردهاند تا مطالعات متافیزیکی. کتاب مورد بررسی ما از نظر زمانی به دسته نخست تعلق دارد.»
شیخرضایی در ادامه سخنانش ضمن آنکه کتاب «درآمدی به فلسفهی ذهن» را یک خودآموز موفق یا کتاب درسی خوب برای دورههای لیسانس و فوقلیسانس ارزیابی میکرد، به انتقاد از آنچه تغییر بیش از حد اسامی و مثالها مینامید پرداخت و گفت: «مترجم برای رسیدن به یک ترجمه فرهنگی گاهی چنان در این زمینه افراط به خرج داده که به متن اصلی لطمه وارد شده و این لطمه میتواند خواننده را دچار سرگردانی کند. از طرف دیگر فصلبندی کتاب هم از نظر مباحث مطروحه دچار پراکندگیهایی است که البته این ایراد به مولف اثر بازمیگردد نه به مترجم آن.»