گزارش نشست‌ها/دیوان غربی شرقی، دیوانی به گستره عرض جغرافیایی
دیوان غربی شرقی، دیوانی به گستره عرض جغرافیایی

دیوان غربی شرقی، دیوانی به گستره عرض جغرافیایی

گزارش نشست‌ها  - گزارش نشست نقد و بررسی دیوان غربی شرقی

هادی مشهدی: برند اربل، سفیر آلمان در ایران، دکتر محمود حدادی استاد زبان و ادبیات آلمانی دانشگاه شهید بهشتی و دکتر «میرجلال‌الدین کزازی» محقق، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی، بیست و چهارم خرداد در مرکز فرهنگی شهر کتاب گرد هم آمدند تا به نقد و بررسی کتاب دیوان غربی شرقی، نوشته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر شهیر و نامدار آلمانی، بپردازند.

این نشست به انگیزه‌ی ترجمه‌ی جدید حدادی از این اثر برگزار شد. پیش از او، بخشی از دیوان غربی شرقی را شجاع‌الدین شفا و نسخه‌ی کامل آن را دکتر کوروش صفوی به فارسی برگردانده بودند. در ترجمه حاضر علاوه بر مجموعه اشعار گوته، مقالاتی که وی درباره ایران و اسلام گنجانده شده است.

 

گوته، سفیر صلح

اربل، سفیر آلمان در ایران، در آغاز سخن خود، از فیلسوفان، شاعران و نویسندگان، تحت عنوان کسانی که روح قوم فرهنگی ایران و آلمان را شکل داده‌اند، یاد کرد و آنان را عامل برقراری تفاهم و تعامل دوجانبه بین مردم و جامعه ایران و آلمان خواند و گفت: به این دلیل، موضوع صحبت امروز، گوته، مهم‌ترین شاعر تاریخ آلمان است، چراکه وی در جهت اعمال تاثیرات مثبت در تبادلات فرهنگی به پا خاست. او از کشف چیزهای جدید و ناشناخته نمی‌هراسید و بسیار مشتاق کشف، درک و شناخت دیگر فرهنگ‌ها بود.

اربل در ادامه به شرح حال گوته پرداخت. وی اظهار داشت: گوته کار ادبی‌اش را با جنبش طوفان و خروش آغاز کرد؛ او خود بنیان‌گذار این جنبش بود. ابعاد عاطفی و طغیان علیه هنجارهای اجتماعی، در این دوره از آثار او، بسیار مشهود است.

سفیر آلمان در ایران افزود: رمان وی تحت عنوان «دردهای ور‌تر جوان» که درباره عشقی تراژیک است، گوته را به سال ۱۷۷۴ در سراسر اروپا معروف کرد و نیز همین رمان بود که سبب ایجاد آیین ور‌تر شد.

وی گوته و شیلر را از مهم‌ترین نمایندگان دوره کلاسیک برشمرد و به شرح و بررسی آن دوران پرداخت.

اربل اضافه کرد: گوته در اواخر عمرش دچار تحولی عمیق شد، در آن سال‌ها او با فرهنگ اسلامی و حافظ آشنا شد و تا آنجا تحت‌تاثیر این فرهنگ قرار گرفت که به آموختن زبان‌های فارسی و عربی مبادرت ورزید. او در حافظ آینه‌ای از خود می‌دید و حس می‌کرد که قبلا در او می‌زیسته است.

وی به شرح نامه‌ای که گوته به ناشرش نوشته است اشاره کرد و از این رو دیوان غربی ـ شرقی را پل ارتباطی بین شرق و غرب دانست و تاکید کرد: آنکه خود را شناخت درخواهد یافت که خاور و باختر از یکدیگر جدایی نمی‌پذیرند، این رای گوته است؛ بر خلاف دیگرانی که آمد و شد بین شرق و غرب را شایسته نمی‌دانند. او به این ترتیب، به دور از تعصبات فرهنگی و مذهبی، پل ارتباطی بین شرق و غرب را بنا نهاد. اربل، در ادامه، حافظ و گوته را سرچمشه‌های همیشه جوشان ارتباط فکری و فرهنگی بین ملل ایران و آلمان خواند.

