یاد جان ال. اسپوزیتو و میراث کتابهایی که از او باقی مانده است
درگذشت یک مؤلف برای کتابفروش لحظهٔ عجیبی است. آدمی از جهان میرود و حاصل عمرش، در هیئت کتاب، روی قفسهها باقی میماند و تو میمانی و میدانی که این بار حالا دیگر بر دوش توست. خبر درگذشت چند روزی نام او را دوباره به گردش درمیآورد؛ بعد هیاهوی خبر فروکش مثل این روزها میکند و این کتابفروشها، کتابخانهها، دانشگاهها و خوانندگاناند که دربارهٔ زندگیِ بعدی آثار تصمیم میگیرند.
احترام عملی به هر نویسندهای میتواند بسیار ساده باشد: کتابهایش را پیدا کنیم، کنار هم بگذاریم، دربارهشان حرف بزنیم و به خوانندگان فرصت دهیم خودشان داوری کنند. در این کار منفعت اقتصادی هم وجود دارد. کتابفروشی از فروش کتاب زنده میماند و جریان فرهنگ نیز بدون خریدن، خواندن و دوباره به گردش درآوردن کتابها دوام نمیآورد. فروش آثار یک اندیشمند پس از درگذشت او رفتاری ناپسند یا فرصتطلبانه نیست، اگر با معرفی دقیق و پرهیز از اغراق همراه باشد.
جان ال. اسپوزیتو، اسلامپژوه آمریکایی و استاد دانشگاه جرجتاون، در هشتادوششسالگی درگذشت. او بیش از پنج دهه دربارهٔ اسلام، جوامع مسلمان، دین و سیاست، اسلام سیاسی، دموکراسی، روابط مسلمانان و غرب و گسترش اسلامهراسی پژوهش کرد. شاید برخی از پاسخهای او را نتوان پذیرفت. برخی پیشبینیهایش در برابر رویدادهای بعدی نیازمند بازنگریاند. بااینحال، بزرگی کوشش او و ذخیرهای که از کتاب، تجربه، پرسش و نهاد بر جای گذاشت، سزاوار توجه است.
دانشوری میان دین و سیاست
اسپوزیتو در دورهای به مطالعهٔ اسلام روی آورد که بخش بزرگی از دانشگاه و رسانهٔ غرب هنوز جهان اسلام را مجموعهای حاشیهای، دور و کمابیش یکدست میدید. تحولات سیاسی دهههای پایانی قرن بیستم، انقلاب ایران، گسترش جنبشهای اسلامی، مهاجرت مسلمانان به اروپا و آمریکا و سپس جنگها و حملات تروریستی، اسلام را به مرکز مناقشههای جهانی آورد. زبان مسلط برای سخنگفتن دربارهٔ اسلام اغلب از واژههای تهدید، بنیادگرایی، خشونت و ناسازگاری با جهان جدید ساخته میشد.
اسپوزیتو کوشید این زبان را پیچیدهتر کند. او خشونت، اقتدارگرایی و جریانهای افراطی را انکار نمیکرد، اما حاضر نبود این پدیدهها را نمایندهٔ تمام اسلام و همهٔ مسلمانان بداند. پرسش مداوم او این بود که مسلمانان در جوامع متفاوت چگونه دین خود را میفهمند، چگونه با دولت و سیاست رابطه برقرار میکنند، چه تصوری از دموکراسی دارند و تجربهٔ روزمرهشان با تصویرهایی که رسانهها تولید میکنند چه فاصلهای دارد.
روش او بر تمایز میان متن و زندگی استوار بود. برای فهم یک دین، خواندن متون مقدس و منابع فکری ضرورت دارد؛ مشاهدهٔ آنچه مردم واقعاً باور میکنند و انجام میدهند نیز همان اندازه اهمیت دارد. همین توجه به «متن و زمینه» به اسپوزیتو اجازه میداد از اسلام به صورت جمع سخن بگوید: اسلامِ جوامع و تاریخهای گوناگون، با اختلافهای فکری، مذهبی، طبقاتی، ملی و سیاسی.
