گزارش نشستها
- کارنامهی سغدیپژوهی زهره زرشناس
هادی مشهدی: سه شنبه دهم فروردین، نشست مرکز فرهنگی شهر کتاب، به بررسی کارنامه علمی دکتر زهره زرشناس، پژوهشگر، محقق و مولف در حوزه سغدیشناسی اختصاص داشت. زهره زرشناس در آذر ۱۳۳۵ متولد شده و در سال ۱۳۶۵ در رشته فرهنگ و زبانهای باستانی موفق به اخذ دکتری شده است. او هم اکنون عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و بنیاد ایرانشناسی و استاد دانشگاه تهران در رشته زبانشناسی است. زرشناس صاحب تالیفات، تحقیقات و مقالات متعددی در حوزه سغدیشناسی و زبان و فرهنگ ایران باستان است. در این نشست دکتر «بدرالزمان قریب»، دکتر « کتایون مزداپور» دکتر «ویدا نداف» و مریم دارا، حضور داشتند و به معرفی آثار و تلاشهای «زرشناس» در حوزه سغدیشناسی پرداختند.
ما گنجینه بزرگی داریم که اگر به هر دلیل به آن بیاعتنا باشیم خیانت کردهایم
دکتر «بدرالزمان قریب» عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیانگذار سغدیشناسی در ایران، ابتدا به تشریح مشکلات و معضلات دانشجویان این رشته و همچنین به دشواریهای تدریس آن در ابتدای راه پرداخت. او نبود ترجمه آثار و دستور زبان سغدی را از جمله مهمترین این مشکلات برشمرد و ادامه داد «ترجمه را تکهتکه به دانشجویانم میدادم و بعد باید آهستهآهسته به آنها میگفتم که چرا باید سغدی را یاد بگیرند و به چه دردشان میخورد و سغدی چه رابطهای با زبانهای فارسی و زبانهای دیگر دارد، تا دانشجویان به آن علاقهمند میشدند.» قریب زبان سغدی را زبانی ایرانی برشمرد که حاوی قصهها، دعاها، و متون متعدد اجتماعی و دیوانی است. وی پس از شرح مراحل چاپ ترجمه مذکور و تالیف مقالاتی در باب دستور زبان سغدی مراحل تالیف واژهنامه سغدی را اینگونه شرح داد: «دو یا سه سال پس از اینکه به دانشگاه تهران آمدم از طرف بنیاد فرهنگ، نامهای آمد که در آن از دانشگاه تهران و گروه فرهنگ و زبانهای باستانی خواستند که من واژهنامهی سغدی را بنویسم، آن موقع دوستانم مثل دکتر تفضلی و دکتر بهار داشتند واژهنامهی متون مختلف را مینوشتند و این فرصت خوبی بود که من قسمتی از وقتم را بگذارم و واژههای سغدی را جمعآوری کنم. کاری که مدتها قبل هم کرده بودم ولی باید با هدف به خصوصی این کار را می کردم. باید فرهنگی درست می شد که آن را بنیاد فرهنگ چاپ کند ولی متاسفانه اتفاقاتی افتاد که نشد، طول کشید تا من توانستم این فرهنگ را به جایی برسانم که بتوانم هرچه دربارهی واژه هست از قبیل صورت دستوری و صورت واژهشناسی و ریشهشناسیاش را بنویسم. مقدمه ای هم نوشتم که خیلی مورد توجه قرار گرفت.»
دکتر قریب تحقیقات، پژوهشها و فعالیتهای دانشجوی سابقش، دکتر زرشناس، را در رفع مشکلات و کاستیهای حوزه سغدی شناسی موثر و کارا دانست و از این بابت ابراز خوشحالی کرد. وی تصریح کرد که من با هیچ شروع کردم و خوشحالم که این روند ادامه پیدا کرد، بعد دیدم که شاگردان دکتر زرشناس هم دارند سغدی کار میکنند. من خوشحالم و امیدوارم که دانشجویان دیگری هم باشند که در حوزه های دیگر زبانهای ایرانی کار کنند. ما گنجینه بزرگی داریم که اگر به هر دلیل به آن بی اعتنا باشیم خیانت کردهایم.
پس از اتمام سخنان دکتر قریب، دکتر زرشناس بخشی از یک متن سغدی را خواند. وی یکی از مشکلات ترجمهی آثار سغدی را ناقص بودن غالب آثار برشمرد و تصریح کرد که غالب متون برجای مانده تحت تاثیر عوامل طبیعی یا انسانی فاقد سطور ابتدایی، میانی و یا انتهاییاند و برای قرائت آنها باید به داستانهای مشابه رجوع کرد.