سفیر آلمان در ایران تاکید کرد که در شرایط نابسامان فعلی که طوفان‌هایی روابط سیاسی دو کشور را تحت تاثیر قرار داده است، تبادلات گسترده فرهنگی و علمی بسیار حائز اهمیت است. وی برخورد گوته با حافظ را نمونه بسیار بارزی از گفت‌وگوی بین فرهنگ‌ها دانست و تاکید کرد: اساس این گفت‌وگو بر وجوه اشتراک ما پایه‌گذاری شده است اما باید اختلافات را به فال نیک بگیریم چرا که با متفاوت بودن می‌توان یکدیگر را کامل کرد. به قول حافظ که می‌فرماید:«درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد/ نهال دشمنی بر کن که رنج بی‌شمار آرد.»

 

آشنایی ایرانیان با گوته، دشواری ترجمه

دکتر محمود حدادی، استاد زبان و ادبیات آلمانی دانشگاه شهید بهشتی و مترجم دیوان غربی شرقی در ابتدا به تشریح تاریخچه حضور این کتاب در ایران پرداخت و به نقل قولی از گوته با این مضمون که، زمان ادبیات ملی سپری شده و باید به سوی ادبیات جهانی رفت، اشاره کرد. وی حاصل عملی این عقیده را، کتاب دیوان غربی ـ شرقی دانست و اظهار داشت: در آن دوره شرق‌شناسی در کشور‌های آلمانی زبان رونق داشت از جمله در حوزه وین و حوزه برلین، این کتاب حاصل شرق‌شناسی آلمانی است.

حدادی در ادامه به معرفی کتاب «دیدار غرب و شرق در هجرت گوته» پرداخت. او در این کتاب تعدادی از مقالات گوته را جمع آوری کرده است. وی غرض از برگزاری این نشست را معرفی مجموعه اشعاری دانست که گوته، آن‌ها را به طور عام، به سبک شاعران جهان اسلام و به طور خاص، به سبک و شیوه شاعران ایرانی سروده و از این رو آن را دیوان نامیده است. حدادی، با توجه به شناخت نسبی ایرانیان از این کتاب معرفی آن را دشوار دانست و ادامه داد: در کشور ما، خاصه بعد از جنگ جهانی دوم برداشتی از این کتاب رواج یافته است که بر اساس داوری من، با روح این کتاب همخوانی کافی ندارد. مترجم دیوان غربی شرقی به بررسی و توضیح این ادعا پرداخت.

وی به طور مختصر برگردان شجاع‌الدین شفا را مورد بررسی قرار داد و تصریح کرد: به نظر می‌رسد این برگردان، تا حدی متاثر از فضای فرهنگی آغاز دوره پهلوی است و گرایش‌های میهن پرستانه بر آن تاثیر گذاشته است و این با روح دیوان گوته انطباق ندارد.

حدادی اشاره کرد که شعر گوته، داده‌ها و اطلاعات بسیار مشخصی دارد که مخصوص حوزه ادبی اروپا یا آلمان نیست و برای دیگر فرهنگ‌ها از جمله فرهنگ ایرانی، قابل لمس است. وی از این رو ترجمه خود را فارغ از ارزشیابی‌های ادبی و هنری، منطبق با این داده‌ها دانست، و خاطرنشان کرد: در ترجمه‌های پیشین، تمرکز مترجمان، بیشتر بر قسمت‌هایی است که گوته خود را در محضر حافظ کوچک می‌کند و این برای ما خوشایند است.

