کد مطلب: ۱۸۰۹۱
تاریخ انتشار: دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸

نبرد مقدس علیه ناامیدی

ایران:  «هادی خانیکی» به بررسی ابعاد مختلف موضوع امید اجتماعی می‌پردازد. خانیکی که به‌عنوان تئوریسین ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها در محافل سیاسی و علمی مطرح است در اسفند ماه سال ۱۳۹۶ بیست سال پس از طرح موضوع گفت‌وگوی تمدن‌ها توسط ریاست دولت اصلاحات در سازمان ملل به‌عنوان دبیر علمی اولین همایش ملی «امید اجتماعی» که توسط مؤسسه رحمان برگزار شد، این مفهوم جدید را وارد فضای گفتمان سیاسی و اجتماعی ایران کرد؛ مفهومی که این روزها مکرراً با عباراتی متفاوت از سوی ریاست‌جمهوری و دیگر سیاستمداران و تحلیلگران ایرانی مطرح می‌شود. همزمانی رونمایی از کتاب امید اجتماعی که شامل مجموعه مقالات ارائه شده در همایش اسفند ماه سال ۹۶ با سخنرانی حسن روحانی مبنی بر اینکه تحریم‌های یکجانبه امریکا علیه ایران جنگی است علیه امیدواری ایرانیان، بهانه مناسبی بود تا به سراغ مبدع اصطلاح امید اجتماعی برویم و نسبت آن را با «جنگ امید» جویا شویم. گفت‌وگویی انتقادی که در خاتمه با مکث چند ثانیه‌ای این کارشناس برجسته رسانه در جواب سؤال «شما یک فرد امیدوار هستید؟» مواجه شد و جواب آمد که «بله؛ امیدوار هستم. ولی همان‌طور که عرض کردم این امیدواری در پی حتی خیلی از ناامیدی‌های امیدهای قبلی من هست.» آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی مفصل خبرگزاری ایرنا با دکتر هادی خانیکی است.

آقای دکتر خیلی متشکر هستیم که برای گفت‌وگو در موضوع امید به ما وقت دادید. به‌عنوان اولین سؤال از شما می‌پرسم توجه به این نکته که شما در ابتدا با طرح ایده گفت‌وگوی تمدن‌های دولت خاتمی به بیان دغدغه‌های خود پرداختید اما در گذر این سال‌ها با گذر از آن ایده مدتی به پیگیری گفت‌وگوی ملی پرداختید و امروز بحث از امید اجتماعی می‌کنید، آیا خودش نشانه شکست یک امید نیست؟

بسم‌الله الرحمن الرحیم. لازم است تا از شما و خبرگزاری ایرنا تشکر داشته باشم. خوشبختانه در خلال و پس از برگزاری همایش امید اجتماعی، خبرگزاری جمهوری اسلامی از جمله رسانه‌هایی بود که در تمام مراحل انجام این پروژه به عبارتی آلوده مسأله امید شد و این مسأله را رها نکرد.
من در پاسخ به سؤال شما ابتدا به تجربه‌ای اشاره می‌کنم، اگرچه تصمیم به برگزاری همایش امید اجتماعی در ایران پیش از وقوع اعتراضات و انتقادات دی ماه ۹۶ انجام گرفته بود، اما برگزاری آن درست یک ماه پس از وقوع آن ناآرامی‌ها انجام گرفت و بر اساس این تقارن و زمینه اجتماعی، انتظار داشتیم تا طبیعتاً خیلی این عنوان وجهه عمومی پیدا نکند. ولی کرد و این نشان می‌داد که مسأله امید فراتر از سطح، به لایه‌های زیرین و عمق جامعه و فرهنگ ارتباط دارد.
پس از پایان همایش هم از سوی مؤسسه رحمان، دیگر جوامع علمی و بالطبع خود من تلاش شد این ایده را نه فقط به یک مفهوم، بلکه به یک مقوله و کنش اجتماعی تبدیل کنیم. در همین راستا انتشار محتوای همایش در رسانه‌ها، برگزاری کارگاه‌های متعدد، ایجاد پنل‌های گفت‌وگو و نهایتاً هم انتشار کتاب، همگی حاصل این تلاش‌ها و نشان‌دهنده یک نیاز و تشنگی در جامعه وجود دارد. به این اعتبار می‌توانم بگویم که وقتی