دشواری مدیریت علمی
دکتر کتایون مزداپور سخنران بعدی این نشست بود. وی زرشناس را دانشجوی برجستهی دکتر قریب و همچنین مدیری موفق و کارآمد خواند و سابقهی همکاری پانزده ساله با او را گواه این مدعا دانست. مزداپور، زرشناس را فردی پیگیر و با پشتکاری قابل توجه معرفی کرد و افزود: «مدیریت علمی فوقالعاده مشکل است اما ایشان به خوبی از عهده برآمدهاند، کتابها و مقالات زیادی نوشتهاند و شاگردان خوبی تربیت کردهاند. ایشان به جز زبان سغدی زبانهای دیگر شرقی مثل ختنی و خوارزمی را هم کار کردهاند. مزداپور در ادامه به معرفی کتابهای «زبان و ادبیات ایران باستان» و «میراث ادبی روایی در ایران باستان» پرداخت. وی تصریح کرد که این کتابها به طور اختصاصی به زبان سغدی مربوط نمیشوند، آنها در حوزهی فرهنگها و زبانهای ایران باستان هستند و هر دو کتابهای درسی محسوب میشوند. مزداپور کتاب «زبان و ادبیات ایران باستان» را کتابی مفید برای معرفی نمونهها و دورههای مختلف زبانهای باستانی، دانسته با اشاره به قول دکتر قریب مبنی بر کمبود منابع و تالیفات فارسی در معرفی زبانهای باستانی این کتاب را کمک با ارزشی برای دانشجویان و همچنین منبعی مفید برای عامه مردم و علاقهمندان ارزیابی کرد. وی کتاب «میراث ادبی و روایی ایران باستان» را هم شامل همان ویژگیها دانست و اظهار داشت: «این کتاب نگاه دیگری به مطالب دارد و غالب سرفصلهایاش واقعا مهماند». او سپس به معرفی نشریههای «زبان شناخت» و «فرهنگ» به سردبیری زرشناش پرداخت و عنوان کرد که این نشریات در حوزهی زبان شناسی کار میکنند و زرشناس مطالب پیوستهای دربارهی زبان سغدی در آنها چاپ کرده است. او به طور خاص به مقالهای دربارهی دگرگونی مفهوم فره در ادبیات سغدی اشاره کرد و این مقاله را با ارزش و بدیع خواند. مزداپور در پایان، تلاشهای زرشناس را در ادامهی مسیر دکتر قریب دانست و ابراز امیدواری کرد که این تلاشها بتوانند باعث آشنایی مردم با فرهنگ ها و زبان های باستانی شوند.
مروری بر کارنامهی زرشناس
دکتر ویدا نداف، از دانشجویان دکتر زرشناس و عضو هیات علمی دانشگاه همدان، در ابتدا معرفی مختصری از زبان سغدی و همچنین شرح کوتاهی از تاریخچه سغدیشناسی ارائه داد. وی سغد را سرزمینی معرفی کرد که ادیان بودایی، مسیحی و مانوی در آنجا رواج داشته و از این رو زبان سغدی سه نوع متن دارد: متون سغدی مانوی، متون سغدی مسیحی و متون سغدی بودایی. حجم زیادی از این متون مربوط به سغدی بودایی است که باستانشناسان انگلیسی طی حفاریهایی در ترکستان چین یافتهاند و در موزهی بریتانیا نگهداری میکنند. نداف به «شش متن بودایی» که زرشناس آن را ترجمه کرده، اشاره و تصریح کرد که ترجمهی این متون به دلیل این که ابتدا از سانسکریت به چینی و سپس به سغدی ترجمه شدهاند و همچنین به دلیل وجود واژه و اصطلاحاتی که مربوط به مکتب بودایی است، بسیار مشکل است. نداف اشاره کرد که چهار متن از متون مذکور را زرشناس ترجمه و در سال ۱۳۸۰ منتشر شده است.
وی دربارهی چگونگی کار دکتر زرشناس در ترجمهی این متون گفت: «ایشان هر متن را ابتدا حرف نویسی، آوانویسی و سپس به فارسی برگرداندهاند و کاملا به متن وفادار بودهاند، واژه به واژه. اگر اصل چینی و یا سانسکریت موجود بوده، آورده شده است. متون چینی بعضا دوباره به فارسی برگردانده شدهاند. یادداشتهای کتاب بسیار مفید است چون تمام اصطلاحات سخت به شکل پینوشت توضیح داده شده است. اصل متون هم در آخر کتاب به خط سغدی آورده شدهاند.»
سپس نداف کتاب دیگری تحت عنوان «جستارهایی در زبانهای ایرانی میانه شرقی» را معرفی کرد. این کتاب مجموعه مقالات زرشناس است که نداف و دکتر وحیدی آن را جمعآوری کردهاند. پس از آن نداف به اجمال بخشهایی از این کتاب را معرفی کرد. این کتاب شامل چند بخش است. بخش اول این کتاب شامل سیزده مقاله است، اولین مقاله ترجمهی دعایی از اوستا به زبان سغدی است. این دعا کهنترین متن سغدی شناخته شده است. دومین مقاله ادبیات زبانهای ایرانی میانه شرقی است. مقالات بعدی شامل نه داستان و معرفی زبانهای خوارزمی و بلخی است. نداف بر تلاش زرشناس برای جمعآوری معادلهای این داستانها از زبانهای دیگر تاکید کرد و افزود: زرشناس تمام کسانی که به این داستانها پرداختهاند و همچنین متون دستنویس سغدی آنها را به مخاطب معرفی کرده است. وی بر اهمیت مقالاتی که زبانهای خوارزمی و بلخی را معرفی میکنند از این حیث تاکید کرد که تا به حال مقالهای به زبان فارسی در معرفی این حوزه نوشته نشده است و این مقالات را برای علاقهمندان بسیار مفید دانست. کتاب دیگری که نداف معرفی کرد «زن و واژه» نام داردکه در سال 1385 انتشارات فروهر آن را چاپ کرد. بخشهایی از این کتاب به زنان سغدی و ارزش زن در ایران میانه و باستان می پردازد. پس از آن نداف مقالهای در مورد ساختار توانشی در زبان سغدی را معرفی کرد و در ادامه به ذکر عناوین دیگر کتاب و شرح و بررسی آنها پرداخت. کتاب دیگری که نداف به معرفی آن پرداخت «نامه خاتون ارگی و ۱۱۹ پاره نوشتار سغدی» است. او اشاره کرد که زرشناس این کتاب را به همراه لیلی عسگری از دانشجویانش تالیف کرده و انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را چاپ کرده است.
زبان سغدی، زبان مهم ایرانی
مریم دارا دانشجوی دکتری فرهنگ و زبانهای باستانی برای آشنایی بیشتر مخاطبان با زبان، فرهنگ و خط سغدی به تشریح خاستگاه این فرهنگ و زبان پرداخت. دارا، زبانهای دورهی میانه را به سالهای بین ۳۳۰ قبل از میلاد و ۶۵۱ مربوط دانست. وی تشریح کرد زبانهای میانه به دو دسته شرقی و غربی و این دو به شمالی و جنوبی تقسیم میشوند. زبان سغدی در دستهی شرقی و ردهی شمالی قرار میگیرد. او در ادامه عنوان کرد که این زبان مهمترین زبان ایرانی بین سدهی دوم تا دوازدهم میلادی محسوب میشود و بعد به زبان بینالمللی جادهی ابریشم و همچنین به زبان اداری و تجاری در ترکستان چین بدل شده است. دارا وجود امیران فارسی زبان خراسان و ماوراءالنهر و نفوذ زبانهای ترکی و عربی را دلیل کمرنگ شدن زبان سغدی در قرن دوازدهم و نابودی آن در قرن چهاردهم برشمرد. وی نظام صرفی، فعلی و اسمی و ضمیری زبان سغدی را بسیار گستردهتر از زبانهای غربی دانست و واژگان آن را قابل مقایسه با واژگان زبانهای اوستایی و باستان. مریم دارا در ادامه به تشریح خط سغدی پرداخت و نمونه آن را برای مخاطبان نمایش داد.