مترجم دیوان غربی ـ شرقی، ضمن بررسی مفصل برخی ابیات در ترجمه شفا و تاکید بر اینکه قصد تخریب ندارد، اشاره داشت: ترجمه در درک متن تا حد قابل توجهی به خطا رفته است. در جاهایی به نظر می‌رسد آقای شفا سلایق شخصیشان را در ترجمه دخالت داده‌اند. اگر بخواهم غلو شده و اغراق آمیز طرح ایراد کنم می‌توانم بگویم، شعر گوته تا حدی دچار تحریف و حتی مصادره شده است. وی این ایراد را متوجه بضاعت ترجمه در آن دوره دانست.

حدادی ضمن اشاره به اینکه جامعه ادبی آلمان، سال‌ها پس از انتشار دیوان غربی شرقی، آن را فاقد ارزش ادبی می‌دانست به ذکر دلایل آن پرداخت. وی، با وجود گرایش‌های شرقی گوته، وجود جنگ‌های صلیبی و عقیدتی، و اکراه اروپاییان در مواجهه با دینی مثل اسلام و پس از آن برتری عملی اروپاییان را از جمله این دلایل برشمرد و اضافه کرد: پس از جنگ دوم جهانی که نفرت‌های ملی و نژادپرستانه رو به انحطاط گذاشت ودر روابط بین اروپا و شرق تعادل برقرار شد، شرایط مطرح شدن این اثر نیز فراهم شد.

استاد زبان وادبیات آلمانی دانشگاه بهشتی، در پایان به اجمال، مقاطعی از زندگی گوته که شامل تاثیرپذیری وی ازفرهنگ شرقی و به ویژه اسلام است را مورد بررسی قرار داد.

 حدادی خاطر نشان کرد: گوته در جوانی طی سفری به پاریس با فیلسوفی آشنا شد و برای اولین بار از طریق او نام سعدی را شنید، او در‌‌ همان سال‌ها به ترجمه قرآن مبادرت ورزید و برآن شد نمایشنامه این درباره حضرت محمد (ص) بنگارد. در ۶۵ سالگی با حافظ آشنا شد، در این مقطع است که اندوخته‌های او در جوانی و نوجوانی به بار می‌نشیند و شکوفا می‌شود. سرآخر در سال ۱۸۰۰ او مامور به ترجمه محمد (ص) اثر ولتر شد. گوته تاثیراتی هم از شرق دور پذیرفته و دفتر شعری هم در این زمینه دارد. به این ترتیب او از کودکی تا ۸۰ سالگی در فرازهای فشرده‌تر، با مشرق زمین سر و کار دارد.

 

پیرایش دشمن کامی‌ها و پلشتی‌ها

دکتر میرجلال الدین کزازی، استاد سخن فارسی، حافظ و گوته را بزرگ مردان فرهنگ و اندیشه جهان خواند که مایه‌ی نازیدن ایرانیان و آلمانیان هستند. وی با اشاره به قول اربل، سفیر آلمان در ایران گفت: از رهگذار پیوند گوته و حافظ می‌توانیم بکوشیم جهان را اندکی از آن دشمن کامی‌ها و پلشتی‌ها که بدان دچار آمده است، بپیراییم و برهانیم.

کزازی پس از صرف نظر از پرداختن به زندگانی حافظ، به شرح زندگانی گوته پرداخت. وی افزود: اگر فراخ و فراگیر به زندگانی و یادگارهای ادبی او بنگریم می‌توان آن‌ها را به سه گونه، که در سه دوره از زندگانی او پدید آمده‌اند بخش کرد، یکی، سروده‌ها و نوشته‌های او در سال‌های آغازین از شکوفایی ادبی وی است. در این زمان گوته پیرو دبستانی است که من خوش می‌دارم آن را در فارسی به طوفان و تپش برگردانم، روزگاری پر طوفان و پرتپش که روشنگری و روشن رایی و نخستین تلاش‌های آزادی خواهی در اروپا پدید آمد. گوته پاره‌ای از نوشته‌های خود را در این روزگار پدید آورده است، مانند غم نامه اگمونت که در آن زندگانی سالاری هلندی را باز می‌گوید که بر بیداد می‌شورد و سرانجام جان بر سر آزادی جستن خود می‌نهد.

