آیین بزرگداشت مهدی فیروزان، رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل پیشین مؤسسه شهرکتاب، عصر پنجشنبه ۱۹ شهریور در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. در این مراسم، جمعی از نویسندگان، هنرمندان، مدیران و فعالان فرهنگی، از تجربههای مشترک خود با فیروزان درباره نهادسازی فرهنگی، گسترش شبکه شهرکتاب، دسترسی به کتاب و نسبت فرهنگ با فناوری سخن گفتند.
حسین محسنی، سید محمد بهشتی شیرازی، حسن کیائیان، شیرین احمدنیا، محمود دولتآبادی، بیژن بیژنی، رسول صدرعاملی، ندا برادران و رامبد جوان در این آیین سخن گفتند و مهدی فیروزان نیز در پایان، ضمن مرور تجربههای خود در مدیریت فرهنگی، از همکاران سالهای فعالیتش قدردانی کرد.
ماندن و ادامهدادن
حسین محسنی، مدیر ماه هنر تهران برگزاری این رویداد را در روزهایی که جامعه با فشارهای اقتصادی، نگرانیهای روزمره و نااطمینانی روبهروست، فرصتی برای بازگشت به فرهنگ و تمرین دوباره باهمبودن دانست. به گفته او، چنین برنامههایی یادآوری میکنند که در موقعیتهای دشوار نیز میتوان کار کرد، ارتباط ساخت و از فرهنگ و هنر برای معنادارتر کردن زندگی یاری گرفت.
محسنی بزرگداشت فیروزان را فراتر از تجلیل یک فرد توصیف کرد و آن را پاسداشت کسانی دانست که در سالهای دشوار دست از کار نکشیدهاند. او با اشاره به تجربه شهرکتاب گفت که در این الگو، مردم صرفاً مخاطب یک نهاد فرهنگی نیستند، بلکه بخشی از آن به شمار میآیند و تفاوت مهم میان کار کردن برای مردم و کار کردن با مردم و برای مردم در همین مشارکت نهفته است.
مدیریت فرهنگی از جنس باغبانی
سید محمد بهشتی شیرازی سخنانش را با اشاره به دو چهره در اساطیر ایرانی، هوشنگ و وِیگَرد، آغاز کرد و آنها را نماد دو وظیفه مکمل دانست: «برقراری نظم و عدل» و «فراهم کردن زمینه آبادانی». او سپس این دوگانه را به مدیریت معاصر پیوند زد و از «مدیریت نجاری» و «مدیریت باغبانی» سخن گفت. به گفته بهشتی، مدیر نجار همهچیز را منفعل میبیند و میخواهد مطابق نظر خود شکل دهد؛ اما مدیر باغبان استعدادها و ظرفیتهای موجود را میشناسد و زمینه رشدشان را فراهم میکند. او مدیریت فرهنگی مهدی فیروزان را از جنس باغبانی دانست؛ مدیریتی که نتیجهاش در رشد افراد و تداوم نهادها دیده میشود.
او عرصه فرهنگ را از جمله حوزههایی دانست که بدون مدیریت باغبانانه به نتیجه نمیرسد. بهشتی با اشاره به تجربههای فیروزان در نهادهای فرهنگی گفت ویژگی مدیر فرهنگی موفق آن است که محصول کارش به حضور شخص او محدود نماند و در قالب افراد، جریانها و نهادهایی که رشد داده است، ادامه پیدا کند. او پیوند میان فرد و کار را نوعی «اهلیت» نامید؛ نسبتی که در آن، کار هر فرد ادامه وجود او و وجود هر فرد با مسیری که ساخته است شناخته میشود.
شهرکتاب و مسئله ویترین
حسن کیائیان، بنیانگذار و مدیر نشر چشمه، از منظر نشر و کتابفروشی به کارنامه فیروزان پرداخت. او ابتدا تصویری از بازار فرهنگ و کتاب در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ ارائه کرد؛ دورهای که با افزایش جمعیت شهری، شمار دانشآموختگان و عناوین منتشرشده، نیاز به زیرساختهای تازه برای عرضه محصولات فرهنگی آشکارتر شد.
کیائیان گفت در حالی که تولید کتاب افزایش یافته بود، ظرفیت ویترین کتابفروشیها متناسب با آن رشد نکرد و همزمان شماری از کتابفروشیهای قدیمی به دلایل اقتصادی از ادامه فعالیت بازماندند. در چنین شرایطی، راهاندازی کتابفروشیهای بزرگ و چندمنظوره به یکی از راهحلهای پیش روی حوزه نشر تبدیل شد.
او با اشاره به تغییر الگوی توسعه شهرکتاب در دوره مدیریت فیروزان گفت: پس از مدتی، گسترش فروشگاهها با سازوکار نشانسپاری و با اتکا به سرمایه بخش خصوصی، بهویژه در شهرهای دیگر، دنبال شد. به گفته کیائیان، حاصل این رویکرد، شکلگیری شمار زیادی از کتابفروشیها در نقاط مختلف کشور و افزایش فضای عرضه برای کتابهای ناشران مختلف بود؛ تجربهای که بعدها به ایجاد انگیزه برای توسعه مجموعههای زنجیرهای دیگر در بخش خصوصی نیز کمک کرد.
کیائیان در عین حال، به نقدهایی که در سالهای نخست درباره نحوه واگذاری و اداره برخی شهرکتابها مطرح بود اشاره کرد و گفت تغییر سازوکار توسعه، بخشی از آن ابهامها را کاهش داد. سخنان او، در کنار اشاره به دستاوردهای این تجربه، روایتی از روندی تدریجی همراه با اصلاح ارائه کرد.
فرهنگ بهمثابه ساختن امکان
شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران، سخنان خود را نه بر زندگی و کارنامه شخصی فیروزان، بلکه بر معنای اجتماعی حوزهای متمرکز کرد که او سالهای زیادی در آن فعالیت داشته است: کتاب، فرهنگ و ایجاد راههای تازه دسترسی به محصولات فرهنگی.
احمدنیا فعالیت فرهنگی را در یک عبارت «ساختن امکان» نامید. او گفت جامعه تنها در سازمانهای بزرگ، قوانین و ساختارهای رسمی ساخته نمیشود؛ بخش مهمی از آن در فضاهای کوچکتر و تجربههای روزمره شکل میگیرد، در مکانهایی که افراد یکدیگر را میبینند، گفتوگو میکنند، با اندیشهای تازه روبهرو میشوند و احساس تعلق به جهانی فراتر از زندگی خصوصی خود پیدا میکنند.
از نگاه او، یک کتابفروشی میتواند چیزی بیش از محل خرید کتاب باشد؛ فضایی برای مکث، کشف، آشنایی با نویسندگان، شرکت در نشستها و پیوند خوردن با جهان اندیشه و هنر. چنین فضاهایی در شهری مانند تهران، با شتاب، ازدحام، ترافیک و فشارهای روزمره، میتوانند میان خانه و محل کار جایی برای حضور اجتماعی و تجربه مشترک فراهم کنند.
احمدنیا سپس به گسترش فضای فرهنگی در جهان دیجیتال پرداخت و گفت دسترسی به فرهنگ دیگر الزاماً به حضور در یک مکان وابسته نیست. کتاب الکترونیکی و صوتی میتواند برای مخاطبانی که از کتابفروشی مناسب دورند یا امکان رفتوآمد ندارند، راه تازهای باز کند. او یادآور شد که البته فناوری بهخودیخود نابرابری را از میان نمیبرد، زیرا دسترسی به اینترنت، ابزار دیجیتال، توان اقتصادی و سواد استفاده از فناوری نیز یکسان توزیع نشده است.
به گفته او، امید اجتماعی با توصیه به امیدوار بودن پدید نمیآید؛ امید زمانی شکل میگیرد که افراد، بهویژه جوانان، در برابر خود امکان یادگیری، مشارکت، خلق کردن، دیده شدن و اثر گذاشتن را ببینند. از این منظر، فضای فرهنگی زمانی نقشی گستردهتر پیدا میکند که مردم در آن فقط مصرفکننده نباشند و بتوانند در ساختن فرهنگ مشارکت کنند.
اثری که پیش از فرد دیده میشود
در ادامه این مراسم محمود دولتآبادی، نویسنده، نیز گفت برای خستهنباشید گفتن به فیروزان آمده است و در این مراسم نکتههای درستی درباره نسبت مدیریت و فرهنگ شنیده است. او یادآور شد که خلق ادبی و هنری ممکن است در خلوت انجام شود، اما رساندن اثر به جامعه به تنهایی ممکن نیست و به تقسیم کار، نشر، عرضه و نهادهای واسط نیاز دارد.
دولتآبادی از نخستین حضورهای خود در شهرکتاب و نشستهای آن یاد کرد و گفت در آن فضا، پیش از آنکه خود فیروزان دیده شود، اثر کار او دیده میشد. او همچنین به تجربه همکاری با فیدیبو و گفتوگوهای نخستین درباره کتاب صوتی اشاره کرد؛ قالبی که بهویژه برای افرادی که بخش زیادی از روز خود را در مسیر خانه و محل کار میگذرانند، امکان تازهای برای شنیدن ادبیات فراهم کرده است.
او برگزاری بزرگداشت برای کسانی را که در حوزه فرهنگ کاری ماندگار انجام دادهاند، اقدامی ضروری دانست و خواستار آن شد که چنین برنامههایی تنها به چهرههای همیشگی محدود نماند و دیگر فعالان فرهنگی نیز دیده شوند.
سروش؛ از کتاب تا موسیقی
بیژن بیژنی، خواننده و خوشنویس، در بیان روایت خود از سالهای همکاری با فیروزان در انتشارات سروش گفت: از سال ۱۳۵۶ به دعوت قباد شیوا به واحد گرافیک سروش پیوست و در دهه ۱۳۶۰، همزمان با آغاز مدیریت فیروزان، از نزدیک شاهد تغییرات این مجموعه بود.
بیژنی به سامان یافتن بخشهای مختلف انتشارات، گسترش رفتوآمد نویسندگان و مترجمان و انتشار آثاری در حوزههای ادبیات، هنر و پژوهش اشاره کرد. او از کتابهایی چون «فرهنگ آثار»، کتاب نفیس «ایران» و نسخه خوشنویسیشده حافظ بهعنوان نمونههایی از تولیدات آن دوره نام برد و گفت بخش گرافیک و ویرایش سروش نیز با حضور شماری از هنرمندان و ویراستاران شناختهشده فعالیت میکرد. او از انتشار کتابها و آلبومهایی در زمینه موسیقی ایرانی، از جمله ردیفها، آثار آموزشی و تولیدات ارکسترال یاد کرد و گفت انتشار آلبومهای «نهانخانه دل» و «آینه در آینه» در ادامه مسیر حرفهای او نیز اثرگذار بوده است.
بیژنی در پایان از همکاران درگذشته خود در بخشهای گرافیک، عکاسی و ویرایش سروش از جمله بهمن جلالی، فوزی حسنتهرانی، علی خسروی، فریده شهبازی، فرید سلطانی و موسی اسوار یاد کرد.
شهرکتاب؛ مکانی برای مکث
رسول صدرعاملی، فیلمساز، از همکاری خود با انتشارات سروش در دهه ۱۳۶۰ و حمایت آن از معرفی فیلمهای سینمای ایران گفت: سروش در آن سالها تنها با محاسبات اقتصادی به آثار فرهنگی نگاه نمیکرد و در شناساندن تولیدات تازه سینمای ایران به مخاطبان نقش داشت.
صدرعاملی سپس از تجربه شخصی خود در شهرکتاب سخن گفت؛ جایی که در میانه روزهای دشوار میشد برای مدتی از شتاب و آشفتگی شهر فاصله گرفت، کتابها را ورق زد و با موسیقی و فضای آرام فروشگاه همراه شد. به گفته او، شهرکتاب تنها یک فروشگاه نیست، بلکه مکانی برای مکث و بازیافتن پیوند با کتاب و فرهنگ است.
او همچنین بر وجه کمحاشیه مدیریت فیروزان تأکید کرد و گفت بسیاری از کارهای او بدون عنوانهای پرطمطراق و دور از دیده شدن انجام شده است. صدرعاملی نقش همکاران و مدیران فرهنگی دیگری را نیز که در شکلگیری شهرکتاب سهم داشتند، یادآور شد.
پیوند کتاب و فناوری
ندا برادران، قائممقام دیجیکالا و مدیرعامل پیشین فیدیبو، از زاویه کسبوکارهای دیجیتال به موضوع پرداخت. او نخستین آشنایی خود با فیروزان را مربوط به دورهای دانست که مدیریت فیدیبو را بر عهده گرفت و گفت در آن زمان، پیوند میان کتاب و کسبوکار دیجیتال هنوز برای بسیاری تجربهای تازه بود.
برادران یادآور شد که برخی نوآوریها پس از فراگیر شدن چنان بدیهی به نظر میرسند که دشواری و عدم قطعیت روزهای آغازشان فراموش میشود. به گفته او، در سالهایی که فضای استارتاپی ایران تازه شکل میگرفت، ورود به حوزه کتاب الکترونیکی، کتاب صوتی و حتی طراحی کتابخوان دیجیتال، به جسارت و پذیرش آزمونوخطا نیاز داشت.
او شکلگیری شبکهای از ناشران، تولیدکنندگان کتاب صوتی و الکترونیکی، نیروهای جوان و مخاطبان تازه را حاصل فرایندی دانست که تنها به راهاندازی یک پلتفرم محدود نماند و بهتدریج به یک زیستبوم تبدیل شد. برادران همچنین گفت اکنون با گسترش هوش مصنوعی، نه فقط ابزار ارائه محتوا، بلکه خودِ فرایند تولید محتوا نیز در حال تغییر است و تجربههای پیشین میتواند برای مواجهه با این تحول راهگشا باشد.
روایتی شخصی از اعتماد
رامبد جوان سخنانش را با روایتی شخصی از دوستی و معاشرت با مهدی فیروزان آغاز کرد. او به سابقه حمایت فیروزان از جوانان و ایجاد فرصت برای افراد بااستعداد، خلاق و باانگیزه اشاره کرد و گفت این شیوه، امکان رشد نیروهایی را فراهم کرد که میخواستند در حوزههای فرهنگی و هنری کار کنند.