انگیزه، پیگیری، تلاش و نتیجه
زهره زرشناس با ارجاع به گفتههای دکتر قریب دربارهی کمبود منابع سغدیشناسی و دشواریهای یادگیری این زبان، سغدی را زبان دشواری خواند که دستور زبان سختی دارد. وی افزود: این زبان از یک سو مشابهتهایی با زبانهای باستانی دارد و حاوی صورتهای صرفی هند و اروپایی است و از سوی دیگر به دورهی میانه میرسد و صرفهای آسان شده این دوره را به شکل دیگری در خود دارد. زرشناس وجود چندین صرف متناظر و موازی در یک زبان را دلیلی بر دشواری آن زبان برشمرد. او مجموعه این دشواریها و مشکلات را انگیزهی خود برای تدوین دستور زبان عنوان کرد. وی زبان سغدی را زبانی دانست که جدا از فرهنگ و زبان ایرانی نیست و بر این زبان و فرهنگ تاثیر داشته است. زرشناس مردم سغد را مردمانی فرهنگدوست و فرهنگپرور و عامل انتقال فرهنگ و زبان از طریق جاده ابریشم دانست و این خصوصیت آنان عامل تبدیل زبان سغدی به زبان اقتصاد و تجارت ارزیابی کرد. زرشناس در ادامه وجود نقاشیهای متعدد رزمی، بزمی و دینی بر دیوار کاخهای اشراف سغد را دلیل فرهنگپرور بودن سغدیان عنوان کرد.
وی در ادامه به معرفی کتاب «درسنامه سغدی» پرداخت و ضرورت تدوین آن را اینگونه عنوان کرد: «در این کتاب سعی کردم برای چنین زبان و چنین فرهنگی که این اندازه تاثیرگذار بوده و دوام داشته است دستور زبانی تهیه کنم که علاقهمندان بتوانند به آسانی با آن ارتباط برقرار کنند» زرشناس در این کتاب سه قصه از متنهای مانوی و بودایی را به عنوان ابزار کار گزینش کرده است. او دلیل این انتخاب را امکان بررسی مسائل دستوری در قالب داستان عنوان کرد. در بخش اول کتاب دستور زبان تحلیل و بررسی شده است و مثالهایی از قصههای مذکور در بخش دوم آورده شده است. زرشناس ابراز امیدواری کرد که به کارگیری این شیوه و شیرینی قصهها دشواری زبان را بکاهد و برای علاقهمندان و پژوهشگران مفید باشد.
زرشناس اظهار داشت: «تصور من این بود که با انتشار این کتاب کسانی که بخواهند بدون رفتن به کلاس این زبان را بیاموزند بتوانند با استفاده از آن به این امر دست یابند». او در ادامه به معرفی جدیدترین کتابهایش «تیشتر یشت» و «قصههایی از سغد» پرداخت. او «تیشتر یشت» را با همکاری دکتر فرزانه گشتاسب و «قصههایی از سغد» را با همکاری آناهیتا پرتوی تالیف کرده است. تیشتر یشت یکی از یشتهای اوستایی است که زرشناس هدف از ترجمه آن را بومی کردن آثار کهن ایرانی عنوان کرد. او ضمن یادآوری این مطلب که تیشتر یشت را در گذشته شادروان پورداوود ترجمه کرده است متذکر شد که اکثر متون مربوط به زبانهای باستانی ایران و متون زبانهای میانه را غربیها ترجمه کردهاند و با استناد به این مطلب، بومی کردن این آثار را یکی از رسالت های گروه فرهنگ و زبانهای باستانی برشمرد و در نظر داشتن دیدگاه و پیشینه مطالعاتی یک فارسی زبان را در ترجمه این متون ضروری دانست. زرشناس این یشت را از این جهت پر اهمیت تلقی کرد که در آن به اسطورهی بارانآوری اشاره شده و نیز کهنترین متنی است که به تیر انداختن آرش می پردازد. زرشناس ضرورت تالیف و ترجمه «قصههایی از سغد» را با توجه به چگونگی ترجمه این آثار جدا کردن آنها از زبان سغدی بیان کرد. وی تصریح کرد که این امر با تلاش آناهیتا پرتوی محقق شده است. چراکه او تلاش کرده است خلاف آنچه تا به حال صورت گرفته یعنی بدون در نظر گرفتن علم زبا شناسی این آثار را به زبان فارسی امروزی بازنویسی کند تا علاقه مندان به زبان و ادبیات فارسی از این طریق با زبان و فرهنگ سغدی آشنا شوند. وی دلیل این رویکرد را توجه دادن مخاطب به مسائلی از قبیل مردمشناسی و روان شناسی از طریق قصه برشمرد و افزود از این طریق می توان زمینه آشنایی عامه با دیدگاه و نظرات نیاکان را فراهم آورد. زرشناس با اشاره به پرداختن به رویکرد علمی در تالیف این کتاب آن را اثری دانست که هم می تواند کاربرد آکادمیک داشته باشد و جالب عوام باشد.