کد مطلب: ۱۸۱۴۳
تاریخ انتشار: شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸

راز اندیشه‌سالاران

مهسا رمضانی

ایران: به‌نظر می‌رسد که «شجاعت اندیشیدن» از آن دست مقولاتی است که هر جامعه‌ای برای حفظ پویایی خود به آن نیاز دارد اما پرسش اصلی اینجا است که چگونه می‌توان به شجاعت فکری، وجهی عینی بخشید و بسترهای لازم برای بروز آن را فراهم کرد. برای این منظور، به سراغ دکتر امیرحسین خداپرست، استاد فلسفه اخلاق و عضو هیأت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران رفتیم. او کتاب «فضایل ذهن» نوشته‌ فیلسوف اخلاق و معرفت‌شناس برجسته، لیندا زگزبسکی را به فارسی ترجمه کرده است که در آن به فضیلت شجاعت فکری به‌عنوان یکی از مصادیق فضیلت‌های فکری اشاره شده است. همچنین در کتاب «باور دینی و فضیلت فکری» در کنار گشودگی ذهنی، فروتنی فکری و خودآیینی فکری، به‌طور خاص به بحث «شجاعت فکری» نیز پرداخته است. آنچه در ادامه می‌آید ماحصل گفت‌وگوی ما با او است که می‌خوانید:
جناب دکتر خداپرست، «شجاعت اندیشیدن» به چه معنا است؟ و اهالی اندیشه در تاریخ فلسفه برای این فضیلت فکری چه اهمیت و جایگاهی قائل هستند؟
در تاریخ فلسفه از فضیلت شجاعت کم سخن نگفته‌اند، اما آنچه غالباً و صریحاً مد نظر قرار گرفته شجاعت اخلاقی است و به وجه «فکری» آن کمتر توجه شده است. شجاعت فکری رویه‌ دیگر شجاعت اخلاقی است و اگر شجاعت اخلاقی در اعمال و رفتارهای ظاهری نمایان می‌شود، شجاعت فکری به فعالیت‌های ذهنی و شناختی ناظر است.
شجاعت اخلاقی فضیلتی است که متعلق یا غایت آن اخلاقی و مربوط به عمل است در حالی که شجاعت فکری در هدف گرفتن غایتی فکری، یعنی کسب فهم و معرفت، برانگیخته شدن از طریق آن غایت و برآوردن آن به ظهور می‌رسد، گرچه آراستگی به شجاعت فکری خود، در نهایت، به مفهوم آراستگی به فضیلتی اخلاقی است.
فرض بر این است که شجاعت فکری نمونه‌ای خوب از فضیلت‌های فکری و خصیصه‌ای است که فقدان یا تباهی آن از ارزش حیثیتِ معرفتی فاعل انسانی، در مقام کسی که در حال شناختن، باور داشتن و ارزیابی باورهای دیگران است، می‌کاهد.
جست‌وجوی این غایت مستلزم چیست؟
مسأله آن است که جست‌وجوی این غایت‌ها و برآوردن آنها در موقعیت‌هایی از زندگی آدمی مستلزم این است که او متحمل پاره‌ای تهدیدها، خطرها، هراس‌ها و اضطراب‌ها شود، با آنها مقابله کند و تا حدی بر آنها فائق آید. همان‌طور که فعل آدمی در شرایطی «شجاعانه» خوانده می‌شود که فاعل غایتی اخلاقی را در شرایطی خطیر و به‌نسبت خوفناک برآورد، باور داشتن‌ها یا نداشتن‌های او نیز آنگاه شجاعانه است که تا حدی با خطر کردن همراه باشد. همان‌طور که در کتاب «باور دینی و فضیلت فکری» آورده‌ام، «نمونه‌های شجاعت فکری از غلبه بر ترس از «گرفتار خطا بودن»، «گرفتار کارکرد نادرست قوای معرفتی بودن»، «بدفهمی نظریه‌ها»، «بدفهمی نسبت به افراد»، «آسیب دیدن» و «سوءاستفاده و سوءفهم از دانش و بروز فجایع انسانی و زیست‌محیطی» آغاز و تا ترس از مشکلات پیش‌رو در فرآیند معرفت‌اندوزی یا معرفت‌گستری پیش می‌رود. به‌عنوان مثال، دانشمندی را در نظر آورید که می‌خواهد روی ویروس بیماری ناشناخته و مهلکی تحقیق کند و از ویژگی‌ها و نحوه‌ درمان آن شناختی به‌دست آورد. ممکن است در فرآیند این تحقیق