جوان سپس از تجربه پدر بودن و تلاش برای توضیح دادن ترسها و بحرانهای جهان به فرزندش گفت. او فیروزان را در زندگی خود کسی توصیف کرد که در موقعیتهای دشوار، جهان و پیچیدگیهایش را آرام و قابلفهم توضیح داده و به اطرافیان امکان داده است که با اطمینان بیشتری مسیر خود را ادامه دهند.
بزرگداشتی برای همکاران
بخش پایانی این مراسم نیز به سخنرانی مهدی فیروزان اختصاص داشت. او گفت این بزرگداشت را با تواضع میپذیرد، اما آن را تنها متعلق به خود نمیداند. او این آیین را بزرگداشت همه کسانی میداند که در سالهای فعالیتش در سروش، رادیو، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شهرکتاب و مجموعههای استارتاپی با او همکاری کردهاند.
فیروزان گفت تصمیمهای او در جمع همکاران باتجربه و اهل فرهنگ، نقد، اصلاح و اجرایی شدهاند و افزود: «من به تنهایی تصمیمهای غلط بسیاری میگرفتم، اما این راهرفتگان و آدمهای بافرهنگ و دانش، دستم را گرفتند.» او همچنین از استادان و همکاران درگذشتهای یاد کرد که دانش و تجربه خود را سینهبهسینه و چهرهبهچهره منتقل کرده بودند.
او در توضیح شیوه اداره شهرکتاب، از «مدیریت باز» سخن گفت؛ الگویی که در آن، هر مخاطب میتواند در سرنوشت و تصمیمهای مجموعه اثر بگذارد. فیروزان توسعه نشانسپاری شهرکتاب را نیز از جمله ایدههایی دانست که در گفتوگو با دیگران شکل گرفت، نه تصمیمی که صرفاً در درون مدیریت مؤسسه گرفته شده باشد.
فیروزان در ادامه، تجربه خود در مدیریت فرهنگی را نوعی امانتداری میان گذشته و آینده توصیف کرد. به گفته او، وظیفه یک کنشگر فرهنگی آن است که میراثی را که از پیشینیان گرفته، بدون تحریف به زبان زمانه بازتعریف کند و به نسل بعد بسپارد. او همچنین بر ضرورت حفظ قهرمانان و حافظه فرهنگی جامعه تأکید کرد و گفت جامعه را نمیتوان از رویاها و الگوهای هویتبخشش محروم کرد.
هوش مصنوعی و آینده فرهنگ
بخش پایانی سخنان فیروزان به هوش مصنوعی و آینده فعالیتهای فرهنگی اختصاص داشت. او تفاوت رویکرد نسلها به فناوریهای تازه را یادآور شد و گفت در حالی که بخشی از نسلهای پیشین با نگرانی به هوش مصنوعی نگاه میکنند، نوجوانان و جوانان از هماکنون در حال ساختن ابزارها و پلتفرمهای مبتنی بر آن هستند.
فیروزان کنار کشیدن از این تحول را زمینهساز انزوا و عقبماندگی دانست، اما در عین حال تأکید کرد که هوش مصنوعی نمیتواند همه ابعاد تجربه انسانی را بازآفرینی کند. به گفته او، این فناوری میتواند متن، تصویر، موسیقی و حتی فیلم تولید کند، اما رنج زیسته، عشق، اخلاق، معنا و رابطه زنده میان هنرمند و ماده یا بازیگر و تماشاگر را به همان شکل انسانی تجربه نمیکند.
او پیشنهاد کرد فعالان فرهنگی، نویسندگان، هنرمندان و مدیران به جای برخورد صرفاً تهدیدمحور، این ابزار را بشناسند و امکانهای آن را در خدمت ارزشهای انسانی و مسئولیت اجتماعی به کار گیرند. فیروزان از آموزش شخصیسازیشده، ارزیابی دقیقتر نیازهای دانشآموزان، ویرایش و گفتوگوی خلاق با نویسندگان بهعنوان برخی از ظرفیتهای هوش مصنوعی یاد کرد و هشدار داد که بیتوجهی به این حوزه، جامعه را به مصرفکننده صرفِ فناوری تبدیل خواهد کرد.
فیروزان در آخرین بخش سخنانش از برگزارکنندگان «ماه هنر تهران»، خانواده و همکارانش قدردانی و از مدیریت کنونی مؤسسه شهرکتاب علی جعفرآبادی برای پذیرفتن مسئولیت در شرایط دشوار فعلی تشکر کرد.
عکس: پریا فتحی

































































برچسبها: شهرکتاب, مهدی فیروزان, موزه هنرهای معاصر