img
img
img
img
img
img
تاریخ انتشار: ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دادبه و ایران؛ پاسداشت مقام علمی و اخلاقی دکتر اصغر دادبه در شهرکتاب نیاوران

به همت شهرکتاب و خانواده مرحوم دادبه برگزار شد:

دادبه و ایران؛ پاسداشت مقام علمی و اخلاقی دکتر اصغر دادبه در شهرکتاب نیاوران

در پی درگذشت تأثرانگیز استاد دکتر اصغر دادبه، چهره ماندگار فلسفه، ادبیات و حافظ‌پژوه نامدار ایرانی در پنجم فروردین‌ماه ۱۴۰۵، مراسم یادبود و بزرگداشت این اندیشمند فقید با حضور جمعی از مفاخر علمی، شاگردان و خانواده ایشان در شهرکتاب نیاوران برگزار شد.

در این نشست که به بررسی ابعاد شخصیتی، سلوک علمی، منش رندانه و عشق بی‌بدیل استاد به ایران اختصاص داشت، سخنرانان ضمن ادای احترام به مقام شامخ وی، دستاوردهای گران‌سنگ او را در عرصه فرهنگ و ادب پارسی مرور کردند.

آغازگر این نشست مهدی فیروزان بود که با اشاره به جایگاه ویژه و بی‌بدیل مرحوم دادبه در عرصه حافظ‌پژوهی، خوانش او از مفهوم «رندی» را به‌عنوان نوعی روشنفکری، آزاداندیشی، انسان‌مداری و حقیقت‌جویی تبیین کرد. رئیس هیئت‌مدیره مؤسسه شهرکتاب با طرح مباحثی عمیق درباره نسبت عرفان و اگزیستانسیالیسم، به دیدگاه‌های استاد و همچنین مسئولیت‌پذیری انسان اشاره کرد و گفتمان علمی او را راهگشای تبیین مسائل اجتماعی با اتکا به اندیشه‌های حافظ دانست. وی با اشاره به یکی از آموزه‌های مهم استاد گفت: «دادبه معتقد بود در شرایط بحرانی، جایی برای بحث‌های انتزاعی نیست. مثال همیشگی او این بود که وقتی خانه‌ای آتش گرفته، نباید درباره جبر و اختیار بحث کرد؛ باید برای خاموش کردن آتش سطل آب را برداشت.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود، برای تبیین دقیق‌تر کارنامه پربار این چهره ماندگار، به معرفی رسمی‌تر زندگی و سمت‌های اجرایی و علمی او به‌عنوان استاد فلسفه اسلامی، ادبیات عرفانی و مدیر گروه‌های دانشگاهی پرداخت. وی با برشمردن آثار مکتوب و جریان‌ساز استاد ازجمله کتاب‌های «رندی آموز و…»، «کلیات فلسفه»، «فخر رازی»، «حافظ، زندگی و اندیشه» و «مفهوم رندی در شعر حافظ»، بر ماندگاری اندیشه او در سپهر فرهنگی ایران تأکید کرد.

فیروزان در پایان با تأکید بر این‌که گرچه استاد به‌ظاهر از میان ما رفته است، اما اندیشه، رندی و عشق او به ایران، در سطر سطر کتاب‌ها، تحقیقات، محافل علمی و حتی فضای مجازی تا همیشه زنده و ماندگار خواهد بود.

در ادامه این نشست، دکتر فتح‌الله مجتبایی استاد برجسته ادبیات، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از دوستان دیرینه مرحوم دادبه، به مرور خاطرات آشنایی خود با وی پرداخت. او از دادبه به‌عنوان دانشجویی دقیق و خوش‌سیما یاد کرد که بعدها به یکی از استوانه‌های علمی کشور تبدیل شد. نقطه عطف سخنان مجتبایی، اشاره به نقش بی‌بدیل دادبه در «دایرةالمعارف بزرگ اسلامی» بود؛ جایی که وی برای حدود ۳۵ سال، مدیریت بخش ادبیات فارسی را بر عهده داشت و برترین مقالات در حوزه عرفان و ادبیات را به نگارش درآورد.

سخنران بعدی این آیین، دکتر سرمد قباد، پزشک معالج مرحوم دادبه و از دوستان قدیمی استاد بود. وی سخنان خود را با خاطره‌ای از اولین مواجهه‌اش با اندیشه استاد از طریق مقاله «خرگه خورشید» آغاز کرد. دکتر قباد با اشاره به روزهای بیماری استاد، توصیف تکان‌دهنده‌ای از تصاویر پزشکی ایشان ارائه داد: «وقتی به کلیشه‌های MRI استاد نگاه می‌کردم، انگار شیارهای مغز او با زبان سعدی، حافظ و مولانا سخن می‌گفتند». وی با اشاره به روند بیماری و درگذشت ایشان، از منش والا و همراهی مثال‌زدنی خانواده استاد در دوران درمان نیز سخن گفت.