اسلام به صورت جمع
یکی از آثار ماندگار اسپوزیتو مقاومت در برابر تبدیل اسلام به شخصیتی واحد بود؛ شخصیتی خیالی که گویا یک صدا، یک اراده و یک برنامهٔ سیاسی دارد. او از شمال آفریقا تا جنوب و جنوب شرقی آسیا، از خاورمیانه تا اجتماعات مسلمان در غرب، نمونههای متفاوتی را بررسی کرد. در آثارش اسلام سیاسی گاهی در هیئت انقلاب ظاهر میشود، گاهی در انتخابات شرکت میکند، گاهی با نظام مستقر کنار میآید و گاهی زیر فشار حکومتهای اقتدارگرا به زیرزمین رانده میشود.
این نگاه در پژوهش مشترک او با جان وال دربارهٔ اسلام و دموکراسی آشکار است. آنها به جای صدور حکمی کلی دربارهٔ سازگاری یا ناسازگاری اسلام و دموکراسی، تجربهٔ کشورها و جنبشهای مختلف را مقایسه کردند. نتیجههای آن پژوهش امروز همگی تازه و بینقص به نظر نمیرسند؛ ارزش کتاب در صورتبندی مسئله و گردآوردن تجربههایی است که خواننده میتواند بار دیگر آنها را با تحولات بعدی بسنجد.
اسپوزیتو در برابر پیشفرض قدیمی دیگری نیز ایستاد: این تصور که مدرنشدن جوامع سرانجام دین را از عرصهٔ عمومی بیرون میراند. بازگشت نیرومند دین به سیاست جهانی نشان داد که این پیشبینی تا چه اندازه شتابزده بوده است. کار او به پژوهشگران و سیاستگذاران یادآوری کرد که دین برای میلیونها انسان منبع هویت، اخلاق، همبستگی و کنش سیاسی است و نمیتوان آن را به بقایایی از گذشته فروکاست.
دانش برای مخاطب عمومی
بخش مهمی از شهرت اسپوزیتو به توانایی او در نوشتن برای مخاطب غیردانشگاهی بازمیگردد. او در کنار تکنگاریهای دانشگاهی، کتابهایی نوشت که به پرسشهای عمومی پاسخ میدادند: مسلمانان به چه چیزی باور دارند؟ شریعت چیست؟ جایگاه زنان در جوامع اسلامی چگونه است؟ جهاد چه معناهایی دارد؟ رابطهٔ اسلام با دموکراسی، حقوق بشر و تکثر دینی چگونه صورتبندی شده است؟
پس از آنکه اسلام در رسانههای آمریکایی بیش از پیش با تروریسم و امنیت پیوند خورد، اسپوزیتو حضور عمومی خود را گسترش داد. او در رسانهها، نشستهای دانشگاهی و گفتوگوهای سیاستگذاری شرکت کرد و کوشید فاصلهٔ میان پژوهش تخصصی و گفتوگوی عمومی را کاهش دهد. این نقش برای او هزینه هم داشت. منتقدانی او را بیش از اندازه خوشبین، همدل با جریانهای اسلامی یا کمتوجه به سویههای اقتدارگرای اسلام سیاسی میدانستند.
این نقدها را باید جدی گرفت. پژوهشگری که وارد میدان سیاست و رسانه میشود، در برابر خطر سادهسازی، جانبداری و خطای پیشبینی قرار میگیرد. برخی امیدهای اسپوزیتو دربارهٔ گسترش دموکراسی و گفتوگوی پایدار میان جهان اسلام و غرب با جنگها، سرکوبها، فرقهگرایی و رشد جریانهای افراطی روبهرو شد. با این همه، ارزش یک عمر پژوهش در پیشگویی بیخطا خلاصه نمیشود. او مجموعهای از پرسشها، دادهها و روایتهای جایگزین فراهم کرد و امکان داد تصویر مسلط بارها به چالش کشیده شود.
یک نقد ظریفتر نیز دربارهٔ نقش «مترجم اسلام برای غرب» مطرح شده است. این نقش، حتی هنگامی که با نیت رفع سوءتفاهم انجام میشود، ممکن است مسلمانان را همچنان گروهی بیرونی تصور کند که باید برای مخاطب غربی توضیح داده شوند. این محدودیت واقعی است. نسلهای بعدی پژوهشگران مسلمان و غیرمسلمان توانستهاند از فضایی که اسپوزیتو در گشودن آن سهم داشت فراتر بروند و خودِ مرز میان «ما» و «آنها» را موضوع پرسش قرار دهند.
از نوشتن کتاب تا ساختن نهاد
میراث اسپوزیتو به تألیف کتاب محدود نمیشود. او در دانشگاه جرجتاون مرکز شناخت متقابل اسلام و مسیحیت را بنیان گذاشت و بعدتر در شکلگیری ابتکاری برای مطالعهٔ اسلامهراسی، دفاع از تکثر و مقابله با نفرتپراکنی نقش داشت. این مراکز پژوهشگر تربیت کردند، میزبان گفتوگوها شدند، منابع آموزشی ساختند و موضوعاتی را که زمانی در حاشیه قرار داشتند به برنامهٔ پایدار دانشگاهی تبدیل کردند.
او بیش از پنجاهوپنج کتاب و بیش از صد مقالهٔ علمی منتشر کرد و سرپرستی چند دانشنامه و پروژهٔ مرجع آکسفورد را بر عهده داشت. این حجم از کار را میتوان صرفاً نشانهٔ پرکاری دانست، اما کنار هم گذاشتن کتابها، دانشنامهها، تدریس، گفتوگوی عمومی و نهادسازی تصویر دیگری میسازد: اسپوزیتو میخواست دانشی پدید آورد که پس از مؤلف نیز قابل استفاده، قابل اصلاح و قابل گسترش باشد.
این همان ذخیرهٔ بزرگ تجربهای است که از او بر جای مانده است. ذخیره به معنای مجموعهای از پاسخهای قطعی نیست. کتابهای او اسناد چند دهه تلاش برای فهم دگرگونیهای جهان اسلاماند؛ در آنها میتوان امیدهای یک دوره، خطاهای تشخیص، تغییر زبان دانشگاهی و کوشش برای یافتن راهی میان هراس و سادهانگاری را مشاهده کرد.
از کدام کتاب آغاز کنیم؟
آیندهٔ اسلام
برای خوانندهای که میخواهد تصویری کلی از دغدغههای اسپوزیتو به دست آورد، «آیندهٔ اسلام» نقطهٔ شروع مناسبی است. کتاب دربارهٔ تنوع جوامع مسلمان، اصلاح دینی، دموکراسی، زنان، مسلمانان غرب و اسلامهراسی بحث میکند. خوشبینی نویسنده در بعضی فصلها آشکار است و همین موضوع امکان گفتوگوی انتقادی با کتاب را فراهم میکند. ترجمهٔ فارسی مهدی امینی را نشر ثالث منتشر کرده است.
جنبشهای اسلامی معاصر: اسلام و دموکراسی
این کتاب، نوشتهٔ مشترک اسپوزیتو و جان وال، برای خوانندگان علوم سیاسی، جامعهشناسی سیاسی و تاریخ معاصر مناسبتر است. نویسندگان الگوهای متفاوت رابطهٔ جنبشهای اسلامی و فرایندهای دموکراتیک را در چند کشور بررسی میکنند. فاصلهٔ زمانی کتاب با رویدادهای امروز، از ارزش آن کم نمیکند؛ خواننده میتواند تحلیلهای آن را با آنچه بعدتر در ایران، سودان، پاکستان، مالزی، مصر و الجزایر رخ داد مقایسه کند. ترجمهٔ شجاع احمدوند را نشر نی منتشر کرده است.
انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن
اسپوزیتو در این مجموعه نقش ویراستار و گردآورنده را دارد. کتاب پیامدهای انقلاب ایران را در جهان اسلام و مناطق مختلف بررسی میکند و برای خوانندهٔ ایرانی فرصتی فراهم میآورد تا یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر خود را در آینهٔ تحلیلهای بیرونی ببیند. ترجمهٔ محسن مدیرشانهچی با عنوان «انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن» در ایران بارها چاپ شده است.
آنچه همه باید دربارهٔ اسلام بدانند
این کتاب با ساختار پرسش و پاسخ برای خوانندهای نوشته شده که آشنایی تخصصی با اسلام ندارد. هدف اسپوزیتو پاسخدادن به پرسشهایی است که در فضای عمومی غرب بارها تکرار میشوند. خوانندهٔ ایرانی از خلال آن میتواند ببیند اسلام در ذهن مخاطب غربی با چه پرسشها و سوءتفاهمهایی روبهروست. نسخهٔ فارسی کتاب با ترجمهٔ محمدحسین آریا منتشر شده است.
برای خواندن بیشتر به زبان اصلی
«تهدید اسلامی: افسانه یا واقعیت؟» از کتابهای مهم او دربارهٔ ساختهشدن تصویر اسلام بهعنوان تهدید است. «چه کسی از جانب اسلام سخن میگوید؟» که با همکاری دالیا مجاهد نوشته شد، با تکیه بر دادههای پیمایشی میکوشد برداشتهای رایج دربارهٔ افکار مسلمانان را بیازماید. مجموعههای مرجع آکسفورد نیز برای پژوهشگران و کتابخانههای تخصصی اهمیت دارند.
احترام عملی
اکنون که جان اسپوزیتو درگذشته است، میتوان او را با عبارتهای بزرگ ستود و چند روز بعد فراموش کرد. راه دیگر، بازکردن کتابهای او و واردکردنشان به گفتوگوهای امروز است. کتابفروشیها میتوانند آثار فارسی و انگلیسی او را کنار هم بگذارند، برای هر کتاب توضیحی کوتاه بنویسند و خوانندگان را به مقایسهٔ تحلیلهای او با جهان کنونی دعوت کنند. دانشگاهها میتوانند یک جلسه را به بازخوانی آثارش اختصاص دهند و مترجمان و ناشران میتوانند وضعیت ترجمهها و چاپهای موجود را دوباره بررسی کنند. معیار ساده است: اطلاعات درست بدهیم، اغراق نکنیم و حق داوری را برای خواننده نگه داریم.
اسپوزیتو عمر خود را صرف کوششی دشوار کرد: فهماندن جهانی که زیر فشار سیاست، رسانه و ترس پیوسته ساده میشد. در این راه کامیابیها و خطاهایی داشت. آنچه باقی مانده، انبوهی از کتابها و تجربههاست که میتوان خواند، نقد کرد، فروخت و دوباره به گردش انداخت. احترام ما میتواند دقیقاً به اندازهٔ تلاش او باشد: کتابهایش را از قفسه بیرون بیاوریم و امکان یک دور تازهٔ خواندن را فراهم کنیم.
منابع و پیوندهای پیشنهادی
یادنامهٔ رسمی دانشگاه جرجتاون برای جان ال. اسپوزیتو
معرفی دانشگاهی و فهرست آثار جان ال. اسپوزیتو
معرفی کتاب «آیندهٔ اسلام» در نشر ثالث
معرفی کتاب «جنبشهای اسلامی معاصر» در نشر نی
مشخصات فارسی «انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن»
برچسبها:اندیشمندان, یادبود