کد مطلب: ۲۲۲۵۹
تاریخ انتشار: شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹

زن در نگاه صوفی

نویسنده ترک، سلیمان اولوداغ، با بررسی منابع گوناگون درباره زنان صوفی و تصوف در اسلام، صوفی گری زنان، پاکدامنی زنان، سیر و سلوک زنان عارف با ظرافت و دقت و ذکر شواهد بسیار سخن گفته است.
گفتن از زنان و نوشتن درباره آنها امری رایج است. کتاب ها و مقالات زیادی درباره زنان وجود دارد. در این میان، کتابی که زن و تصوف و زنان از نگاه صوفیان را بررسی نماید می تواند مطالب ارزنده ای درباره زنان صوفی، ازدواج صوفیان، صوفی گری زنان، زنان عارف، زنان و نظریه وحدت وجودی، سیر و سلوک زنان و حتی نخستین زنان صوفی در اختیار خواننده قرار دهد.
همواره در کتاب ها درباره زن زندگی، زن چیست، گوهر زن، زن و عشق، زیبایی در زن، زن خوب، جذابیت زنان و زنان بی حجاب و باحجاب، فمینیسم و زنان و مطالبی از این دست سخن رفته است. اما نویسنده ترک، سلیمان اولوداغ، با بررسی منابع گوناگون درباره زنان صوفی و تصوف در اسلام، صوفی گری زنان، پاکدامنی زنان، سیر و سلوک زنان عارف و زن در قرآن با ظرافت و دقت و ذکر شواهد بسیار سخن گفته است.
او معتقد است: «در باب موضوعاتی که به صورت امور روزمره درمی آیند، به جای آن که به بیان اندیشه های خود تحت تأثیر آنچه مد و معمول می شود، بپردازیم، بهتر است آنها را با رویکردی خردگرایانه و حقیقت جویانه در جریان تاریخ و چهارچوب های کلی و عمومی آن ارزیابی کنیم.»
و به همین دلیل، در کتاب خود به زن از جنبه دیگری فرای زن خوب و زن چیست و زن زندگی پرداخته است؛ او از دیدگاه تصوف به موضوع زن و زنان صوفی و زنان عارف پرداخته است.
اما اولوداغ درباره نگاه صوفی و صوفی گری به زنان اینطور می گوید: «ارزیابی متصوفه و اهل طریقت از زن گاهی بیش از اندازه به زیان او، اما در موارد بسیاری نیز به سود اوست. در زمان ها، مکان ها و میان اقوام و طریقت های گوناگون، رویکرد اندیشمندان تصوف به زن، بسته به مشرب آنها و طریقتی که از آن پیروی می کنند، در موارد اندکی بسیار متفاوت به نظر می رسد؛ اما در موارد بسیاری نیز میان آنها تفاوت چندانی نمی توان دید. دیدگاه هایی که در تصوف در ارتباط با زن ارائه شده اند، به همان اندازه که متعدد و متفاوت هستند، متناقض نیز به نظر می رسند. زن که گاهی همانند شیطانی به تصویر کشیده می شود، در مواردی نیز به صورت فرشته ای درمی آید. از این جهت، در موضوع زن نمی توان به صورت مطلق گفت «نگاه صوفیه به زن این گونه است» و لازم است این موضوع به صورت گسترده مورد بررسی قرار گیرد.»
نویسنده اذعان می دارد که در این کتاب به هیچ وجه تحت تأثیر دیدگاه های رایج قرار نگرفته است و قصد حمایت از فمینیسم را ندارد اما معتقد است احترام نهادن به حقوق الهی زن و فراهم ساختن شرایط لازم برای تحقق آن در اجتماع، وظیفة مردان است.
در این کتاب درباره اسلام و حقوق زن در اسلام و تصوف در اسلام صحبت می شود و نویسنده در جایی می گوید: «آنچه، حتی بیش از کتاب های فقهی، حقوق زنان و محدودة حرکت آنها در زندگی اجتماعی را محدود می کند، سنت ها، رسوم و ذهنیت شرقی است. این سنت ها، رسوم و ذهنیت که ارتباطی با اسلام ندارند و حتی در موارد بسیاری با اسلام در تضادند اغلب به گونه ای عرضه شده اند که رنگ دین به خود گرفته اند و جامة اسلام به خود پوشیده اند.»
سلیمان اولوداغ درباره زنان و گوهر آفرینش زنان و عیب گرفتن مردان بر زنان می گوید: » همان اندازه که خرده گرفتن یک زن بر یک مرد به خاطر مرد بودنش نابخردانه و ناپذیرفتنی است، عیب گرفتن یک مرد بر یک زن، صرفاً به خاطر زن بودنش، نیز نتیجة نادانی و ناکارآمد است. بر یک زن به خاطر زن بودنش خرده گرفتن، در حقیقت، عیب گرفتن بر خدای بلندمرتبه است که او را آفریده و این از نظر عقلانی و فکری کار افراد ناقص و از ل