در ادامه این نکوداشت، عبدالرضا مدرس‌زاده با یادکرد از نقش پررنگ و تأثیرگذار دادبه در محافل علمی کاشان، او را استادی دانست که همواره یک گام فراتر از عافیت‌طلبی‌های مرسوم حرکت می‌کرد. وی با اشاره به ایران‌دوستی، تسلط بر زبان و رویکرد کم‌آزاری به‌عنوان منش اصلی زندگی استاد افزود: «ایران‌دوستی دادبه در حد شعار نبود. او نسبت به تخریب یک آب‌انبار تاریخی در گوشه‌ای از کشور یا حتی املای غلط یک تابلو در معابر عمومی حساس بود و بی‌تفاوت نمی‌گذشت.»

این مراسم با سخنان محمدرضا عدلی ادامه یافت. وی با بیان اینکه فقدان دکتر دادبه ضایعه‌ای بزرگ برای کشور است، بر هیبت خاص و وقار مثال‌زدنی ایشان تأکید کرد؛ هیبتی که در ابتدا ترسی توأم با احترام در دل دانشجو ایجاد می‌کرد، کشش و جذابیت عمیقی نیز به همراه داشت. عدلی با مرور خاطره اولین دیدار خود با استاد در جلسه مصاحبه دکتری و درخواست ایشان برای خوانش شعر حافظ، به همراهی استاد تا جلسه دفاع خود اشاره کرد و افزود: «افتخار داشتیم که در محافل مختلف از نزدیک با ایشان همنشین باشیم و از طنز شیرین و حافظه درخشان و دقیقشان بهره‌مند شویم.»

در ادامه بهرام پروین گنابادی نیز از منظر مدیریتی به شخصیت دکتر دادبه پرداخت و از روحیه مسئولیت‌پذیری، قانون‌مداری و ویژگی «مدیر هزینه» بودن به معنای هزینه کردن از خود برای مسئولیت‌هایش در کنار چند خاطره شخصی و شاعرانه یاد کرد.

درنگی بر پیوند عمیق و ناگسستنی نام دادبه با حافظ، محور سخنان هرمز رحیمیان در این نشست بود. وی با یادآوری خاطره‌ای از مراسم انتخاب استاد دادبه به عنوان چهره ماندگار، به سخن مجری برنامه اشاره کرد که گفته بود: «نمی‌شود اسم دادبه را بر زبان آورد و به یاد حافظ نیفتاد.» رحیمیان درباره دانش و بینش استاد، نوشته‌ای ادبی و سروده‌ای در وصف مرحوم دادبه را قرائت کرد؛ شعری لطیف که در آن به ستایش عشق، مهربانی و منش والای استاد پرداخته بود.

فضای مراسم با اجرای کوتاه و هنرمندانه یک قطعه آواز توسط غلامرضا رضایی به‌عنوان ادای احترامی به جایگاه هنری و ادبی استاد تلطیف شد و پس از آن، احمد محمدی سهروردی با تعبیری ستایش‌آمیز، جایگاه استاد را این‌گونه توصیف کرد: «چهره‌هایی چون دادبه و شجریان را نباید فقط دوست داشت، بلکه باید پرستش کرد.» وی همچنین به سرعت عمل و تسلط شگرف استاد در نگارش دیباچه‌ای  عالمانه در کمتر از چند ساعت اشاره کرد.

حسن ختام این آیین نکوداشت، سخنرانی بهشید دادبه، دختر استاد به نمایندگی از خانواده ایشان بود. وی در سخنانی سرشار از احساس و تأثر، ضمن قدردانی از حضور پرمهر حاضران و برگزارکنندگان مراسم، به روایت ماه‌های پایانی حیات پدر پرداخت. او با اشاره به روند بیماری استاد توضیح داد که در خرداد ماه ۱۴۰۴ پس از انجام MRI و تشخیص اولیه در یزد، با تأکید و پیگیری‌های دکتر قباد، ایشان برای پیگیری درمان به تهران منتقل شدند. در نهایت استاد روزهای پایانی عمر خود را در منزل دخترشان در رشت سپری کردند و پس از درگذشت در تاریخ پنجم فروردین ۱۴۰۵، پیکرشان برای مراسم و خاکسپاری به تهران بازگردانده شد. وی در این بخش با قدردانی ویژه از دکتر قباد، او را نه فقط یک پزشک معالج، که دوست و همراهی دلسوز برای خانواده توصیف کرد.

عکس: پریا فتحی