کزازی روزگار دوم را روزگار نا‌امیدی دانست، او دستاورد این روزگار را گوشه نشینی و عزلت برشمرد. به گفته وی، روزگار ور‌تر جوان، محصول این دوره از زندگانی گوته است. کزازی خاطرنشان کرد: ور‌تر از تبار رنه شاتوبریان است یا مانفرد لرد بایرون یا اوبرمن سنانکور؛ قهرمانانی که به بیماری سده دچار و گرفتار بوده‌اند.

وی، واپسین بخش از زندگانی گوته را دورانی دانست که او به سخنور و ادیبی بزرگ بدل می‌شود. کزازی اظهار داشت: در این دوره او آرمان‌های مرزمند را فرو می‌گذارد و جهانی می‌اندیشد، در همین زمان است که دیوان غربی-شرقی را پدید می‌آورد و از ادب جهان سخن می‌گوید و مردمان را بدان باز می‌خواند که یکدیگر را بشناسند، بیهوده بر سر پندارهای خام با یکدیگر نستیزند و خون یکدیگر را نریزند. کزازی افزود: من پروایی ندارم که بگویم این جهانی اندیشیدن، این فراخ نگری، این آزاد منشی که از سروده‌های بازپسین گوته باز تافته است، بهره و دستاورد آشنایی او با فرهنگ و ادب ایران زمین است. وی ضمن اشاره به اینکه دکتر حدادی برخی از بهره‌جویی‌های گوته از حافظ را در پانوشت‌ها ذکر کرده است، اضافه کرد: در بخش حافظ نامه گفت‌وگویی است بین حافظ و گوته؛ «شاعر: ای محمد شمس‌الدین از چه رو ملت والای تو، تو را حافظ می‌خوانند؟ حافظ: پرسش تو را ارج می‌نهم و پاسخ می‌دهم، از آنکه با حافظه‌ای سعادتمند میراث مقدس قرآن را بی‌کم و کاست از بر کردم.»، بی‌گمان این گفته گوته باز می‌گردد به این بیت رندانه حافظ بزرگ «حافظم در مجلسی، دردی کشم در محفلی/ بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می‌کنم.»

در ادامه، کزازی، با ذکر نمونه‌هایی، بهره‌جویی گوته از دیگر ادبای ایران زمین، چون سعدی و فردوسی را نیز مورد بررسی قرار داد. کزازی در پایان خاطر نشان کرد: ما به بزرگانی روشن‌رای و فراخ‌اندیش، فرزانه و هنرور که فرا‌تر از مرزهای تنگ، می‌خواهند جهان مردمان بار‌ها و بار‌ها شاد‌تر و آباد‌تر از آنچه هست بشود نیک نیازمندیم، چون به یاری آن‌ها می‌توانیم در میانه آن‌چهارسوی بنیادین پل بزنیم و یکدیگر را بشناسیم، بکوشیم که بر ارزش‌هایی، اندیشه‌هایی، ویژگی‌هایی بنیاد کنیم که همه کسان را در بر می‌گیرد، اما با شناخت ژرف و به آیین فرهنگ خویش و خویشتن؛ زیرا ما تا نخست خود را نشناسیم نمی‌توانیم دیگران را بشناسیم؛ به هر روی آنچه در این پیام نهفته است، آن نیست که ما در پیوند با دیگران خویشتن را فرو نهیم، پیوند هنگامی پدید خواهد آمد که دو پیوندگر، هم پایه و هم آهنگ باشند و گرنه یکی از دیگری به زیان، به آسیب، به گزند، اثر خواهد پذیرفت، داستان فرمانبر و فرمانده پدید خواهد آمد.

نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

نظر شما  

حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید::

 = 5-1

کد مطلب:999
تاریخ انتشار :شنبه 28 خرداد 1390 - 08:55:13