کد مطلب: ۱۴۲۶۱
تاریخ انتشار: شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

فلسفه یا پاسداشت طبیعت

محسن آزموده

اعتماد:  «بازگردیم به دامان طبیعت» یا «سیزده فروردین روز طبیعت است» و «همه‌چیز طبیعی‌اش خوب است» و ... در این تعابیر و موارد مشابه آنها، تصویری کلیشه‌ای و خیالی از طبیعت به دست می‌آید که معمولاً مابه‌ازایی در واقعیت ندارد و بیش از آنکه بیانی از وضعیت بیرونی جهان هستی باشد، به آرزوها و آمال انسان شهرنشین عصر جدید اشاره دارد. به عبارت روشن‌تر، «طبیعت» در این جملات، به معنای دشت و دمن و جنگل‌هایی پردارودرخت یا بیابان‌هایی بکر و برهوت، یا کوه‌های سر به فلک‌کشیده‌ای است که دست تطاول مداخله‌های فن‌آورانه بشری به آنها نرسیده و طبیعی‌بودن و تروتازگی آنها را به تاراج نبرده است. این تصویر خیالی از طبیعت، به منزله واقعیت دست‌نخورده و به دور از دسترس آدمیزاد عصر جدید، امروزه به مدد توانایی بی‌حد و حصر بشر در دست‌اندازی به تمام گوشه و کنارهای پیدا و پنهان دست‌کم زمین، چندان پایه‌ای در واقعیت ندارد و بیشتر نشانه آرزومندی بشری است که تخته‌بند زندگی شهری شده و روز به روز به روز از «دامان طبیعت» به معنایی که گفتیم، فاصله می‌گیرد. به بیان دیگر، این میل به طبیعت به عنوان امر دست‌نخورده و بکر، نشانگر دلزدگی و خستگی ساکنان شهرهای شدیداً «ماشینی‌شده» جدید است و معمولاً چند نکته را فراموش می‌کند. اولاً مفهوم «طبیعت» که در فارسی در برابر دو مفهوم «نیچر»
( nature ) لاتین و «فیزیک» یونانی به کار می‌رود، معنایی بارها گسترده‌تر از تصویر خیالی و رومانتیکی دارد که به آن اشاره کردیم و در اصل و اساس یونانی‌اش به معنای «خودشکوفایی هستی» به کار می‌رفته است. در معنای امروزی هم طبیعت، سراسر جهان محسوس پیرامون ما را شامل می‌شود. از همین جا روشن می‌شود که تقابل و رویارویی سفت و سختی که میان انسان یا زندگی شهری با طبیعت یا زندگی طبیعی ترسیم می‌شود، چندان روشن و دقیق نیست، زیرا انسان با همه ویژگی‌های جدید و قدیمش، خود محصول فرآیند عظیم‌تر طبیعت است و مداخلاتش در جهان درون و پیرامون، اعم از جسم و جان خودش تا محیط جسمانی که او را در بر گرفته، در دل طبیعت و بر اساس قانونمندی‌های آن (ولو بی‌قانونی آن) صورت می‌گیرد. نکته مهم‌تر اما نوع مواجهه نوستالژیک انسان شهرنشین جدید با طبیعت است که رهیافتی احساساتی و عاطفی است و چنان که در آغاز سخن اشاره شد، توضیحی روان‌شناختی دارد. در مقابل این رویکرد «سانتی‌مانتال» به طبیعت که آن را به مثابه تفرجگاهی بزرگ برای صرف اوقات فراغت و خوشگذرانی در نظر می‌گیرد، می‌توان نگاه انتقادی فلسفی به طبیعت به مثابه آشکارگی و ظهور هستی را نشاند و از رویکردی اخلاقی و مسوولیت‌پذیر انسان در قبال طبیعت سخن گفت، رهیافتی که در آن بشر به عنوان بخشی از طبیعت، ولو جزیی خودآگاه و هوشمند در نظر گرفته می‌شود که توانایی‌اش برای مداخله در درون خودش و محیط پیرامونی‌اش، امری صرفاً مذموم و ناپسند نیست و نباید باشد، بلکه موهبتی است که از جانب طبیعت در اختیار او گذاشته شده و بایسته است آن را در پی پاسداشت همین طبیعت به کار برد.

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST