حالا که «روباه شنی» در ایران آغاز شده است، شناختن تجربههایی مانند «فسادناپذیرها» و «کوالا» میتواند پنجرهای به جهان جوایزی باز کند که خوانندگان جوان را جدی میگیرند. هر کدام از این برنامهها در جامعه، نظام آموزشی و فضای فرهنگی خاص خود شکل گرفتهاند و نسخهای آماده برای تقلید نیستند. اما میان آنها یک ایدهٔ مشترک وجود دارد: اینکه کودک و نوجوان فقط مخاطب ادبیات نیست؛ میتواند در انتخاب آن نیز نقش داشته باشد.
«روباه شنی» شهرکتاب نیز از همین ایده آغاز شده است؛ با این تفاوت که تلاش میکند این مشارکت را به یک مرحله از جایزه محدود نکند. نوجوانان ۱۱ تا ۱۸ سال در روباه شنی میتوانند کتاب پیشنهاد کنند، آثار را بخوانند و ارزیابی کنند، دربارهٔ انتخابهایشان فکر کنند و در نهایت به کتاب محبوبشان رأی بدهند. در کنار این فرایند، شورای کودک و نوجوان جایزه نیز تلاش میکند صدای نوجوانان را در خودِ ساختار و مسیر برگزاری جایزه وارد کند. یعنی پرسش فقط این نیست که «نوجوانان کدام کتاب را دوست دارند؟» بلکه این است که «چطور میتوانیم جایزهای بسازیم که نوجوانان در شکلگیری و پیشبرد آن نیز سهم داشته باشند؟»
از این نظر، تجربهٔ «کوالا» برای روباه شنی یک نکتهٔ مهم دیگر هم دارد: مشارکت واقعی، پیش از رأیگیری آغاز میشود. وقتی کودکی میتواند کتابی را پیشنهاد کند، دربارهاش با دیگران حرف بزند و ببیند پیشنهاد او ممکن است به فهرست نهایی راه پیدا کند، احساس میکند در ساختن جایزه سهم دارد. روباه شنی نیز میخواهد همین حس مالکیت و اثرگذاری را در میان نوجوانان ایرانی تقویت و امکان مشارکت نوجوانان از نقاط مختلف ایران را در یک فرایند مشترک فراهم کند.
در «کوالا»، نامزدهای نهایی از پیشنهادهای کودکان شکل میگیرند و سپس رأی آنها برنده را مشخص میکند. در «روباه شنی» نیز اصل بر این است که صدای نوجوانان در انتخاب کتاب محبوبشان تعیینکننده باشد؛ اما این جایزه تلاش میکند یک گام فراتر هم برود و نوجوان را از «رأیدهنده» به «شریک» تبدیل کند. تجربهٔ دورهٔ نخست نشان داد که وقتی نوجوان بداند انتخابش واقعاً دیده و شنیده میشود، رأی دادن دیگر یک کلیک ساده نیست؛ بخشی از یک تجربهٔ جمعی خواندن، گفتوگو و تصمیمگیری است.
شاید به همین دلیل است که روباه شنی را نمیتوان فقط یک فهرست سالانه از کتابهای محبوب نوجوانان دانست. این جایزه تلاشی است برای ساختن فضایی که در آن نوجوانان بتوانند دربارهٔ ادبیات نظر بدهند، سلیقهٔ خود را بیان کنند، با انتخابهای دیگران روبهرو شوند و ببینند که نظرشان میتواند بر نتیجه اثر بگذارد. برای شهرکتاب نیز این تجربه فرصتی است تا از رابطهای که معمولاً با نوجوان بهعنوان «مخاطب کتاب» دارد، یک قدم جلوتر برود و او را به یکی از بازیگران اصلی عرصهٔ انتخاب و ترویج کتاب تبدیل کند.
در نهایت، شاید پرسش مشترک همهٔ این جایزهها همین باشد:
اگر انتخاب را به خود کودکان و نوجوانان بسپاریم، چه کتابهایی دیده خواهند شد؟
پاسخ را از پیش نمیدانیم.
باید کتابها خوانده شوند.
دربارهشان بحث شود.
پیشنهاد شوند.
رأیها شمرده شوند.
و بعد، شاید مهمتر از همه، ببینیم وقتی نوجوانان انتخاب میکنند، چه چیز تازهای دربارهٔ کتاب و دربارهٔ خودشان به ما میگویند.
برچسبها: روباه شنی