گفتوگو
- گفتوگویی با مریم طاهریمجد دربارهی بازنویسی آثار کلاسیک.
به تازگی نشر قطره با همراهی نشر هنوز، دست به بازنویسی آثار کلاسیک فارسی برای نوجوانان زده است. در این نوع بازنویسی سعی شده است با به نثر درآوردن متون شعری، از پیچیدگیهای متون منظوم کاست و پل ارتباطی بین ادبیات کلاسیک و نسل امروز برقرار کرد. مریم طاهریمجد آثار نظامی و امیرخسرو دهلوی را به نثر درآورده که در این باره گفتوگویی با او کردهایم.
چرا در میان آثار ادب کلاسیک فارسی، پنج گنج را برای بازنویسی به صورت نثر برگزیدید؟
اگر چه داستان سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده است، لیکن تنها شاعری است که تا پایان قرن ششم هجری توانست شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای تکامل برساند، نظامی است.
از این رو سعی کردم برای شروع کار به این شاعر گرانقدر به عنوان سر سلسلهی شاعرانی توجه شود که در شعر خود از هنر داستان سرایی به عنوان یک فن و تکینیک استفاده کرده است تا معنی را هرچه جذاب تر و زیبا تر به مخاطب برساند و از آن جایی که نظامی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند و توصیف طبیعت و اشخاص و احوال آنها در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری ندارد، انتخاب وی در اولویت قرار گرفت .
به عنوان یک داستاننویس، چه ویژگیهایی از داستانسرایی نظامی برای داستاننویسان امروز ما جذابتر، آموزندهتر و نوگراتر است؟
وقتی خمسهی نظامی را مطالعه میکنید چه در مقام یک خواننده، چه در مقام یک داستاننویس به ویژگیهایی از داستانپردازی برمیخورید که شاید در بسیاری از متون کلاسیک نظیرش را نیابید . اینکه این استاد گرانقدر به شیوهای بس جذاب به حکایت داستان میپردازد که خواننده هم از درک معنی داستان لذت می برد هم به نکات آموزندهاش پی میبرد هم اینکه به ورطهی کسالت نمیافتد. خلاصهگویی، تعلیق، گرهافکندن و گرهگشایی و در پایان نتیجهگیری و پایانبندی داستان که جزو اصول اساسی داستاننویسی است در خمسهی استاد نظامی به خصوص در منظومههای هفتپیکر، خسرو و شیرین و لیلی و مجنون بسیار آشکار است.
نظامی در آثار خود ستایشگر عشق است و داستانهای عاشقانه را با زبانی پاک و اخلاقی بیان میکند و این عشق، ثمرهای جز تعالی روح بشر و جاودان ساختن نامش ندارد. بهنظر شما چه تفاوتی میان داستانسرایی عاشقانه نظامی با داستانهای عاشقانه امروز دیده میشود؟
تفاوت نگرش به « عشق» در آثار نظامی با داستانهای عاشقانهی امروزی همان تفاوت نگاه انسان امروزی به دنیا با نگاه استادانی چون نظامی، سعدی، حافظ، مولانا است. نظامی بیآنکه بخواهد در پنج گنج به انسان به دید موجودی مینگرد که دست در تغییر سرنوشت خود دارد و شاید همین دیدگاه باعث میشود تا اگر عاشق به ورطهی عشق جنونآسا نیز درافتد دست از تلاش ندارد و در تلاش برای تعالی روح خویش، برای هرچه درخشانتر ساختن شعلهی عشق خویش به تکاپو بپردازد. عاشقان از دیدگاه نظامی کسانی هستند که عشق شوری میشود تا درونشان را درخشان نگه دارد. عشق شعلهای نیست تا جان معشوق را با آن به آتش کشند. این تفاوت اساسی همانطور که گفته شد ناشی از تفاوت دیدگاه استادانی چنین به زندگانی است که متاسفانه در دنیای کنونی تمرکز از خویش بریده و به حواشی زندگانی معطوف شده است. پس وقتی کسی در دنیای امروزی به جادهی عشق قدم مینهد پیش از آنکه از این رویداد یگانه در زندگیاش لذت ببرد به مقصد آخر که همان وصل است میاندیشد. به حواشی عشق بیشتر از خود این واقعه دلمشغول میدارد و تلاش میکند تا راههای میانبر را بپیماید. تمام تلاش خود را میکند تا به معشوق برسد واز چشمهی وصلش سیراب شود. انعکاس چنین رفتارهایی را میتوان در آثار امروزی به خوبی مشاهده کرد. این درحالی است که عشق ـ همانطور که در مکتب نظامی میآموزیم ـ اولین و بهترین نتیجهاش خودشناسی و تغییر و تعالی عاشق است. همانطور که خسرو پرویز در پایان حکایت و با افتادن به دام عشق شیرین دیگر آن جوان شرور ابتدای داستان نیست.
آیا اسکندرنامه و مخزنالاسرار را بازنویسی کردهاید؟ بازنویسی این دو اثر با سه اثر دیگر نظامی چه تفاوتهایی دارد؟
با توجه به این که یکی از مهمترین اهداف بازنویسی این حکایات آشنا کردن نسل جوان امروزی با آثار گرانقدر پیشینینان است، سعی بر آن بود که از میان این آثار آن اثری که جوابگوی شور و اشتیاق مخاطبان است نوشته شود. همانطور که میدانید «مخزن الاسرار» و «اسکندر نامه» از دیگر آثار این استاد چیزی از لحاظ جذابیت و ارزش ادبی کمتر ندارد اما چون ردهی سنی مورد نظر ما قشر نوجوان و عمدتا جوان جامعه بود پس از بازنویسی این دو منظومه در این طرح صرفنظر کردم تا با خواندن حکایات جذاب عشقی خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و یا خواندن داستانهای کوتاه هفت پیکر جوانان عزیز کشور ترغیب شوند تا خود به سراغ کتاب ارزشمند این استاد بزرگ رفته و آن را مطالعه کنند.