تنظیمات
قلم چاپ اندازه فونت
نسخه چاپی/شهر کتاب
تاریخ : شنبه 20 شهریور 1400 کد مطلب:25364
گروه: تازه‌های کتاب

طعم خواندن داستان‌های طنز

نگاهی به کتاب مردم در قفس

موسسه گسترش فرهنگ و مطالعات: کتاب «مردم در قفس» شامل طنزنوشته‌هایی از فرناندو سورنتینو، دینو بوتزاتی، اسلاومیر مرژوک، جان ویلارد، کورت کوزنبرگ، دانیل خارمس و... به ترجمه‌ی حسین یعقوبی به همت انتشارات مروارید به چاپ رسیده است.

طنز و طنزنویسی سابقه‌ی درخشانی در ادبیات جهان دارد. حالا حسین یعقوبی مجموعه‌ای از داستان‌های نویسندگانی را در قالب یک کتاب گردآوری کرده است، که هریک به تنهایی ذوق و قریحه‌ی طنازانه‌ی ستایش‌برانگیزی دارند.

فرناندو سورنتینو متولد سال ۱۹۴۲ در بوینس آیرس آرژانتین است. یکی از طنزنویسان برجسته‌ی معاصر که به‌ویژه برای داستان‌های طنز کوتاهش معروف است. او علاوه بر این، خالق چند پژوهش ادبی برجسته و چند مجموعه داستان برای کودکان و نوجوانان است.

دانیل خارمس (۱۹۴۲-۱۹۰۵) داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس سبک سوررئال و ابزورد روسی است. نخستین‌بار ترجمه‌ی داستان‌های کوتاه آوانگارد او در کتاب الفبای تقلب منتشر شده است.

اسلاومیر مروژک (۲۰۱۳-۱۹۳۰) نمایشنامه‌نویس و نویسنده‌ی لهستانی است. مروژک در آثار خود موضوعات تخیلی را با واقعیات سیاسی و تاریخی ترکیب کرده و عمده آثارش گرایش به طنز سیاه دارد. «پلیس»، «کارول» و «بر پهنه‌ی دریا» از جمله مشهورترین آثار اوست.

آلبرتو موراویا (۱۹۹۰-۱۹۰۷) نویسنده‌ی ایتالیایی در اکثر آثارش به تجزیه و تحلیل روان‌شناسانه‌ی شخصیت‌های داستانش می‌پردازد و با چاشنی طنز سیاه و ابزورد پرده از خصائل پنهان آنان برمی‌کشد. از مشهورترین آثار او می‌توان به رمان دنباله‌رو و مجموعه داستان‌های رمی اشاره کرد.

قسمتی از کتاب مردم در قفس:

داخل قفس مردرنگ‌پریده‌ی سرخ‌مویی حضور داشت. آدم موجه و باشخصیتی به نظر می‌رسید. کت‌وشلواری بود و تمیز و مرتب. کفش‌های واکس‌خورده‌اش هم حسابی برق می‌زد.

من و سوزانا آن‌قدر متعجب و شوکه شده بودیم که تا چند لحظه پس از ورودمان به اتاق نمی‌توانستیم کلمه‌ای ادا کنیم. مرد داخل قفس کمی صبر کرد تا ما از آن بهت اولیه خارج شویم و بعد برایمان توضیح داد: «انتظار نداشتم که امروز برگردید. طبق اطلاعاتی که به من داده بودن...»

مکثی کرد. دفترچه یادداشتی را از جیبش درآورد. ورقی زد و بعد ادامه داد: «قرار بود که فردا شب برگردید. اینجا نوشته شده جمعه دوازدهم، آموزش مقدماتی شنبه سیزدهم، سازگاری جسمی و روحی با محیط یکشنبه چهاردهم، ورود مربیان. و امروز اگر اشتباه نکنم شنبه سیزدهمه.»

پاسخ دادم: «حق با شماست. ما یه روز زودتر برگشتیم. چون فکر کردیم اگه یکشنبه شب برگردیم، فرصتی برای استراحت نداریم و صبح دوشنبه درحالی‌که خستگی سفر هنوز تو تنمونه باید بریم سر کار.»

مرد سری تکان داد و با تأسف گفت: «فکر نکنم آقای روچی از این تغییر برنامه‌ی شما خوشش بیاد. این باعث میشه برنامه‌های من هم برای امشب خراب بشه.»

با تعجب پرسیدم: «آقای روچی؟ منظورت صاحب بنگاه معاملات املاکی سر خیابونه؟»

«بله، خودش شخصا به کارها رسیدگی می‌کنه. ایشون معتقده که همه‌ی شهروندان باید نسبت به رعایت قانون مقید باشن. افراد قانونمندی باشن.»

حسابی گیج شده بودم. پرسیدم: «قوانین؟ کدوم قوانین؟ اصلاً از کی آقای روچی که یه کاسب معمولیه، مأمور اجرای قوانین شده؟»

مرد با صدای یکنواختش ادامه داد: «شما ظاهراً از اون دسته افرادی هستید که درباره‌ی زندگی چیزی یاد نگرفتید. احتمالاً اون‌قدر درگیر مراسم عقد و ازدواجتون بودید که از تغییراتی که در قوانین بنگاه‌های اجاره و رهن مسکن داده شده بی‌اطلاعید. آقای روچی الان یه مجری قانونه. شما هم مجری قانون هستید؛ البته با دامنه‌ی اختیارات کمتر.»

مات و مبهوت پرسیدیم: «مجری قانونیم؟» مرد شمرده و آرام پاسخ داد: «دقیقاً نه، در حقیقت دستیار مجری قانون. البته این مواردی رو که دارم خدمتتون عرض می‌کنم، جزء اطلاعات محرمانه ا‌ست.»

ماجرا خیلی مشکوک بود. پرسیدم: «صحیح... بعد اون وقت بر چه اساسی شما دارید این اطلاعات محرمانه رو در اختیار من قرار می‌دید؟»

«براساس قانون طلاییم، کنار اومدن با مردم؛ رازهایی رو به مردم بگو که دوست داری اون‌ها هم به تو بگن. خب، از اونجا که قراره مدت زمان زیادی زیر یک سقف با هم زندگی کنیم.»

عصبانی و آشفته حرفش را قطع کردم: «وایسا ببینم... منظورت چیه که قراره مدت زمان زیادی زیر یه سقف با هم زندگی کنیم؟»

با آرامش جواب داد: «این واکنش شما کاملاً طبیعی و قابل درکه، ولی باید توجه داشته باشید که انجام اصلاحات در قوانین جزایی محتاج همکاری و مشارکت تمام شهروندان مقید به قانونه. برای ساختن جامعه‌ای بهتر، هر شهروندی باید هم بر پروسه‌ی مجازات متخلفین و مجرم نظارت داشته باشه و هم سهم و مسئولیتی رو قبول کنه.»

سوزانا دیگر تحملش را از دست داد و داد زد: «تو عمرم این رو نشنیده بودم. این مرد تو خونه‌ی ما داخل این قفس زشت گنده چه غلطی می‌کنه؟ مهم‌تر از اون کی و چرا تخت و دراورهای ما رو برده تو اتاق پذیرایی؟ و مهم‌تر از همه‌ی این‌ها، کی قراره خسارتی رو که به خونه‌ی ما وارد شده بپردازه؟ »

مردم در قفس در ۱۳۴ صفحه‌ی رقعی با جلد نرم و قیمت ۳۳ هزار تومان چاپ و عرضه شده است.
خرید کتاب مردم در قفس

 

 

http://www.bookcity.org/detail/25364